آرمان شرق-جواد مرشدی:حال دولت خوب نیست،از شرایط بد اقتصادی گرفته تا استیضاح پشت استیضاح.رئیس دولت هم از مجلس کارت زرد گرفته و حالا دولت از همه جهات مورد انتقاد قرار دارد و دوستان هم به جمع منتقدین همیشگی اضافه شده اند.حامیان مجلسی دولت هم پس از پاسخ های روحانی به نمایندگان، رئیس جمهور را به باد انتقاد گرفتند.شاید بشود مسبب این هجمه انتقادی را مصلحت اندیشی روحانی دانست این در حالی است که مردم صاحبان اصلی مملکت هستند و همذات پنداری و رضایت مردم از حاکمیت و دولت مهم ترین عنصر قوام بخش امنیت ملی! پس چرا روحانی آنچه که باید می گفت را نگفت و مهمترین سرمایه خود که همراهی و همدلی افکار عمومی است به طور جد مخدوش کرد و آیا این مصلحت اندیشی ره به بیراه بردن با این اوصاف نیست؟براستی این مصلحت اندیشی به نفع کیست،منافع ملی و یا شخص رئیس جمهور؟ گمانه زنی ها بر این است که روحانی نمی خواهد همانند چند رئیس جمهوری قبلی در دور دوم با دیگر اضلاع و اجزای ساختار قدرت دچار چالش و اصطکاک شود.آرمان شرق در گفت و گویی با علی صوفی وزیر دولت اصلاحات به بررسی موضع گیری انفعالی روحانی پرداخته که در پی می آید.

در حال حاضر دولت از جهات مختلف مورد انتقاد قرار می گیرد و رئیس جمهور  هم از مجلس کارت زرد گرفت و اینها همه نشان دهنده این است که حال دولت خوب نیست .برای اینکه دولت بتواند به امور رسیدگی کند و آن را درست انجام دهد در حال حاضر باید چه کار هایی انجام دهد؟

مشکل دولت این است که با مردم ارتباط ندارد و شاید هم اعتقادی به این مسئله نداشته باشد که بخواهد با مردم؛ به ویژه آقای روحانی( با عقبه رای خودش) رودررو شود و اعتراضات آنها را بشنود و حرف ها و درد دلهای آنها را بشنود و با مشکلات شان آشنا شود و سعی کند در جهت جلب اعتماد و جلب حمایت آنها بر بیاید .متاسفانه آقای روحانی بعد از انتخابات ابتدا خوب بود ولی بعدا یک باره اصلا رویکردش تغییر کرد و به مردم بی اعتنا شد ،به اعتراضات و انتقادات بی اعتنا شد و هر کاری را که خودش دلش می خواهد؛ انجام می دهد و بعد پشیمان می شود.مثلا کابینه تشکیل می دهد و چند ماه بعد می گوید این کابینه الان اینجوری است و عده ای از وزرا کار نمی کنند ،تیم اقتصادی من اینجور است و باید تغییر در آن ایجاد شود .همین باعث شده که آقای روحانی در دام هایی بیافتد که دولت ایشان را کاملا زیر سوال برده و صدای اعتراض مردم را بلند تر کرده و اوضاع را خراب تر کرده .اساسا خود آقای روحانی و دولت وی از مدار عقلانیت هم خارج شده و ایشان در یک مسیری قرار گرفته که همیشه حق را به جانب خودش می داند و متعرض مردم است .همین پاسخ هایی هم که ایشان به مجلس داده معلوم است که ایشان در ذهنیت های خودش گیر کرده و مشکلاتی که الان به وجود آمده و عامل آن خود دولت است ،مثل گرانی، نرخ ارز و موج فزاینده گرانی هایی که در همه حوزه ها پیش آمده و مردم را عاصی کرده آقای روحانی این اشکال را از ۵ دی ماه سال قبل عنوان می کند و می گوید مردم یک دفعه نگران شدند و نگرانی شان بی مورد بوده و بعد هم به خرید ارز و سکه روی آوردند .اساسا هیچ نقشی برای خود در این نگرانی قایل نیست .گیریم اصلا مردم نگران شدند ،نگرانی را چه کسی به وجود آورد .ایشان وقتی به ۵ دی ماه اشاره می کند؛ یعنی آغاز آن اعتراضات، لابد می خواهد یک طرف قضیه را مرتبط کند با عاملان به وجود آورنده این اعتراضات که در واقع رقیب ایشان بوده و در مشهد منتسب می کنند به اینکه ابتدای کار را کسانی که رقیب انتخاباتی ایشان بودند ، رقم زده اند ولی بعد اوضاع از دست شان در رفته .ایشان می خواهد بگوید اینها عامل شدند .یک طرف دیگر هم این است که مردم این اعتراض را کردند اوضاع را خراب کردند ،در حالی که هر دوی اینها اساسا غلط است.یعنی اینگونه تجزیه و تحلیل کردن اوضاع بدون اینکه هیچ عیب و ایراد و اشکالی را متوجه خود کند، غلط است.آقای روحانی اول باید برگردد،یعنی واقعا ایشان احتیاج دارد به اینکه یک مشاورین دلسوز مردمی در کنار ایشان قرار بگیرند و از دام این مشاورینی که الان در دام شان افتاده خلاص شود.