آرمان شرق-شایان مظاهری:این روزها موج جدید و تندی در نقد اصلاح طلبان به راه افتاده ،بطور ی که علاوه بر تندرو های داخلی، اپوزوسیون و برانداز های خارجی هم بر این هجمه دامن می زنند.از سوی دیگر برخی چهره های اصلاح طلب هم بازنگری در شیوه رفتاری را عاملی برای به دست آوردن دل مخاطبان می دانند .اصول گرایان هم که تجربه سال ۸۴ را دارند مترصد این هستند تا با شکاف در جبهه اصلاحات و دلسرد شدن حامیان آنها بتوانند تاریخ را تکرار کنند ،اگر چه با چهره های همیشگی و منسوخ .اصلاح طلبان هم که خود را جزءاستحکامات نظام می دانند بر آن هستند تا بتوانند با ایجاد تغییراتی ساختاری مجددا مورد اقبال مخاطبان قرار گیرند و بتوانند در انتخابات آینده گوی سبقت را از طیف مقابل بربایند.آرمان شرق در گفت و گویی با محمد صادق جوادی حصار فعال سیاسی اصلاح طلب به بررسی چرایی افزایش موج انتقادات علیه اصلاح طلبان در این برهه پرداخته که در پی می آید.

اخیرا نقد های تندی به اصلاح طلبان می شود،چه از سوی تندروهای داخلی و چه از سوی براندازان خارجی.به نظر شما علت اینکه در این برهه نقد بر اصلاح طلبان بیشتر شده چیست؟

چند دلیل می تواند داشته باشد و یکی از آن دلایل این است که وقتی عملیات های نظامی در جنگ ها می خواهد صورت گیرد، ابتدائا مواضع زمینی و استحکامات را مورد حمله هوایی و توپخانه قرار می دهند و بعد وقتی که استحکامات به هم ریخت، حمله های تسخیری را آغاز می کنند و حمله زمینی می کنند.به نظر من یکی از استحکامات قابل توجه اصلاح طلبان مبانی نظری و شیوه عمل نیروهای اصلاح طلب بوده و هست،یعنی اصلاح طلبان در شیوه های مواجه نظری بالاترین کارآمدی را در دستگاه های مختلف سیاسی نشان داده اند.به نحوی که وقتی آقای خاتمی سر کار آمد نیروهای اپوزوسیون خارج از کشور گفتند خاتمی و اصلاح طلبان سقوط جمهوری اسلامی را به تاخیر انداختند.الان هم به همان دلیل و با همان روش اصلاح طلبان را مایه بقای جمهوری اسلامی و جزو استحکامات نفوذ ناپذیر جمهوری اسلامی می دانند.بنابراین در تفسیر استحکامات و از بین بردن آنها سعی می کنند بیشترین هجمه را به محکم ترین استحکامات که اصلاح طلبان هستند بزنند.دلیل اینکه این حجم از حمله به جریان اصلاح طلبان صورت می گیرد این است که آنها را مدافع جمهوری اسلامی می دانند و به همین دلیل هم می گویند استمرار طلب و نمی گویند اصلاح طلب.الان انگی که به اصلاح طلبان می زنند این است که اصلاح طلبان استمرار طلب هستند و معلوم هم هست وقتی می گویند استمرار طلب منظور و مرادشان استمرار جمهوری اسلامی است.به همین دلیل به نظر من آنهایی که می خواهند به جمهوری اسلامی حمله کنند یکی از شیوه هایی که مورد توجه شان است و می خواهند به آن حمله کنند اصلاح طلبی و اصلاح طلبان است.

