آرمان شرق-جواد مرشدی:بازار افسار گسیخته دلار که تا قبل از عزیمت روحانی به نیویورک در کانال ۱۴ هزار تومان نوسان داشت با سفر رئیس جمهور به آمریکا یک پله بالاتر رفت و پس از سخنرانی روحانی پا را فراتر نهاد و با جهشی چشمگیر رکورد ۱۸۰۰۰ تومان را زد.غافل از اینکه نه درصحبت های ترامپ و نه روحانی نکته جدیدی وجود نداشت و هیچ اتفاق اقتصادی خاصی هم نیافتاد اما بازار کار خود را کرد.با کمی تامل می توان پی برد که این چنین افزایش قیمتی در این برهه هر گز نمی تواند بر اساس مولفه های اقتصادی باشد و تنها و تنها سیاسی کاری است، گویی عده ای مترصد هستند تا هر کنش و واکنشی را مستمسک افزایش نرخ دلار قرار دهند.عده ای هم منفعلانه خرید دلار توسط مردم عادی را بهانه این جهش قیمت دانستند،اخر مردمی که در گیر و دار تهیه مایحتاج زندگی خود مانده اند را چه به خرید دلار. جالب اینکه دولت هم ساز و کار لازم برای کنترل را ندارد و یا اگر هم دارد، گویا گاهی اعمال نمی کند.البته در ۳ روز اخیر گویا تحرکاتی ایجاد شده و قیمت ارز روند نزولی گرفته و بانک مرکزی آستین ها را بالا زده و علاوه بر اعلام لیست دریافت کنندگان ارز ، همتی نیز برای اعمال سیاست های تازه از جلسه سران قوا اختیار تام گرفته است، هر چه هست این بازار ارز و قیمت ها از توان اقتصاد ایران فراتر است و باید فکری به حال آن کرد آنچنان که پیش تر هم در دولت های قبلی به رغم افزایش ۳ برابری نرخ ارز بالاخره این اسب چموش لگام خورد و باید دید چرا در این دوره اینچنین نشده و شرایط چه تفاوت هایی کرده است.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر آلبرت بغازیان استاد دانشگاه به این موضوع پرداخته که در پی می آید.

حرف های آقای روحانی بر اساس عقلانیت دیپلماتیک بود و به نوعی پاسخ های منطقی به ترامپ،هم زمان بااین صحبت ها و حتی فردای آن شاهد افزایش قیمت دلار و سکه بودیم.به نظر شما آیا این نشانه بارز این نیست که مسئله دلار سیاسی است و به هیچ وجه این افزایش نمی تواند اقتصادی باشد ؟

عوامل مختلف بر نرخ قیمت اثر می گذارند ،عوامل اقتصادی را مثلا بگوییم تولید بوده وصادرات و غیره باشد و وقتی برنامه ای برای اینها وجود دارد ممکن است روی نرخ هم اثر بگذارند .ولی این قضیه کاملا مشخص است که عامل اقتصادی نیست ،تغییری رخ نداده و آن چیزی که مشخص است این است که بانک مرکزی هم کاملا نرخ را شناور کرده واصلا قضیه مدیریت نیست.یعنی آن نیما و نه این ۴۲۰۰ تومانی که اصلابحث مدیریت ندارد چون یک چیز تثبیت شده است و کارخود را انجام می دهند که حتی من معتقد هستم آن هم الان به نظر وقفه و مشکل دارد، چون نمی تواند یک تقاضای سه درصدی در بازار ارز بخواهد ۹۷ درصدی که با آن نرخ عرضه می شود را خدشه دار کند و بشود ۱۸ تا ۱۹ هزار تومان .این مسلما سیاسی است ،حالا ما سیاسی که بگوییم می گوییم یک سری بازار ساز هستند و از این فرصت استفاده می کنند و وقتی از صراف ها می پرسیم و می گویند هنوز نرخ ندارم و نرخ را نگفته اند، معلوم است که همه دارند از یکجایی نرخ می گیرند و این خیلی خطرناک است، چون یک نهادی ،یک فرد و یا یک مجموعه ای در کنار بانک مرکزی می تواند چنین رفتار کند که ارزش خارجی نرخ ارز یک کشور را به هم بریزد و این واقعا خطرناک است.نقدینگی دست یک نفر نیست که نقدینگی را مقصر کنیم و این خرید مردم نیست و معلوم است که یک سری نشسته اند و قشنگ دارند ماهی می گیرند از این اوضاع .نه حرف ها تهدید کننده بود و نه وضع وخیم شد،چیزی بود که به هر حال یک مقداری قضیه را مشخص تر کرد .

عده ای می گویند که مردم بعد از سخنان ترامپ برای خرید دلار هجوم آورده اند و باعث این افزایش قیمت ها شده اند ،در حالی که اینطور نیست اما آیا مردم عادی دیگر می تواند دراین بازار نقش آفرینی کنند؟

نه ،ببینید اسکناسی هست که فرد تا دیروز حاضر بود ۱۳۰۰۰ تومان بفروشد و حالا حاضر نیست ۱۶۰۰۰ تومان بفروشد .اینکه بگوییم یک حجم عظیمی پول وجود دارد و تا حالا تکلیف آن مشخص نبوده و نیست، من این موضوع را بعید می دانم به هرحال یک جوری این پول تبدیل شده بوده .این مال چیزهای روزمره ای است که فرد ماشین یا خانه خود را به دو برابر قیمت فروخته و حالا خسته شده و می گوید می روم و آن را تبدیل به دلار می کنم ،این سوال پیش می آید پس آنکه خریده از کجا آورده .بنابراین این بحث هایی که می گویند نقدینگی در این بین خیلی در این بازی نقش دارد، درست نیست و کاملا مشخص است که به نوعی خواست بانک مرکزی هم هست که اگر یک نرخی بالا پایین شد این طرف هیچ گونه تاثیری برای ترمیم آن ۴۲۰۰ تومان نیمایی صورت نگیرد.صرافی ها همگی دارند نرخ می گیرند،شاید کسی بگوید من ۱۰ میلیون دلار می خواهم و می گویند حالا که اینطور است، نرخ نیست .خوب این افراد کاملا قابل شناسایی هستند و بانک مرکزی با یک پلیس بازی می تواند از سر از این مضوع در بیاورد ولی اراده ای ندارد .

