آرمان شرق-جواد مرشدی:نزدیک شش ماه از خروج آمریکا از برجام می گذرد،خروجی یک طرفه که خیلی از معادلات را بر هم زد.رئیس جمهور ایالات متحده که برجام را به ضرر منافع آمریکا می داند از همان ابتدای نقض این ‌معاهده باب مذاکره مجدد را باز گذاشت و بار ها و بار ها مقامات ایرانی را دعوت به مذاکره کرد.مذاکره ای که به زعم مقامات ایرانی هیچ اطمینانی نمی توان به آن داشت.هر مذاکره و توافقی چارچوب های خود را دارد،وقتی ترامپ به این راحتی توافقی را نقض و اعمال فشار را در دستور کار قرار می دهد بر اساس چه منطق و اصولی می توان بر سر میز مذاکره نشست.حالا که مقامات ایرانی اسیر لفاظی های ترامپ نشدند وی پا را فراتر نهاده و پیشنهاد مذاکره با رهبر جمهوری اسلامی را می دهد، آن هم زمانی که رئیس جمهور کشورمان در هواپیما عازم نیویورک بود.به نظر می رسد ترامپ برای مذاکره و دستیابی به آنچه که می تواند آن را مستمسکی برای ارائه به کنگره بداند از هیچ‌تلاشی فرو گذاری نخواهد کرد.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر علی بیگدلی استاد روابط بین الملل به این موضع پرداخته که در پی می آید.

آمریکایی ها علیرغم اینکه برجام را نقض کردند مدام دم از مذاکره باایران می زنند ،به نظر شما استراتژی آنها چیست و خواستگاه طلب مذاکره کجاست؟

دو بحث داریم،یکی دلایل خروج آنها از برجام است و دیگری هم همانطور که شما اشاره کردید اصرار بر مذاکره کردن که خود یک بحث جداگانه ای است .حالا بحث برجام که کهنه شده اما اینکه چرا باز آمریکا اصرار می کند به مذاکره با ایران به این دلیل است که مسئله ایران برای آمریکایی ها خیلی اهمیت دارد ،آنها دوست دارند بتوانند ایران را سر میز مذاکره بنشانند و بتوانند ایران را چارچوب های انتظاری خودشان جای دهند و آن تهدیدی که تصور می کنند، ایران علیه اسراییل دارد را از بین ببرند ،شاید به همین دلیل هم لابی های یهودی ترامپ را سر کار آوردند که به این انتظارات کهنه و عمیق شان از جمله انتقال پایتخت اسراییل به اور شلیم جامه تحقق ببخشند و این تهدیدات دائم ایران ظرف ۴۰ سال گذشته را با تهدیدات و تنبیهات ترامپ علیه ایران بتوانند ایرانی ها را مجبور به مذاکره کنند .از طرف دیگر الان بحث انتخابات میان دوره ای کنگره در ماه نوامبر مطرح است و آنها به همان دلیل که حل مسئله کره را به عنوان یک امتیاز افتخار آفرین تلقی می کنند و برای آنها ایران ده ها مرتبه از حل مسئله کره اهمیت بیشتری دارد، بخاطر اینکه در یک منطقه بحرانی مثل خاورمیانه ایران با توانمندی هایی که دارد می تواند نظم مطلوب آمریکایی ها را در منطقه بر هم بزند و با تهدید هایی که علیه اسرائیل و در خلیج فارس می کند، نابسامانی سیاسی در منطقه به وجود بیآورد.بنابراین تمام تلاش آمریکا در دعوت از ایران برای مذاکره و حل اختلافات بر سر این است که هم بتواند خواست های لابی های یهودی را در متوقف کردن تهدیدات ایران علیه اسرائیل و شیخ نشین ها متوقف کند و هم به عنوان یک برگ امتیازی بتواند افکار عمومی آمریکا  را به سمت جمهوری خواهان در انتخابات حساس پیش رو جلب و به یک پیروزی دست پیدا کند.با توجه به اینکه آمریکا بطور کلی در خاورمیانه خیلی موفقیتی به همراه نداشت،علیرغم آن قرارداد سخاوتمندانه ای که اول کار ترامپ در سفر به عربستان امضا شد. در کنار این قرارداد ۲۸۰ میلیاردی، عربستان دو انتظار هم از آمریکا داشت،یکی پایان دادن به حکومت خانواده اسد و یکی هم روشن کردن تکلیف ایران بود که هیچ کدام از اینها عملی نشد. آمریکایی ها آمدند بشار اسد را بخشیدند و گذاشتند کنار و تمام پتانسیل های قدرت شان را به ایران معطوف کردند وحتی در نزدیکی به روسیه باز خیلی موفق نبودند و از بغل آن ترکیه در آمد،همه این مشکلات باعث شد که ترامپ تلاش کند که با ایران به عنوان سرحلقه این بحران ها در منطقه آشتی کند و بتواند از این آشتی به عنوان یک برگ برنده در انتخابات آینده استفاده کند.

