آرمان شرق-جواد مرشدی: شورای عالی اصلاح طلبان، نهاد پیشا انتخاباتی و موسمی بود که برای اتحاد بخشی به اصلاح طلبان در فرآیند انتخابات ایجاد شده و البته که توانست به هدف تعریفی خود نایل آید، فارغ از اینکه نقدهای فراوانی به خروجی این مجموعه و عملکردهای منتخبین آن به منصه ظهور رسیده و حامیان پرشور را سرد و دلزده کرده است. حال دوباره سخن از دور تازه آغاز به کار شورای عالی به میان آمده، این در حالیست که همواره اصلاح طلبان به تشکیلات موسمی و فصلی با کرد صرف انتخاباتی اصولگرایان نقد داشتند و ترجیح منطقی فعال سازی و تقویت احزاب است و البته که نقدهای گفته شده و عدم تکرار آن نیز در این میان مطرح است.   البته با توجه به شرایط کنونی و اشتباهات گذشته اصلاح طلبان باید دید چه تضمینی وجود دارد که آنها ضمن احیاءخود بتوانند آرای عمومی را هم از آن خود کنند .قبلا اصول گرایان با اشتباهی فاحش پدیده ای بنام احمدی نژاد را بر مسند قدرت نشاندند ،رئیس جمهوری که نه تنها دیپلماسی را مخدوش کرد بلکه پایه گذار خیلی از مشکلات اقتصادی امروز نیز هست .اصلاح طلبان هم اکنون با توجه به عملکردهای دولت حرف چندانی برای توجیه مخاطبان پرشمار خود ندارند و حال باید دید آیا تشکلی هماند شورای عالی می تواند به بازسازی این چهره مخدوش شده بپردازد. آرمان شرق در گفت و گویی با فاضل موسوی فعال سیاسی اصلاح طلب به بررسی این موضوعات پرداخته که در ادامه می خوانید.

شورای عالی اصلاح طلبان بنا دارد دور جدید  کار خود را آغاز کند،نقد های فراوانی هم شده و آقای عارف هم گفته امکان فعالیت حزب فراگیر نداریم .اگر اصلاح طلبان نمی توانند چند حزب فراگیر داشته باشند چگونه می توان از آنها انتظار داشت که روند موفقیت آمیزی در پیش داشته باشند؟

