آرمان شرق-جواد مرشدی:اقتصاد ما که به خودی خود شتر گاو پلنگی بود حالا دچار بحران شده، بحران هایی که یکی از مشاورین رئیس جمهور صندوق های بازنشستگی و بانکها را عاملی برای این مهم می داند. معاون اول روحانی هم می گوید هنوز وارد بحران نشده ایم،سخنی که باعث ایجاد نگرانی بیشتر می شود،چرا که با نداشتن بحران این شرایط اقتصادی را داریم،  وای به روزی که بحران داشته باشیم.از سوی دیگر حالا که بحران نداریم برای بهبود شرایط فعلی و جلوگیری از ایجاد بحران چه باید کرد؟ گویی دولت مردان صدایی واحد ندارند و صحبت ها مملو از لجام گسیختگی و چند دستگی است،یکی از بحران می گوید و دیگری کتمان می کند.فارغ از بحران سیاسی و اجتماعی آنچه ملموس است بحران اقتصادی است،بحرانی که به زعم برخی کارشناسان ناشی از دولتی بودن اقتصاد است.زمانی با کشورهایی چون کره,اندونزی,مالزی و ترکیه همطراز بودیم اما طی چند دهه گذشته اختلاف در شاخص های کلان اقتصاد چنان فاصله ای ایجاد کرد که رسیدن به آنها را اگر چه نه محال ولی سخت کرده است.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر صادق زیبا کلام استاد سابق دانشگاه تهران به بررسی ریشه های بحران اقتصادی پرداخته که در پی می آید.

مهمترین بحران های پیش روی کشور در حوزه های مختلف چیست؟

من فکر می کنم اصلی ترین و بنیادی ترین که مادر همه بحران های کشور است اقتصاد دولتی جمهوری اسلامی ایران است،این اقتصاد دولتی؛ فاسد  و ناکار آمد و مولد مفاسد اقتصادی و اختلاس است. گران تمام شدن تولید در ایران است، مولد اتلاف انرژی در کشور است و شما نمی توانید یک اقتصاد دولتی بالنسبه موفق بعد از انقلاب صنعتی به این طرف، ظرف دو قرن و نیم گذشته، پیدا کنید.ه مه اقتصاد هایی که در این ۲۵۰ سال از انقلاب صنعتی به این سو که بر خاسته اند و اقتصاد آزاد آدام اسمیت را مورد چالش قرار داده اند و گفتند اقتصاد آزاد به درد نمی خورد، فاسد است،عادل نیست و همان چیز های دیگر که در جمهوری اسلامی ایران علیه اقتصاد آزاد گفته شد و در منقبت اقتصاد اسلامی و توحیدی و اسامی دیگری که روی خودش گذاشت؛ گفته شد،تمام شان در نهایت جوامعی را مثل ایران از نظر اقتصادی درست کردند که فقط مردم می خواستند از آن جوامع بگریزند.اقتصاد دولتی جمهوری اسلامی ایران هم هیچ‌استثنایی بر این قاعده نشده،یک واحد تولیدی دولتی موفق را شما به من نشان دهید و بگویید شما اشتباه می کنید، واحدی را نشان دهید و بگویید این دولتی است و می تواند در بازار جهانی با مال ترکیه،چین و کره جنوبی رقابت کند.یک مورد را به من نشان دهید.تمام واحد های صنعتی و تولیدی ایران اعم از کشاورزی،صنعتی و معدنی و غیره فقط و فقط به کمک انحصار دولتی و یارانه ای که مالیات دهنده، می دهد فقط به ضرب و زور اینهاست که سر پاهستند.اگر چتر حمایت دولتی نباشد یک کدام از آنها نمی تواند، امروز را به فردا برساند.تمام واحد های دولتی که به بخش خصوصی واگذار شده،با تمام ایراداتی که بخش خصوصی دارد و خیلی هم بخش خصوصی نبوده و بعضی وقت ها از این جیب به آن جیب رفته،بزرگترین مشکلی که در تمام اینها وجود داشته، استخدام بیش از حد کارکنان است.آمار بگیرید و ببینید مثلا در تراکتورسازی تبریز و یا ذوب آهن اصفهان و در بسیاری از صنایع دیگر ما چقدر نیروی کار وجود دارد و معادل آن در یک کشور دیگر چقدر وجود دارد.یعنی یک واحد تولیدی که مثلا در سال ۱۰ هزار تن فولاد تولید می کند و در ایران مال دولت است؛ چقدر نیروی کار آنجا کار می کنند و معادل همان در هند، ژاپن، کره و در جاهای دیگر که اقتصادشان آزاد است و دولتی نیست، ببینیم در آنجا چقدر کار می کنند.در صنایع دولتی انرژی مجانی است،گاز کم و بیش مجانی است،نفت و گازوئیل کم و بیش مجانی است،اینها نمی توانند با واحد های تولیدی کشور های دیگر که باید بشکه ای ۶۰ دلار برای نفت بپردازند و مبلغی برای سایر انرژی ها بپردازند، نمی توانند با آنها رقابت کنند.
