آرمان شرق-عبدالرضا کنی: :بزرگترین دستاورد دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی برجام بود که متاسفانه با آمدن ترامپ تحت الشعاع قرار گرفت ،دستاوردی که از ابتدا مورد توجه و نقد طیفی خاص بود و حالا هم که دیگر تحت تاثیر خروج امریکا قرار گرفته بدتر . از پرتاب کفش به اتومبیل  حامل روحانی گرفته تا امروز که در پی تخریب هر چه بیشتر دستگاه دیپلماسی دولت دوازدهم هستند .منتقدین دولت بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه کشور حالا می خواهند از آب گل آلود ماهی گیری کنند ،غافل از اینکه یادشان رفته این کار بازی در زمین دشمن است .اگر چه در حال حاضر به دستگاه دیپلماسی نقد هایی وارد است اما این همجه را می توان جفا دانست .شاید بد نباشد وزارت خارجه در شرایط کنونی برای ارتقاءروابط و ایجاد بازار های جدید انرژی دستی بر سر و روی سفرا کشد و با تغییر و تحولاتی روند امید وار کننده تری را در پیش گیرد.آرمان شرق در گفت و گو با سید جلال ساداتیان کارشناس مسائل خاورمیانه به راهکار های رسیدن وزارت امور خارجه به محبوبیت از دست رفته در دولت دوازدهم پرداخته که در پی می آید.

مهمترین نقطه قدرت دولت روحانی در دور اول وزارت امور خارجه و شخص ظریف بودند و مهمترین دستاورد هم برجام بود.حالا که برجام تحت الشعاع قرار گرفته و دستگاه دیپلماسی به نوعی توسط منتقدان نفی می شود، وزارت امور خارجه برای اینکه بتواند این نقدها را مرتفع کند و به نقش خود در دولت قبل برسد باید از چه ابزارهایی استفاده کند ؟

از یک جاهایی این داستان به وجود آمد که نباید به وجود می آمد؛ یعنی چی.یعنی اینکه وقتی شما با ۵+۱ که بزرگترین شان آمریکاست دارید مذاکره می کنید و با نگاه تدافعی می خواهید مسئله را به جایی برسانید، اینکه علنی و صریح بگویید که آنها در نتایج از این مذاکرات هیچ سهمی ندارند و حق ندارند با ایران وارد مبادلات بازرگانی، تجاری و اقتصادی شوند، طبیعتا آن کسانی که منتظر فرصت هستند تا این داستان را به هم بزنند ،چون در همان ایام هم شاهد بر این بودیم که کسانی بیشترین مخالفت ها را صورت دادند که برجام شکل نگیرد ،همچنان که در داخل هم عده ای با آن مخالفت کردند. ولی خب در راس مخالفین اسرائیل و لابی صهیونیست ها در داخل امریکا و لابی امارات بخصوص عربستان و اینها را شاهد بودیم که چگونه مخالفت های خودشان را در خلال و زیر شکل گیری برجام انجام دادند . وقتی که چنین بیانی مطرح شد و حالا شاید به زبان هم نیاوردند اما این را مستمسکی قرار دادند ((به تعبیر ضرب المثل عامیانه خودمان که می گوید اگر دیگی برای من نجوشد و بقیه قضیه )) خوب آنها هم در تلاش برای  این بر آمدند که برجام را بر هم بزنند .شاید اگر بگوییم همه چیز را در قالب این ضرب المثل خلاصه کنیم ساده انگاری است؛ خب بله ،ما می گوییم که این کار عمق بیشتری داشت. اینکار ابعاد استراتژیک و ابعاد مختلفی را در خودش نهفته داشت اما بهانه ای که داده شد در حقیقت همین بود ،همچنان که الان اروپایی ها به دنبال این هستند که منافع خودشان را تامین کنند .چین و روسیه هم به همچنین .همه آنها دنبال این هستند که بتوانند مراودات و ارتباطات تجاری و اقتصادی و روابط سیاسی خاص خودشان را با ایران داشته باشند .وقتی شما امریکا را ازاین مسیر محروم می کنید، طبیعتا واکنش هایی را به دنبال خواهد داشت. بخصوص اینکه اسراییل و لابی صهیونیست ها هم مترصد فرصت بودند و به این بهانه تمسک کردند و آقای ترامپ تاجر مسلک که به دنبال منافع آمریکاست و امروزه ما شاهد بر این هستیم که با همه دنیا بر هم زده با این شعار که منافع امریکا در موقعیت و اولویت اول قرار می گیرد. ما می بینیم که از پیمان نفتا خارج می شود، از حقوق بشر خارج می شود از پیمان آب و هوایی پاریس خارج می شود و بسیار درگیری هایی که دارد برای خودش ایجاد می کند ؛تعرفه هایی که بر واردات چین وارد می کند تعرفه هایی که بر واردات اروپا وارد کرده ،همه اینها در راستای این است که آن به اصطلاح بیزنس و تجارت و حفظ منافع آمریکا  را در نظر داشته باشد، خوب طبیعتا در اینجا وقتی منافعی برای او متصور نیست بازی را بر هم می زند. البته این راه رفته شده است ،حالا چگونه می توان این راه رفته را باز گرداند ؟ حالا باید دید با نهی رهبری درباره مذاکره مستقیم، دیپلمات ها از چه مسیری می بایست حرکت کنند. آیا انقدر در دنیا وسیله دیپلماسی عمومی را در اختیار داریم که بتوانیم حرف های خودمان را به کرسی بنشانیم .یک مقدار امید ها به این است که در انتخابات میان دوره ای ایالات متحده امریکا موقعیت آقای ترامپ تضعیف شود و شرایط برای تاثیر دیپلماسی عمومی ما بیشتر شود و یا شرایطی مهیا شود که ما بتوانیم با مذاکره مستقیم و غیر مستقیم امریکا را در یک موضع پایین تر قرار دهیم و یا اینکه اروپا بتواند جدی تر در مقابل امریکا ایستادگی کند و مقاومت و تقابل خودش را در مقابل تهدید های امریکا به ظهور رساند .همه اینها امید هایی که وجود دارد و شاید وزارت خارجه دارد تلاش می کند که از این امید ها بهره های لازم خود را ببرد اما یک مسیر دیگری که ما می توانیم در تقابل این کار بکار گیریم فعالیت بیشتر دیپلمات های ما بخصوص در اروپاست که بتوانیم دیپلماسی فعالی را در عرصه بخصوص فروش انرژی و نفت بعلاوه فرآورده هایی که هم در محصولات نفتی و هم در محصولات پتروشیمی خواهیم داشت و باز کردن بازار هایی که آنها یا ترس از امریکا را نداشته باشند و یا حداقل اینکه تحت تاثیر تحریم های امریکا قرار نگیرند.امریکا یی ها هم به هند دارند فشار می آوردند و هم به اروپا دارند فشار می آورند و تا حالا بنظر می آید که این کشورها تا حدودی مقاومت کرده اند یعنی مثلا چینی ها مطرح کرده اند که ما دلار نمی توانیم بدهیم به جای آن یوآن می دهیم در حالی که ما خودمان دلار نیاز داریم. هندی ها هم همچنین یک مقداری از میزان خرید نفت ایران کاسته اند ،کره جنوبی گویا دو ماه قبل از اینکه به سر رسید تحریم های نفتی برسیم میزان واردات نفت خود را از ایران به صفر رسانده.در مقابل واکنش های متفاوتی که ما داریم در مقابلش هم باید بتوانیم دیپلماسی فعالی داشته باشیم .باید سفرای فعالی داشته باشیم که بتوانند راه هایی را پیدا کنند که هم مذاکره با کشور های هدف داشته باشیم و هم غیر مستقیم  شرکت هایی که رابطه بازرگانی وسیع با آمریکا ندارند؛ متقاعد کنند که با ایران کار کنند.راه هایی هم در دور زدن تحریم ها وجود دارد که شاید نمی شود آن را خیلی رسانه ای کرد و باید راه هایی را پیدا کنیم که برای دشمن و یا طرف مقابل شناخته شده نباشد.