ما قبلا خدمت حضرات عرض کردیم و بحث های جدی با جناب عارف و اینها داشتم نه الان بلکه ۸ سال پیش ،خواهش کردم که به صورت جدی یک جبهه اصلاح طلبی در چارچوب قانون ایجاد کنید .از حزب های کوچک جمع و جور که مثلا از ۵ نفر گرفته تا بیشتر و این حرف ها پرهیز کنید و اینها کار آمد نیستند .وقتی مردم شما را می خواهند چرا نباید یک حزب واحد و قدرتمندی در کشور ایجاد کنید .همین پیشنهاد را هم ما به اصول گرایان کردیم که آقا نمی شود هرکاری بکنید و بعد پاسخگو نباشید شما هم باید یک جبهه واحد داشته باشید و رقابت کنید و مردم هم اقبال نشان می دهند .اطلاح طلبان راهی ندارند واگر غیر از این هر راهی بروند اگر۱۰ تومان هزینه کنند ۲ تومان بهره برداری می کنند برای کشور،یعنی ۸ تومان آن پرت می شود.بهترین بچه های ما الان یا سر کار نیستند و یا مشکلات امنیتی برای شان پیش آمده ،چه کسی می خواهد از اینها دفاع کند .خانه ها و زندگی هایشان به هم ریخته و فقط برای اینکه آمدند و در جریان انتخابات کمک کردند و برخی این کمک را نمی پسندیدند و آنها را به دردسر انداختند .هیچ کسی هم نیست از آنها حمایت کند.نمی شود که شما اسم و عنوانت روی چند نفر باشد و بعد هم مشکلات و آوارگی و زندان و اینها را آنها بکشند .جریان اطلاح طلب و جریان اصول گرا اگر به اندازه سر سوزنی دلسوز نظام و کشور و این مردم و اینها باشند باید هرکدام یک جبهه واحد برای خود ایجاد کنند .مگر اینکه ریگی درکفش شان باشد ،می گویند نمی گذارند چرا نمی گذارند .چرا ۵۰ حزب بنام احزب اصلاح طلب وجود دارد، خوب همین را ساماندهی کنند و اینها را جمع کنند و برخی از احزاب منیت را کنار بگذارند و یک جریان واحد بنام اصلاح طلبان بشوند با یک اصول اساسی برای اعتلای کشور و مردم و توسعه کشور .اصول گرایان هم باید چنین چیزی بکنند ،اگر واقعا این نیت را در سر دارند .نمی شود که مثلا هرکسی بیاید بگیرد بیاید و ببندد و بعد هم برود دنبالش و بگوید هیشگی به هیشگی نیست من هم چکار کنم ،آقا من اشتباه کردم و آن یکی هم بیاید بگوید ما اشتباه کردیم .الان در جریان آقای روحانی جریان اصلاح طلب راهی جز این نداشت و اشتباه کرد .جریان اصولگرا هم در مورد اقای احمدی نژاد اشتباه کرد.هر دو به کشور خسارت های بسیار ریشه دار و عمیقی را زدند .راهی جز این نیست که هر جریان سیاسی قدرتمندی در کشور  هر کدام باید به یک حزب واحد تشکیل بدهند و زیر یک چتر بروند.مگر قصد ما اصلاح و بازسازی و توسعه کشور نیست؟ پس بیایم همین کار را بکنیم اگر واقعا منطقی هستیم .به نظر من هر چقدر هم که دیر تر این اتفاق بیافتد؛ کشور همینطور دارد هزینه پرداخت می کند و این پسندیده خردمندان نیست .همین جور دائم بادی به هر جهت از این انتخابات به آن انتخابات حالا یک کارش می کنیم .ما بار ها به حضرات به گونه های مختلف عرض کردیم که نمی شود که شما آزاد و مطرح باشید و بعد هم بگویید ببینیم چه می شود و حالا فعلا برویم پای صندوق،گشایش ابتدایی اگر نبود که الان این نمی شد.این کشور مال ۸۰ میلیون آدم است چرا ما بیابیم تصور کنیم که مال یک عده خاص است،نه اینطور نیست این کشور مال ۸۰ میلیون است و باید این ۸۰ میلیون در چارچوب قانون حرفشان را بزنند و به دنبال آن بروند.ما نه نیرو تربیت کرده ایم و نه به مردم آگاهی می دهیم، بعد هم درخواست داریم کشور درست شود و هی می زنیم بر سرمان که چرا اقتصاد اینطور شد و از این حرف ها.

در حال حاضر اصلاح طلبان کارنامه رضایت بخشی ندارند،با این اوصاف شورای عالی جدید چه تضمینی دارد که همان اشتباهات گذشته را تکرار نکند؟

