آرمان شرق-شایان مظاهری:کمتر از یک هفته از قائله حوزه علمیه می گذشت که این بار مداح سرشناس حاج منصور ارضی نوشته پلاکارد را به تریبون آورد و در روز عرفه گفت :«اون یارو آخرش در استخر مرد، این یارو هم آخرش در استخر می‌میرد.» به واقع این کلام بر آمده از چیست ،با یک ژرف اندیشی می بینیم که ظاهرا نه تنها قصه هفته گذشته قم اتفاقی نبوده بلکه جریانی پیگیر همان شعار است، البته اینبار در تهران .حدود۱۸ ماه از فوت مرحوم هاشمی رفسنجانی می گذرد و این کینه توزان دست بر نمی دارند ،کسانی که در زمان حیات وی هم قصد تخریب یار غار امام را داشتند و از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کردند. شخصیتی که شاید اگر اکنون بود؛ می توانست به عنوان یک سیاستمدار کاربلد و متبحر قابل، یاریگر کشور برای عبور از فشارهای بیرونی و تلاطم های داخلی باشد..نکته اینکه با توجه به شعار های مطروحه و تهدید روحانی به مرگ در استخر شاید بد نباشد مسئولین به واکاوی پرونده مرگ هاشمی بپردازند و از زاویه ای دیگر به آن نگاه کنند.  آرمان شرق در گفت و گویی با ابوالقاسم رئوفیان فعال سیاسی اصولگرا به بررسی آثار و تبعات این تهدید ها پرداخته که در پی می آید.

در مراسم روز عرفه همان حرف هایی که در مورد مرحوم هاشمی و رئیس جمهور روی پلاکارد نوشته شده بود از تریبون  مداح مشهور حاج منصور ارضی شنیده شد .این میتواند نمایانگر این باشد که یک جریانی به دنبال تهدید رئیس جمهور است ،به نظر شما ریشه های این تفکر کجاست و آنها به دنبال چه هستند؟

این نوع رفتارها و برخورد ها؛ طبق پیشینه بیانگر مسائلی است که طرح آن افکار عمومی را متوجه برخی اتفاقات پشت پرده و به دور از ذهن جامعه کرده و مردم را به شدت متاثر می کند، واقعا آن پلاکارد کذایی که شخصی در لباس مقدس روحانیت در دست گرفته بود و به یک شخصیت روحانی برجسته ای که به فرموده امام هر کس می خواهد ۱۵ خرداد را بشناسد باید کسانی را که ۱۵ خرداد را به وجود آوردند؛ بشناسد ،که از جمله آیت الله هاشمی رفسنجانی رحمت الله علیه یکی از چنین شخصیت های اثر گذار بود، اینطور اهانت کردند؛ این وهن روحانیت و وهن حوزه علمیه است ،بی جهت نیست که آیت الله مکارم شیرازی و آیات عظام برافروخته و ناراحت شدند و از این کار به عنوان یک جنایت و یک فاجعه نام بردند.حالا کسی که نام امام حسین (ع) را در مرثیه و روزه خوانی می برد و مداحی ایشان بر زبانش جاریست و جمعی او را مداح اهل بیت می دانند، بخواهد این مسئله را بیان کند جای تاسف دارد و من واقعا متاسفم.متاسفم به حال کسانی که خود را مدعی دفاع از ارزش ها می دانند و بعد به شخصیت ارزش آفرین در نظام جمهوری اسلامی در قبل و بعد از انقلاب اینگونه بخواهند اهانت کنند و به کسی که امروز سکاندار هدایت امور کشور است و رئیس جمهورکشور است و حکم او را مقام معظم رهبری تنفیذ کرده و همواره توصیه فرموده اند که اهانت به رئیس جمهور از ناحیه مجلس پسندیده نیست ،این تنها منحصر نمی شود که مجلس که بخواهد به نحوی با رئیس جمهور برخورد کند که این برخورد بهانه ای به دست بیگانگان دهد، بلکه این خطاب به همه است .چطور شما که مدعی حمایت از ولایت فقیه هستید اینگونه عرض خود می برید و زحمت ما می دارید.اینها در محکمه وجدان و در محکمه خرد و عقلانیت محکوم است و ملت از اینگونه مواضعی که قطعا دل همه را به در می آورد منزجر و بیزار هستند .من این را وهن جامعه روحانیت و وهن جامعه مداحان می دانم و معتقد هستم باید با اینها برخورد شود .اینها این ذهینیت را به وجود می آورد که باید نسبت به مسئله حادثه ای که پیش آمد و متاسفانه مرحوم هاشمی رفسنجانی اینطور از میان مردم رفت، بررسی و رسیدگی شود .واقعا این شعار چه چیزی را بیان می کند ،دوباره تکرار این از زبان یک فرد مداح چه مسئله ای را تداعی می کند و چه پیامی را به جامعه می دهد . به نظر می آید در این صورت حق این است که واقعا پرونده این حادثه موشکافانه بررسی شود .