هر مذاکره ای باید یک چارچوبی داشته باشد،وقتی آمریکا به هیچ کدام از تعهدات خود عمل نکرده و فشار را بر ایران بیشتر هم کرده آنوقت حداقل شرط مذاکره تحقق پیدا خواهد کرد؟

در ماجرای برجام لازم است توجه کنیم که رئیس جمهور آمریکا از یک امتیاز ی برخوردار است بنام قدرت اجرایی که به آن فرمان اجرایی هم می گویند،این امتیاز رئیس جمهور باعث می شود که رییس جمهور به تنهایی بدون رعایت حقوق کنگره می تواند با کشور ها قرار داد امضا کند و این هم هست که رئیس جمهور بعدی که می آید بتواند از همان حق استفاده کند و آن را لغو کند،منتهی در آن شرایطی که به دنبال برنامه بودیم، آنقدر عجله داشتیم و می خواستیم آن را به عنوان یک سمبل وارد جامعه کنیم و از زیر چهار جریان تحریم رها شویم که به این توجه نکردیم که این تبدیل به قانون نشده تا کنگره آن را تصویب نکرده و چنین اتفاقی افتاد.بنابراین ما همان وقت باید اصرار می کردیم که این مذاکره و آن تعهدی که رییس جمهورآمریکا بر گردن گرفته این باید در کنگره امضا و تبدیل به قانون شود،این کار را نکردیم و طی آن خروج آمریکا از برجام بر خلاف قوانین آمریکا نیست و با توجه به اینکه رئیس جمهور آمریکا مسئول منافع ملی امریکاست خارج شد و این غفلتی است که ما کردیم. ترامپ اکنون می گوید که بیابیم مذاکره کنیم و وقتی به یک توافق جامع و کلی رسیدیم این را به تصویب کنگره هم می رسانیم.اینکه ما نمی توانیم اطمینان داشته باشیم امر جداگانه ای است،ما به عراق هم نمی توانستیم اطمینان داشته باشیم، به آقای حیدر العبادی هم نمی توانستیم اطمینان داشته باشیم که اطمینان داشتیم و شاید درست هم نبوده،به آقای پوتین هم اعتماد داشتیم و بعدتر فهمیدیم که اشتباه کردیم.اصلا این اعتماد داشتن یا نداشتن یک بحث سیاسی نیست،یعنی در قانون سیاست چیزی به این نام نداریم.باید برویم بنشینیم صحبت کنیم و از درون صحبت هایمان با رعایت همه جنبه های حقوقی بتوانیم منافع بیشتری را به دست بیاوریم،علم سیاست یعنی مذاکره و معامله.ما قبل از اینکه وارد مذاکره شویم به دنبال معامله هستیم و به همین دلیل یک مقدار مشکل برای مان پیش آمده،آن کانال های ارتباطی که خارج از حوزه قدرت دولتی است را به سمت آمریکا بسته ایم.مثلا می شود که نخبگان ما با نخبگان آمریکایی ارتباط داشته باشند،با ان جی او های آمریکایی ارتباط بیشتری برقرار کنند.این حرف که خیلی قابل اعتماد نیست؛ خیلی در قاموس علم سیاست نمی گنجد.باید بنشینیم با حواس جمع و با در نظر گرفتن همه موازین صحبت کنیم تا منافع مان را به دست بیاوریم.

آقای روحانی به سمت نیویورک حرکت کردند و هنوز هواپیما در آسمان بود که وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد ترامپ مایل است با رهبر ایران مذاکره کند.به نظر شما با چه هدفی چنین پیشنهادی در این برهه زمانی مطرح می شود؟

ترامپ گفته حاضرم با رهبر ایران مذاکره کنم در حالی که رهبری فرموده اند که مذاکره نمی کنیم خصوصا با این دولت امریکا،یعنی اینطور است که از در بیرون می اندازیم از پنجره وارد می شود.این سیاست همین است یعنی باید آنقدر شما تلاش کنید و درها را فورا نبندید.آنها سیاست را بلد هستند،چون مذاکرات سیاسی است این برای ترامپ منعی ندارد چون در سیاست ما چیزی بنام حیثیت نداریم، تلاش می کند تا اینکار صورت گیرد،برایش خیلی اهمیت دارد.در این صورت هم حواسش از خاورمیانه خاطر جمع می شود و هم می تواند با برقراری صلح با ایران امتیاز به دست بیاورد و این برایش امتیاز آور است،مخصوصا در آستانه انتخابات و میل دارد با ایران مذاکره انجام شود و من خودم هم اعتقاد دارم باید این مذاکره انجام شود، مخصوصا در آستانه این تحریم سنگین.به نظر من راهی جز مذاکره نداریم.

شما که به مذاکره اعتقاد دارید آیا اساسا در شرایط فعلی مذاکره می تواند ارزش افزوده برای ما داشته باشد و منافع ملی ما را تامین کند؟

هم می تواند سود داشته باشد و هم می تواند نداشته باشد،من کارشناس این قضایا هستم و نماینده مجلس که نیستم تا بخواهم رودر وایسی کنم،ما هیچ راهی جز مذاکره نداریم،یعنی هم منافع ملی ما تامین می شود و هم عزت داریم.ما راهی جز مذاکره نداریم،مگر اینکه بجنگیم که آن هم تبعات و نتایج دیگری دارد ولی در حالت عادی هیچ راهی غیر از مذاکره با آمریکا نداریم، هر چقدر این مذاکره به تاخیر بیافتد ضررش عمیق تر میشود،یعنی ممکن است در آینده نزدیک این تحریم های ۱۳ آبان که عملی شود خیلی از سرمایه ها خارج شود و جامعه دچار التهاب بیشتری می شود  و خیلی مشکل می شود و راه دیگری غیر از این برای ما باقی نمی ماند و من می گویم تا به آنجا نرسیده ایم بیاییم اینکار را بکنیم.یعنی اگر بخواهیم یک مقداری لج بازی کنیم حتما دودش در چشم خودمان خواهد رفت.