آرمان شرق -جواد مرشدی: ترامپ و جمهوریخواهان همراه وی شمشیر را علیه ایران از رو بسته اند و کسی با سخنرانی وی در مجمع عمومی و نیز اظهارات او در جلسه شورای امنیت نسبت به این نکته شک و شبهه ای ندارد اما آیا می توان این رویکرد ترامپ را به تمامی سیاستمداران و چهره های ذینفوذ آمریکایی بسط و تعمیم داد و همه را با یک چوب راند؟ وقتی ترامپ در حال آماده شدن برای سخنرانی در هفتاد و سومین مجمع عمومی سازمان ملل بود، گروهی از مقامات برجسته پیشین آمریکایی در بیانیه‌ای خطاب به وی خواستار تعامل او با ایران از طریق دیپلماسی و بازگشت به توافق هسته‌ای شدند.این اقدام غیر معمول که به امضای بیش از ۵۰ نفر از مقامات برجسته آمریکایی در عرصه سیاست خارجی منتشر شد به رئیس جمهور ایالات متحده گوشزد می کرد که اعمال فشار و تحریم‌های یک‌جانبه بدون گزینه‌های دیپلماتیک معتبر می‌تواند به وقوع یک مناقشه خطرناک و غیرسازنده با ایران منجر شود. افرادی چون جیمز کلپر، رییس سابق اطلاعات ملی، مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه پیشین و پال او نیل، وزیر خزانه‌داری پیشین آمریکا نیز این بیانیه را امضا کرده بودند .شایدبتوانیم این بیانیه را اگر چه از سر خرد ورزی و یا حتی لجبازی با ترامپ هم که باشد بعنوان لابی ایران در امریکا قلمداد کنیم و در برهه کنونی آن را به نحوی کانالیزه کنیم که در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی باشد و از این تفاوت آرا در راستای منافع خودمان بهره بجوییم آنچنان که همه کشورهای دیگر نیز انجام داده و لابی گری این روزها در عرصه دیپلماسی امری راهگشا و موثر است. آرمان شرق در گفت و گویی با مرتضی مکی کارشناس مسائل آمریکا به بررسی نقش لابی ها در عرصه دیپلماسی عمومی و سیاسی پرداخته که در پی می آید.

بیش از ۵۰ نفر از مقامات بلند پایه آمریکا درعرصه سیاست خارجی طی بیانیه ای ترامپ را به تعامل با ایران فراخواندند،آیا با توجه به تندروی های ترامپ می توان از این اختلاف نظرها در عرصه سیاست داخلی آمریکا در راستای منافع ملی مان بهره گرفت و روی این دست از سیاستمداران آمریکایی سرمایه گذاری کرد؟

همواره در ۴۰ سال گذشته در آمریکا دو راهبرد نسبت به ایران وجود داشته و دولت های متفاوتی که در آمریکا بر سر کار آمده اند هر کدام سعی کرده اند به یکی از این راهبرد ها گرایش نشان دهند .یک راهبرد اصولی آنها این است که جمهوری اسلامی ایران را یک خطر برای منافع سیاسی و اقتصادی و امنیتی خودشان در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس دیده اند، این تهدید وجود ندارد ولی در امریکا این باور وجود دارد و آنها نگاه متفاوتی در چگونگی مقابله با این تهدید دارند .آقای باراک اوباما و جریانی که ۸ سال در امریکا در راس کار بودند به این نتیجه رسیدند که راهبرد تهدید و فشار دیگر پاسخگوی انتظارات آنها برای تغییر رفتار ایران و برای تغییر نظام ایران پاسخگو نیست و از طریق مذاکره و پذیرفتن برخی از تعهدات در قبال برخی از تعهدات اصلی ایران، بهتر می توانند ایران را مهار کرده و به نوعی جلوی گسترش و توسعه منطقه ای ایران را بگیرند.این راهبردی بود که در دوره اوباما وجود داشت و مذاکرات برجام براساس همین تفکر و اندیشه و راهبرد پیش رفت و به نتیجه رسید.در همان زمان هم در حزب جمهوری خواه کسانی بودند که با این سیاست اوباما مخالف بودند ولی دموکرات ها معتقد بودند از طریق مذاکره و گفت و گو می شود ایران را مهار کرد .به همین دلیل در کنگره آمریکا شاهد بودیم که سنگ اندازی و مانع تراشی در مسیرگفت و گوهای ایران با آقای باراک اوباما و جان کری و آقای ظریف انجام می شد اما خوب وقتی آقای ترامپ بر سر کار آمد باز آن جریان مخالف مذاکره توانست کار را به دست گیرد و ایران ستیز ترین جریان در حزب محافظه کار یعنی آقای جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی ترامپ انتخاب شد و مشاورین دیگری که حتی با منافقین هم رابطه خوبی داشتند بر سر کار آمدند تا بتوانند سیاست های تندروانه ای علیه ایران اتخاذ کنند و برنامه خروج آمریکا از برجام را تبیین کنند .این نامه ای که ۵۳ مقام پیشین سیاسی امنیتی آمریکا نسبت به آقای ترامپ نوشتند و اینکه این راهبرد پاسخگوی انتظارات شما برای مهار ایران نیست و می تواند به جایگاه و موقعیت آمریکا آسیب بزند و می تواند شکاف میان آمریکا و متحدان اروپایی اش را تشدید کند و اینکه سیاست های دورزدن تحریم های آمریکا از سوی اروپا برای اینکه بتوانند برجام را حفظ کنند، در نهایت میتواند باعث تضعیف دلار و تضعیف موقعیت آمریکا در عرصه نظام بین الملل شود. این نامه ۵۳ مقام آمریکایی به آقای ترامپ هم از همین جریان است .اینکه بشود این جریان را به عنوان لابی ایران در آمریکا قلمداد کرد درست نیست و نمی شود از این جهت تقویت کرد ،اگر این جریان بتواند در کنگره آمریکا اکثریت را به دست بیاورد قطعا می توانند چالش های جدی را برای دولت ترامپ ایجاد کنند که نتواند آن اهداف و سیاست های تنش آفرین خودش را علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه دهد.