آقا عارف گفته اند که اصلاح طلبی نیاز به یک بازنگری دارد ،این یعنی چه ؟بعلاوه اینکه اصول گرایان هم مترصد این هستند تا با دلسر د شدن حامیان اصلاح طلب بتوانند در انتخابات آینده قصه سال ۸۴ را تکرار کنند، برای اینکه این چنین نشود رویکرد اصلاح طلبان باید چگونه باشد؟

یکی از ایراد هایی که اصول گرایان دارند این است که متاسفانه در تحلیل محتوی و شرایط، انطباق شان پایین است. اینکه آنان تصور کنند که امروز اصلاح طلبان را زدند و نیروهای خارج از کشور هم مبادرت به انهدام این استحکام جمهوری اسلامی کردند، فضا به نحوی باز خواهد شد که به اصول گرایان رجوع شود،این به نظر من یک تحلیل غلط محاسباتی است و بر این مبنا بازگشت به این معنای خاص اصولگرایی و گسیل آرا انتخاباتی مردم به سمت اصول گرایان تقریبا یکی از فرضیه های غیر قابل باور و غیر قابل تحقق خواهد بود.

کجایی کار اصلاح طلبان ایراد داشته‌اند که به اینجا رسیده اند؟

اصلاح طلبان دو سه جا اشتباه کردند،یکی از آنها دفاع بدون قید و شرط از آرای روحانی بود هم در سال ۹۲ و هم در سال ۹۶.وقتی به عارف می گویند برو کنار، آقای روحانی آنقدر متوجه هست که بالاخره اصلاح طلبان کاندیدای خودشان را وقتی به نفع او کنار می گذارند به معنایی اجماع است و نه به معنی رجحان و برتری و اینکه به آقای روحانی ارجحیت کامل دهند،این تعبیر متاسفانه آن زمان از طرف دولت و حامیان روحانی درست صورت نگرفت.در مرحله دوم انتظار می رفت که اگر آقای روحانی به این مسئله توجه نکرد، حداقل همراهان روحانی به این مسئله توجه کنند.اینجا باز متاسفانه یک تحلیل مناسب صورت نگرفت و اصلاح طلبان خودشان گفتند اگر ما از آقای روحانی قید و شرط طلب کنیم و حمایت مان را از او مشروط کنیم، ممکن است اقای روحانی با توجه به شناختی که از وی داشتند به این قید و شرط ها تن نداده و شکست بخورد.یعنی اصلاح طلب ها به او رای ندهند و آقای روحانی شکست بخورد.شکست اقای روحانی را در این مرحله پیروزی اصولگرایان می دانستند،  نمی خواستند این اتفاق بیافتد و برای همین تلاش کردند با کمترین حمایت علنی و شرایط غیر مستقیم از آقای روحانی حمایت کنند ،گر چه آقای خاتمی در حقیقت حمایت علنی کردند و تکرار می کنم ایشان ،اینها همه حمایت علنی اردوگاه اصلاح طلبی را به نام آقای روحانی ثبت کرد اما به هر جهت آقای روحانی نپذیرفت این موضوع را که از ظرفیت کامل اصلاح طلبی استفاده کند و سعی کرد خیلی گزینشی و دور از ایجاد تنش با اردوگاه مقابل به سراغ این ظرفیت بیاید .همین امر هم باعث شد فشار ها از طرف اردوگاه راست به آقای روحانی افزایش پیدا کند تا جایی که دولت دوم ایشان کارآمدی لازم را نسبت به دولت اول هم کمتر داشت و یک جوری کابینه را انتخاب کرد که معلوم می شد؛ بخشی ازاین کابینه تحمیلی است و کابینه خودش نیست.به نظر من اشتباه اصلاح طلبان در این یکی دو مورد بود که تقریبا یک نوع مذاکره مشروط و بده بستان تعاملی با دولت از منظر قدرت نکردند و اعلام کردند که ما از آقای روحانی حمایت می کنیم و این به نظر من نقطه ضعف بود از طرف اصلاح طلبان.مواضع شان رادر موارد اختلافی هم کمتر اعلام کردند و حتی نیامدند زود اعلام کنند که حمایت ما از آقای روحانی حمایت مشروط بوده و اگر آقای روحانی به وعده هایش عمل نکند یا از پروژه هایی که اعلام کرده کنار بکشد و کوتاه بیاید ما حمایت مان را از روی ایشان بر می داریم .اینها را به صورت شفاف و روشن اعلام نکردند و یا کم رنگ اعلام کردند بویژه اتفاقاتی که در دی ماه پارسال افتاد اصلاح طلبان را در شیوه حمایت از روحانی دچار ترید کرده بود که چجوری باید حمایت کنند ،بدون قید و شرط،مشروط ،مجموعه اینها دست به دست هم داد تا یک مقداری اصلاح طلبات در تحلیل دولت روحانی دچار تناقض شوند.