هیچ تضمینی نیست،ببینید شورای عالی در بر گیرنده کل جریان اصلاح طلب ایران نیست و ۹۰ درصد آن فقط مال تهران است،مگر می شود کجایی دنیا چنین چیزی گفته اند، مگر می شود که یک عده ای خاص مثل چرخشی که همین مفصل های عموم کشور را به دست می گیرند اینها هستند و فلان و این حرف ها.همه اینها آدم های خوبی هستند ولی اینها در بر گیرنده نظرات و عقاید سیاسی و خواست مردم نیستند.قرار ما بر این بود که یک پارلمان اصلاح طلب تشکیل شود،نمی شود که شورای سیاست گذاری داخل و یکی دو تا حزب همینطور دیکته کنند و نخوانده تبعات حرف های خود را نخوانده بپذیرند.دلیلی نیست که دو یا سه تا حزب بگویند این بشود آن بشود و دیگران هیچ و بعد هم با این چیدمان.شورای سیاست گذاری باید خودش کار کند نه اینکه دیگران زحمت بکشند و زیر فشار مسائل سیاسی له شوند و عده ای فقط آنجا بنشینند و بخواهند برای دیگران خط مشی تعیین کنند،نه.ما یکی از اصلی ترین ایراداتی که به جریان اصولگرا می گیریم این است که در یک سری جاها خود محوری می کند و خود برتری می کند، خوب همین است که فقط یک عده می خواهند بر کل کشور دیکته کنند،چه اصلاح طلب چه اصولگرا و بگویند این را می خواهیم؛ می خواهید بخواهید نمی خواهید نخواهید،اینطور که نمی شود.شورای سیاست گذاری در استان ها نیز در همین حد و اندازه هستند و آیا واقعا از استان ها نظر گرفته شده؟خیلی از این حضرات سال های سال است که در تهران هستند و اصلا از استان ها خبر ندارند،نه از دردشان و نه از جریان سازی واین همه جوان هایی که مشکل سیاسی پیدا کرده اند اصلا خبر ندارند و آیا کاری برای آنها کرده اند.یعنی در دور باطل این جریان به باور من باید یک بازنگری جدی شود.

ظاهرا یک درگیری هایی بین طیف های مختلف اصلاح طلب در پشت پرده به وجود آمده،به نظر شما با این وضع موفق خواهند بود؟

خیلی وقت است که اینطور است،اصلاح طلب ها یک جریان با ظرفیت بسیار بالایی هستند و پس از مقام معظم رهبری اصلی ترین عامل و دژی که ایران را در عرصه سیاست پایدار کرده جریان اصلاح طلب است.من به این قضیه یقین دارم.پتانسیل این جریان فوق العاده زیاد است و این چیز هایی هم که پیش می آید آنقدر وسیع و گسترده است که در عمل تقریبا دیده نمی شود.ولی خوب بعدها خود را بروز می دهد و این هم صلاح نیست.دیگر احزاب نباید قیم باشند اینجا باید اندیشه و دموکراسی و عدالت خواهی حرف اول و آخر را بزند،نه فقط طیف های که فکر می کنند چون از قدیم بودند.الان امروز بار اصلی خیلی از کار های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روی جوان ها ست،کسانی که نامی از آنها نیست و در کل کشور هم پراکنده هستند بعد میانگین سنی آقایانی که در شورای سیاست گذاری این جریان هستند ۵۵ سال است.

مردم بعد از این ماجرا ها یک مقدار به اصلاح طلبان بی اعتماد شدند،اصللح طلبان با چه سازو کاری باید مردم را مجاب به رای دادن و همکاری با خود کنند؟

مردم هم هوشمند و هم خیلی با حیا هستند،حواس شان هم جمع است واقعیت این است که وقتی به پای انتخابات می رسد همانطور که قبلا گفتم اصلاح طلب ها زیاد هستند و در تمام خانه ها بالاخره یک نماینده اصلاح طلبی هست و مردم روی حیا و مصلحت اندیشی جریان اصلاح طلبی را می پذیرند اما امروز این مشکل فرق می کند باید با مردم در تمام استان ها صحبت کرد و پای درد دل مردم نشست و حرفها یشان را شنید و برنامه ریزی کرد.

پس با این شرایط امیدی برای پیروزی اصلاح طلبان وجود دارد؟

امید که هست ولی ما الان داریم حرف می زنیم،اینده را کسی نمی تواند پیش بینی کند.اگر با همین وضعیت با تمام انتقاداتی که به اصلاح طلبان است من به ضرس قاطع می گویم اگر اتفاق خاصی پیش نیاید باز اصلاح طلبان پیروز میدان هستند،به شرطها و شروطها که ما دانشجویان،کارگران و فرهنگیان را از یاد نبریم.