با توجه به اینکه این افراد از سر خردمندی و یا حتی لجبازی با ترامپ این بیانیه را داده اند آیا ما می توانیم امیدوار باشیم که به نوعی فضا به نغع ما تعریف شود؟

نمی شود گفت آنها به سمت و نفع ایران موضع گرفته اند ،یک نگاه متفاوت در مورد مهار ایران وجود دارد .در واقع اینها نگاه یکسانی دارند ،آنها نگاه مثبتی به جمهوری اسلامی ندارند ولی در تاکتیک اینها می گویند جمهوری اسلامی حقیقتی است که باید بپذیریم و ما باید از این گذر کنیم که بخواهیم جمهوری اسلامی را ساقط کنیم و بر اندازیم چرا که این نگاه و رویکرد دیگر پاسخگوی مهار ایران بعد از ۴۰ سال نیست.ما باید به سمتی برویم که بتوانیم یک سیاست چند جانبه گرایانه را برای مهار ایران پیش گیریم و برجام در چارچوب این تفکر و این نگاه منعقد شد و شکل گرفت. رویکرد این ۵۳ نفر مقام سیاسی امنیتی آمریکا از این زاویه است و قطعا این مورد ها به نفع ماست،هر چه این جریان ها درآمریکا تقویت شود موقعیت  تاثیر گذاری ما در عرصه بین الملل و در داخل آمریکا برای اینکه بتوانیم فشارهای آمریکا را خنثی کنیم بیشتر خواهد شد و فرصت های بسیاری را برای ما ایجاد خواهد کرد.قطعا این نوع رویکرد به نفع ما خواهد بود و می تواند باعث کاهش فشارها شود و می تواند فضا و فرصت های بیشتری را برای ایران فراهم کند که ایران هم به جایگاه خود در برجام پایبند بماند و به حداقل انتظاراتی که در برجام دارد برسد.

برای اینکه بتوانیم اینها رادر جهت منافع ملی کشور کانالیزه کنیم تا مثل یک لابی ایرانی برای ما عمل کنند چه اقداماتی باید انجام دهیم؟

به نظر من اگر با این جریان که مقامات سابق هستند و پست رسمی هم ندارند بتوانیم ارتباط بگیریم و حتی آنها را دعوت کنیم که به ایران بیایند و گفت و گو مذاکره داشته باشیم، مطمئنا می تواند یک فضا وفرصت بیشتری را در عرصه رسانه ای و سیاسی آمریکا برای ما فراهم کند .در عرصه نظام بین الملل هم می تواند موثر تر باشد ،درهرحال اینها چون در مقام های دولتی نیستند راحت تر می شود با آنها گفت و گوهایی انجام داد و این شاید این گفت و گو ها  الان و در کوتاه مدت جواب ندهد اما انتخابات ریاست جمهوری و کنگره را در پیش داریم و اینها می توانند وقتی در مقامی در کاخ سفید قرار گرفتند، شاید بتوانند حداقل انتظارات ما را  انجام دهند .به هر حال نباید راه دیپلماسی را بست و حالا که نمی خواهیم با مقامات فعلی آمریکا مذاکره کنیم، مذاکره و گفت و گو در ستوه مختلف با این افراد می تواند در میان مدت و بلند مدت به ما کمک کند.

به نظر شما اصولا لابی ها چه نقشی در دیپلماسی عمومی و سیاسی دارند وچه امتیازات و ارزش افزوده ای می توانند برای منافع ملی ما به ارمغان بیاورند؟

در آمریکا لابی ها نقش موثری در فرآیند تصمیم سازی و سیاست گذاری دارند ،یهودی ها هم که بیش از همه به واسطه رابطه های سیاسی که با نمایندگان کنگره دارند از این فرصت بیش از همه استفاده می کنند .به نظر من ما هم می توانیم یک جریان سیاسی که مخالف ترامپ هستند را با روش های دیپلماتیک و روش های ارتباط رسانه ای این جریان را در جامعه آمریکا تقویت کنیم .قطعا اگر این نگاه در کنگره آمریکا تقویت شود و یک نگاه جامع تر و کامل تری از فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران به آنها ارائه دهیم، چالشی که میان دو نگاه نسبت به جمهوری اسلامی وجود دارد؛ عمیق تر خواهیم کرد و این شکاف به ما کمک می کند که بتوانیم راحت تر و با فرصت بیشتری سیاست های ترامپ را خنثی سازی کنیم.