برای اینکه اصلاح طلبان بتوانند مجددا مورد اقبال مخاطبان خود قرار گیرند چه تغییرات رویکردی در ساختار مجموعه خود باید ایجاد کنند ؟

مسیری که به نظر من باید بروند به شیوه ای از تعامل با دستگاه های حاکمیتی که در حقیقت مطالبات روشن تر و رادیکال تری از مردم را نمایندگی کنند، باز می گردد.اصلاح طلبان نباید اجازه دهند که جریان های رادیکال غیرهمسو و بدون پایگاه اجتماعی در کشور بیاید در حوزه شعار های سیاسی و مدنی گوی سبقت را از آنها ببرند و جوری بشود که مردم احساس کنند که کسان دیگری دارند آنها را نمایندگی می کنند ،ولو آن کسان چه در درون کشور مثل احمدی نژاد باشند و چه در بیرون کشور مثل اپوزوسیون برانداز باشند.به نظر من اصلاح طلبان باید این حساسیت را نشان دهند و به نوعی با مطالبات مردم نزدیک و همسو عمل کنند .جوری نباشد که درمتن جامعه این احساس کاذب به وجود بیاید که اصلاح طلبان با مطلبات مردم بیگانه هستند یا به آن توجه ندارند .باید این توجه را نشان دهند و این همراهی را هم بروز دهند تا مردم به اصلاح طلبان اعتماد کنند که همچنان در کنارشان هستند و همچنان می توانند برای آنها نمایندگی کنند و معضلات را به نمایندگی از آنها شناسایی و به جامعه معرفی مجدد کنند .به نظرم می رسد از حوزه اصلاح گرایی و یااصلاح طلبی متعارف یک مقدار به سمت پاره ای رفتار های تحول خواهانه هم حرکت کنند ،یعنی اینکه باید با شجاعت و با صراحت اعلام کنند که یک بخش هایی از قوانین موضوعه و مورد عمل امروز نمی تواند جواب مشکلات کشور را دهد و باید برای اینها به سمت سازو کار های نوین رفت مثل تغییر در قانون اساسی،ایجاد و برگزاری رفراندوم و تبدیل کردن این نیاز ها به مطالبه ملی که واقعا دولتمردان و دستگاه های حاکمیتی و نظارتی متوجه شوند که این مطالبه مطالبه یک گروه سیاسی محدود یا یک جمعیت مثلا معترض بی پشتوانه نیست ،این مطالبه ملی است که در ستوه مختلف اجتماع و در میان لایه های متنوع مردم این تفکر ساری و جاری است و به نظر من اصلاح طلبان باید به این سمت هم حرکت کنند و این تغییر رویکرد ها و تغییر نگرش ها و پوست اندازی هایی که ازش حرف می زنند باید به این سمت ها برود.والا اگر هی ما بخواهیم بگوییم آقا اصلاح طلبی یعنی اینکه ما فقط باید در چارچوب مشخص و فعلی حرکت کنیم که این نمی شود اصلاح طلبی، شیوه شورای نگهبان نیز باید خودش دستخوش تغییر قرار گیرد. به نظر من باید قطعا کارشناسان خبره فرهنگی سیاسی اجتماعی بنشیننتد و این مسئله را نقد کنند و این مطالبه باید از حوزه اصلاح طلبی برخیزدتا بتواند آن را نمایندگی کند و اعتماد عمومی را برای ایجاد این نمایندگی جلب کند.