منتقدان همیشگی دولت بعد از خروج آمریکا از برجام به جای اینکه بیایند و به دولت کمک کنند برعکس با سیاسی کاری سعی در تخریب دولت دارند .مثلا می گویند خزر فروخته شد و امثالهم،به نظر شمااینها چرا اینکاررا می کنند و در این برهه حساس اینگونه دستگاه دیپلماسی را تخریب می کنند ؟

شما در قالب سوال خودتان پاسخ مطلب را هم ارائه کردید ؛طبیعتا همین است و وقتی بحث منافع ملی مطرح می شود همه جریانات پشت سر منافع ملی قرار می گیرند.ما امروزدر شرایطی قرار داریم که هم درداخل با مشکلات جدی مواجه هستیم و هم در خارج با آمریکا و صهیونیست ها و عربستان و بقیه عرب ها که دارند تلاش می کنند که برای ما مشکل ایجاد کنند .اینکه می گویم بقیه عربها یعنی امارات هم به عربستان پیوسته ،حتی عراقی که ما این همه به آن لطف و محبت کردیم و اصلا دولت و حاکمیت و آزادی حکومت خود را مدیون ایران است، می بینیم که نخست وزیر آن کشور اظهارات آنچنانی مطرح می کند و می گوید ما به خاطر منافع خودمان باید تحریم ها ی آمریکا را اعمال کنیم.می بینیم که تعصبات خاصی همواره در گرایشات گروهها وجود دارد و آنها منافع خودشان را دنبال می کنند .چگونه است که عده ای برای دستیابی به قدرت در داخل ایران و اینکه فکر می کنند اگر آقای روحانی را تضعیف کنند و او را به شکست بکشانند نوبت به حاکمیت و حکومت کردن آنها می رسد، این کارها را می کنند. این اشتباه است ،آنها اشتباه سختی می کنند .اینها باید از طریق معقول و قانونی وارد این صحنه شوند و شاید در آینده نزدیک مردم به آنها هم اقبال کنند و آنها را بر گزینند ولی حالا که نکردند قاعدتا باید منافع ملی را مد نظر داشته باشند و از این دشمنی ها دست بردارند .ادامه دادن به این روند دیگر اسمش رقابت نیست بلکه مخالفت با منافع ملی است و مخالفت با منافع ملی هم اسمش روی خودش است ،ولو اینکه اینها از یک موقعیت های خاص در قدرت برخوردار هستند و ثروت و امکانات دارند و از نفوذ در مراکز تصمیم گیری برخوردار هستند ولی دیگر این مخالفت ها یکی بر سر شاخ و بن می برید است .حتی نه تنها منافع ملی را به خطر می اندازد بلکه منافع خودشان را هم به خطر می اندازند،چطور متوجه این قضیه نمی شوند و نشده اند .