چون آقای روحانی مشاورینی دارد که به شدت مخالف عقبه رای آقای رو حانی هستند و آقای روحانی را دارند امیدوار می کنند به اینکه مصلحت اش در این است که به مردم پشت کند.آنان اصلاح طلبان را که بیش ترین رای را برای روحانی مهیا کردند، خطرناک می دانند و به وی القا می کنند که بهتر است روحانی به فکر آینده خود باشد و همین پاشنه آشیل آقای روحانی است.تا رویکرد روحانی مردمی نباشد نمی تواند از این تناقض گویی ها یی که در پاسخ به سوالات داشته خلاص شود.ایشان در مجلس می فرماید که اساسا وضعیت کشور بحرانی نیست و ما هنوز به مرحله تهدید هم نرسیده ایم و در مرحله آسیب هستیم.آقا روحانی چرا شما در ابتدای صحبت تان پای آمریکا را وسط می کشید؟ چرا می خواهید سوال کنندگان را از خطر آمریکا بترسانید و بگویید بیاییم با هم وحدت کنیم و مخالف نباشیم.اگر تهدید وجود ندارد شما چرا اینها را عنوان می کنید و بعدا می گویید تهدیدی وجود ندارد.خوب اینها تناقض است.چرا میگویید مشکلات از مردم است و هیچ مشکلی نداریم،چرا به واقعیت جامعه و نظر مردم بی اعتنایی می کنید و به یک سری آمارها استناد می کنید،احمدی نژاد هم همین کار ها را می کرد و همیشه اوضاع را گل و بلبل نشان می داد در حالی که فساد کشور را برداشته بود.چرا آقا روحانی هم همین راه را درپیش گرفته،اینها همه نتیجه پشت کردن ایشان به مردم است.روحانی اگر می خواهد اصلاح کند اول باید بر گردد و دقیقا سعی کند خود را از دام اطرافیان اش نجات دهد، یک تجدید نظری در مورد اطرافیان خود انجام دهد.افرادی را برآورد که به رای و مردم و اصلاحات خوشبین هستند.افرادی را برآورد که ارتباط قطع شده مردم با روحانی را وصل کنند.روحانی باید حرف های مردم را بشنود و ببیند که کجاها اشتباه کرده و بر گردد،این ره که روحانی دارد می رود به ترکستان است.
روحانی بنا بر مصالح نظام و کشور در مجلس خیلی حرف ها را نزد و باعث گله مندی خیلی ها شد، با توجه به اینکه صاحبان مملکت مردم هستند ومنافع ملی هم یعنی رضایت مردم و آنها مقدم بر همه چیز هستند ، وقتی روحانی حقایق را نمی گوید با توجه به این نکته می توان گفت مصلحت اندیشی روحانی به نفع منافع ملی و نظام و کشور است؟
نه این یک تصور باطلی است که عده ای از مسیولین ما خودشان را محرم اسرار هایی می دانند که مردم را از آن نامحرم می دانند.من فکر می کنم که اینها از یک عقل بالایی بر خوردار هستند که اصلا مردم حرف اینها را نمی توانند بفهمند!.مصلحت اندیشی های را در نظر دارند که مردم آن مصلحت اندیشی ها را نمی فهمند.این اشتباه است.بنده از آقای روحانی انتظار نداشتم ؛باید در مجلس پرده دری یا افشاگری کند،ما از ایشان انتظار داشتیم صادقانه با مردم صحبت کند و صداقت داشته باشد و لاپوشانی نکند.یعنی در این حد که بیاید و بگوید مردم ما صدای اعتراض شما را شنیدیم، ما می فهمیم که شما ناراحت و مضطرب هستید،اعتراض کردید و باز هم حق اعتراض دارید، ولی بدانید واقعیت ها این است.آقا روحانی باید بپذیرد که عامل گرانی ارز خود دولت است،چه کسانی در دولت از ابتدای سال ۹۲ تا الان دولت را در فشار قرار داده بودند که شما باید آزاد سازی کنید و نرخ ارز را باید واقعی کنید،چه کسانی اینکار را کردند ؟ چرا روحانی با مردم لج می کند، چرا با این و آن لج می کند،چرا به مردم فشار می آورد،فشار بر مردم را چرا بیشتر کرده؟ این با عقل جور در نمی آید،مردم که به ستوه آمده اند،مایوس شده اند، شما چرا بیشتر عامل فشار بر مردم می شوید،به جای اینکه فشار را از دوش مردم بردارید.آقای روحانی باید در دولت و اطرافیان و افکار خود تجدید نظر کند و آنقدر هم نگران سرنوشت برادرش نباشد.این همه شهید در کشور داده ایم،اگر برادر شما مشکل دارد و نگران هستید که ایشان را بخواهند دستگیر و محاکمه کنند و شما هم پشتیبان قانون اساسی هستید،محکم بایستید.شاید در جامعه اینطور جا افتاده باشد که آقا روحانی از وقتی که برادرش را دستگیر کرده اند ایشان رفتار خود را ۱۸۰ درجه تغییر داده.