راه حل این بحران را در چه می دانید؟
راه حل همان چیزی است که ۲۰۰ سال پیش آدام اسمیت گفت، اقتصاد آزاد.راه حل همان کاری است که در ترکیه،هند و چین در بخش اقتصادی ویژه کردند.همان کاری که در برزیل، ارژانتین،سنگاپور و کره جنوبی و همه جای دنیا کردند.امروزه اقتصاد های دولتی بجز جمهوری اسلامی ایران در کره شمالی، کوبا و احتمالا یکی دو کشور آفریقایی مثل زامبیا و غیره است که یکی از یکی مخروب تر،بدبخت تر و درمانده تر هستند.در یک نگاه می توان دید که ۴۰ سال پیش که انقلاب اسلامی صورت گرفت یک سری کشور هایی که یا از نظر تولید ناخالص ملی کم و بیش هم سطح ایران بودند و یا حتی ایران از آنها بالاتر بود،مثل ترکیه،کره جنوبی،سنگاپور،اندونزی و مالزی ببینید ظرف ۴۰ سال گذشته به کجا رسیده اند و ما به کجا رسیده ایم.مثلا ترکیه علیرغم مشکلات و مصائب و دشواری های عظیم سیاسی که دارد ۱۵۰ میلیارد دلار در سال صادرات دارد و ما که به زحمت ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی مان است (که تازه بخش عمده ای از این رقم هم در حقیقت میعانات گازی و پتروشیمی و چیزهایی است که به نفت می رسد) باید بفهمیم که ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات یعنی چی.باید بفهمیم ۸۵ میلیارد صادرات مالزی یعنی چی و ایضا خیلی از کشور های دیگر.سال گذشته ترکیه فقط ۴۰ میلیون توریست داشته،فرض بگیریم که هر توریستی ۱۰۰۰ دلار با خود پول برده و خرج کرده،این از در آمد نفت ما بیشتر می شود.همانطور که گفته شد راه حل این است که ببینیم کشور های دیگر چه کرده اند و ما هم دقیقا همان کار را بکنیم.منتهی این نشدنی است.
چرا می فرمایید نشدنی ؟
برای اینکه ساختار قدرت نمی گذارد، نمی گذارد که اقتصاد به صورت آزاد در بیاید، بانکها حکومتی هستند،بیمه ها مال حکومت است،صنایع بزرگ و راه آهن و ذوب آهن و پتروشیمی مال حکومت است.هر صنعت بزرگ و کوچکی در ایران مال حکومت است،مال دولت است.اگر این را از حکومت بگیریم عملا حکومت نمی تواند آن اهداف و آرمان های ایدئولوژیک خود را به جلو ببرد.از کجا می خواهد بیاید برای اهداف و آرمان های ایدئولوژیک خود هزینه کند.