دستگاه دیپلماسی ما خوب ضعف هایی هم دارد و در حال حاضر یک مقدار واکنشی دارد عمل می کند ،برای اینکه خود را مصون کند و بجای واکنشی؛ کنشی عمل کند، باید چگونه از ظرفیت های دیپلماسی عمومی و رسانه ای خود استفاده کند؟

هجمه ها وقتی زیاد می شود و برخی از جاهایی هم که باید حمایت کنند حمایت نمی کنند، قاعدتا عده محدودی که بار اصلی را بر دوش دارند، جاهایی ممکن است خسته شوند و ممکن است احساس ضعف کنند و ممکن است احساس این را بکنند که بیش از این بال پرواز ندارند .آن کجا که همه سیستم حاکمیت یکپارچه مثل همان که اشاره کردید که در دولت یازدهم پشت دستگاه دیپلماسی بود و حمایت کردند و اینها، دیدیم که دیپلمات ها حرف هایشان را با قدرت زدند .وقتی امروز از نواحی مختلف به آنها هجمه و حمله می شود ،قاعدتا آنها هم انسان هستند و تحت تاثیر قرار می گیرند ولی یک امر را قاعدتا باید مدام به آنها تذکر داد وآن اینکه نهایتا جامعه و مردم متوجه خواهند شد که چه کسانی در راستای منافع مردم حرکت میکنند و چه کسانی مخالفت می کنند تا اینها بتوانند با دلگرمی و امید واری بیشتر حرکت کنند .ضمن اینکه همانطور که گفته شد بخشی  از دیپلماسی را هم باید فعال کنند،یعنی اگر بخشی از سفرای فعلی ما نمی توانند حداقل در قالب یک سری مشاور آنها را تقویت کنند.اگر نیروی جایگزین فوری نمی توانند برای آنها بیابند در غالب مشاور یک تعداد از افراد ذیصلاح را بکار گیرند که بتوانند آنها را تقویت کنند و فعالیت های بیشتری داشته باشند .آنهایی که کار را بلد نیستند، واقعا آموزش های کوتاه مدت ضمن خدمت به آنها داده شود و صرفا به شخص آقای دکتر ظریف دیپلمات کار بلد و زبده و یکی دو تا از معاونین ایشان اکتفا نکنند .قاعدتا بیاد یک تیم بیشتر و از نظر تعداد وسیع تر و از نظر حوزه کار هم همه سفرای خوبمان را بکار گیرند که بتوانند وضعیت را یک مقداری جلوتر ببرند .

خبری داشتیم مبنی بر مخالفت دکتر ظریف با سفر آقای روحانی به نیویورک که تکذیب شد و از طرف دیگر در بحث اف ای تی اف می بینیم که هنوز برای عضویت در این سازمان مخالفت هایی می شود که با توجه به شرایط کنونی به ضرر کشور است . برای رفع این نوع نگاه چه باید کرد؟

این خطاست،اینکه نتوانند ارزیابی کنند خطرات خروج از اف ای تی اف چه خواهد بود و چگونه خودمان به دست خودمان تحریم هایی را بر خودمان تحمیل می کنیم .مجمع تشخیص قاعدتا باید بتواند اینکار را درست تشخیص دهد و بتوانند گزارشات مختلف را بشنوند .نباید یکسویه به میدان رفت و با توجه به پیام هایی که از جاهای بخصوصی می آید نباید تصمیم بگیرند .انتظار می رفت که مجمع واقعیت های امروزی که ما در آن قرار داریم را بتواند به خوبی تشخیص دهد.قسمت اول از این چهار طرحی که مطرح بود را مجمع بخوبی با آن برخورد کرد ولی اصلی ماجرا که اف ای تی اف است را در کمال تعجب رد کرده در حالی که فرصت زیادی ما تا مهرماه وضرب الاجل پیوستن به این طرح را نداریم و قاعدتا باید راه حلی  پیدا کنند که قانونا بتواند آن را مورد تجدید نظر قرار دهند .الان ما به دست خودمان کمک به ترامپ  و نتانیاهو کرده ایم که ما را تحت فشار بیشتر قرار دهند .