عده ای معتقد هستند روحانی چون دوست ندارد به سرنوشت روسای جمهور قبلی دچار نشود، تغییر رویه داده، در حالیکه هنوز سه سال از ریاست ایشان باقی مانده و از طرفی طبیعتا ایشان دوست دارد که دولت بعدی هم همفکر ایشان باشد و ماجراهای ۸۴ تکرار نشود، با این وصف آیا این کار ایشان به نفع دولت و کشور است یا رویکرد شخصی در آن پررنگ است؟
نه،شاید آن اطرافیان و مشاورین ایشان از این حرف ها به روحانی بزنند ولی پشت سر این یک حرف های دیگر هم هست و آن این است که بالاخره آقای روحانی نیازی به رای مردم ندارد،ضمن اینکه ایشان رایی که آورد از اصلاح طلبان بود و برخی اطرافیان ایشان ضد اصلاح طلب ها هستند و می خواهند حلقه وصلی بین اصول گرایان و روحانی شوند.می خواهند امنیت خاطری برای اطرافیان و خود روحانی باشد.دوم اینکه ممکن است یک وعده های بلند پروازنه ای هم بدهند که مثلا آقای روحانی شاید پتانسیل حضور در مناصب عالی را در آینده و فردای ریاست جمهوری داشته باشد که مثلا اگر بخواهد نظر اصول گرایان و اینها را به خود جلب کند برایش بهتر است.ورود در برخی عرصه ها خطیر است نمی خواهم بگویم خطرناک ولی بسیار خطیر است،یعنی کسی که می خواهد در عرصه ریاست جمهوری ورود بکند باید بپذیرد که این عرصه آنچنان خطیر است که ممکن است مخالفین بسیار خطرناکی هم داشته باشد و باید خود را برای این کار آماده کند،نه اینکه با اولین حمله ی آنها جا بزند و تعهدات خود را فراموش کند،یعنی به جای اینکه بهتر به تعهدات خود عمل کند و مردم را در نظر داشته باشد جا بزند،خوب اینجا که دیگر جای جا زدن نیست.مثل فرمانده ای که می خواهد برود بجنگد ولی روحیه جنگ جویی ندارد و اصلا روحیه جنگ ندارد.چنین کسی باید از فرماندهی کنار رود،فرمانده باید جسور،شجاع،مدبر و اهل نقشه و تدبیر باشد.اولین شرط هم روحیه است، به نظر می آید  اطرافیان آقای روحانی روحیه انجام اینکار را از ایشان گرفته اند.کارنامه آقای خاتمی درخشان است،باید روحانی از خدا بخواهد و آرزو کند که این کاریزمای آقای خاتمی را داشته باشد.آقای خاتمی مخالفین جدی دارد ولی از آن طرف موافقین جدی هم دارد، یک کلمه حرف ایشان باعث می شود؛ نتیجه انتخابات تغییر کند.خیلی خوب است چنین باشد و مخالفین حتی خواهان ترور وی باشند،تمام رهبرهای بزرگ مثل گاندی و امثالهم افرادی بودند که اذیت شدند،در قرآن هم داریم که خطاب به کسی که پیغمبر می شود می گوید شما در راه من اذیت می شوید و آنها این آزار و اذیت ها را می پذیرند.کسی که نمی خواهد در چنین موقعیت خطیری قرار بگیرد و اصلا حال در گیری را ندارد از این مدیریت کنار برود،با این تفکری که ایشان پیدا کرده ما واقعا نگران آقای روحانی هستیم.