در عرصه سیاست داخلی الان بد نیست دولت بیاید پیش بینی کند که چه دست هایی می خواهند قیمت ها افزایش پیدا کند و همواره در پی بهانه برای افزایش نرخ دلار هستند .چرادولت دراین حوزه ناتوان است و نمی تواند این بازار کاذب را بشکند؟

تعدادی از افراد خیلی خوشبین هستند که می گویند بگذاریم بالاخره بازار به یک تعادلی می رسد ،ما تعادل داریم ولی تعادلی که دائما تغییر می کند ،یعنی تصویب نشده است و این اثر خود  را روی خیلی از چیز ها می گذارد.مثلا الان دلار بشود ۳۰ هزار تومان ولی وقتی که ماشین و بقیه با همین نرخ تعدیل می شوند، پس این ۴۲۰۰ تومان سامانه نیما کجاست؟ بنابراین این را نمی شود به حال خود رها گذاشت.مگر اینکه مثلا دولت بیاید بگوید من از فردا کوپن اعلام می کنم تا مردم لااقل مایحتاج اساسی خود را داشته باشند .به نظر من با توصیه های یک عده ای که دور ور دولت هستند و اینها وخودشان منافعی در بازار آزاد ارز دارند و توصیه می کنند که شما بگذار نرخ به یک عددی برسد.از طرف مردم هم می گویند؛ خوب دولت هم وقتی کسر بودجه اش را می تواند از این طریق تامین کند، پس بدش نمیاید خودش هم دستی در این ببرد ولی واقعا هزینه هایی که از بابت این افزایش نرخ است از بزهکاری گرفته از اختلاس گرفته و چیزهایی که به هر حال بار منفی ایجاد می کند، بخواهد هزینه کند ؛خیلی بیشتر از اینها باید از خودش مایه بگذارد.

تقریبا نظیر چنین تلاطمی را در دوران احمدی نژاد هم دیدیم ولی خوب در یک جایی جلوی آن گرفته شد ،به نظر شما در آن زمان چه سیاست هایی اعمال شد که الان نمی شود و آیا اصلا آقای روحانی و تیم اقتصادی اش از احمدی نژاد ضعیف تر هستند که نمی توانند کنترل بازار را در دست گیرند؟

چیزی که در آن زمان اتفاق نیافتاد تعیین نرخ بود و اینکه پلیسی کردن که بگوییم به همه تخصیص می دهیم و این اختلاف قیمت اتفاق نیافتاد ،یعنی فرض کنیم ۴۲۰۰ تومانی که یک فقره آن را ما دیده ایم که توانستند استفاده کنند ،یعنی یکبار آن اتفاق افتاد، خیلی ها گفتند عجب فرصت خوبی بود و ما می توانستیم از این کارها هم بکنیم ،منتظر شدند تا زمانی که دولت دوباره این اشتباه را کرد، وارد عمل شدند .یعنی به نوعی این ویروس ،سوداگر،رانت خوار و کسی که می خواست از این آب گل آلود ماهی بگیرد، فرصت چنین چیزی را می کشید و دفعه قبل فرصت نکرد، چنین کاری را بکند.درست است که آن موقع از ۱۰۰۰ تومان به ۴۰۰۰ تومان رسید و چهار برابر شد ولی عملا مردم ۳۰۰۰ تومان اضافه را دیده بودند و الان درست است که نسبت ۴ برابر نیست ولی خوب ۱۰۰۰۰ تومان در طی یک ماه بالا رفتن نشان می دهد که اصلا کاملا ول است و اصلا تزریقی صوت نمی گیرد .آن موقع باز به صرافی ها یک ارزی می دادند الان این را هم نمی دهند ۹۷ درصد را نگه داشته اند و معلوم نیست به چه کسانی دارد، تخصیص داده می شود .۴۲۰۰ تومانی را که نمی دانیم و گفته اند فقط برای کالای اساسی و این قسمت نیمایی را هم که همین ۸۰۰۰ تومان معامله می شود، حتما باز ۱۹۰۰۰ تومان جنس را قیمت گذاری می کند .در حقیقت ما باید منتظر تورم باشیم که بعد از تثبیت شدن و راحتی خیال از نرخ جدید اعمال شود.به نظر من زمان احمدی نژاد فرصت کافی داده نشد و این افراد فرصت طلب منتظر شدند تا یک بار دیگر بانک مرکزی اشتباه خود را انجام دهد ،این دفعه دیگر وارد عمل شدند و ایادی آماده شدند تا به موقع ثبت سفارش کنند و به موقع ارز ۴۲۰۰ تومانی را به خود اختصاص دهند .آن موقع نرخی اعلام نشد که انقدر و فقط به اینها می دهیم ،حالا اعلام شد و رفتند و گرفتند و دیدیم که چه شد .ما تازه یک گوشه اش را گرفتیم که به نظر من اگر شاخه اصلی را گرفته بودیم تا حالا این فساد ارزی حل شده بود.