الان یک سال و اندی از فوت مرحوم هاشمی می گذرد ولی عده ای هنوز نسبت به ایشان کینه دارند ،ریشه این کینه توزی  در کجاست؟

بر می گردد به همان مسئله ای که اشاره کردم،کینه ای که اینها از شخص مرحوم هاشمی رفسنجانی دارند ،متاسفانه با این همه توصیه های رهبری و رهنمود هایی که همواره در مناسبت ها و زمان های مختلف از زبان رهبر شنیده ایم دل ها صاف نشده ،دل ها دل های ناصافی است که اینگونه نسبت به برخی از شخصیت ها زنگار گرفته و این رسوب ها هم کار به دست خود اینها می دهد و هم کار به دست جامعه می دهد.به هر حال من فکر می کنم که باید واقعا از هر چه که هست این مسئله مورد بررسی قرار بگیرد و این زخمی که با این گونه بیان ها هی تازه می شود در جامعه التیام پیدا کند.

 مرحوم هاشمی در عرصه سیاسی نماد چه چیزی بود که اینها انقدر کینه ورزی می کنند و فقدان ایشان در فضای داخلی و خارجی چه تاثیر و تبعاتی دارد؟

من فکر می کنم که هنوز واقعا مرحوم هاشمی را آن طور که باید نشناخته ایم ،هاشمی یک شخصیتی که از قبل از پیروزی انقلاب از یاران غار امام بود ،امام او را مورد عنایت همیشگی خود قرار می داد و قبل از انقلاب زمینه ساز پیروزی بود و در حین انقلاب بسیار نقش آفرین بود و بعد از انقلاب از عمده شخصیت هایی بود که امام به او مسئولیت هایی می داد.در دوران مسئولیت  چه در دوران ریاست مجلس و چه ریاست جمهوری و چه ۸سال دفاع مقدس انصافا چه کسی و اصلا چند نفر مگر یار امام بودند که به آرمان های امام وفادار بوده و در این سطح باشند، امثال آیت الله هاشمی ،آیت الله خامنه ای و شهید مظلوم بهشتی اندک یاران و کسانی بودند که امام به آنها اعتماد می کرد.بعد از ارتحال حضرت امام ، رهبر معظم فرمودند که در زمان انتخابات ریاست جمهوری هیچ کس برای من هاشمی نمی شود ،ولی متاسفانه انقدر بعضی هاتنگ نظر بودند، وقتی هاشمی نقشه راه ترسیم می کرد  منافع خودشان را در خطر می دیدند . نظریه پردازی مثل آقای هاشمی رفسنجانی نظراتی را تبیین می کرد و اینها در برنامه های تدوین سیاست های نظام بسیار تاثیر گذار بود وقتی می دیدند به ضرر آنهاست و به نفع شان نیست و منافع شان به خطر می افتد کم کم در زمان حیات ایشان موضع گرفتند و با او برخورد کردند و در حق او بی مهری کردند .بعد از او هم متاسفانه مسئله ادامه دارد ، من فکر می کنم آن نگاه بدبینانه ای که به آقای هاشمی دارند خود این مسئله اوج بدبینی و تعبیری مثل آنچه که در پلاکارد نوشته بودند و برای من ننگ است که بخواهم به زبان بیاورم که هم اهانت به هاشمی بود و هم اهانت به روحانی بود و هم بی توجهی به این همه توصیه هایی که مقام معظم رهبری داشتند، این خود زمینه ای است که باید نسبت به این مسئله دقت و بازنگری شود .مسئله فوت آقای هاشمی هم باید مورد یک بازنگری جدی قرار بگیرد و مسئولین هم با این نوع رفتار ها برخورد کنند.

به نظر شما اگر مرحوم هاشمی زنده بودند می توانستند در شرایط فعلی کشور را از این بحران ها برهانند؟

اگر همین مسائلی که الان وجود دارد در زمان حیات او هم وجود داشت طبیعی است که ما مواجه با چالش های جدی بودیم مگر اینکه مقام معظم رهبری به میدان می آمدند و اینها یک مقدار حیا می کردند و کنار می کشیدند و نظرات آقای هاشمی می توانست کار ساز باشد ولی من احساس می کنم اگر هاشمی هم درقید حیات بود باز هم اینها همین مسائل را شاید شدیدتر وآزار دهنده تری مطرح می کردند.

سوال من این بود که در برهه کنونی و در عرصه سیاست خارجی و داخلی به کشور کمک می کردند.

همین را می گویم .این در صورتی بود که واقعا فضا یک فضای امن روانی و یک فضایی که بتواند این نوع نظرات راهگشا باشد ،در حالی که می دانیم که اگر هاشمی هم بود باز اینها مانع تراشی می کردند . اینها عوامل باز دارنده ای بودند از اینکه بخواهند آقای هاشمی رفسنجانی در ارتباط با حل مشکلات جامعه کمکی کند ،چون برای اینها حل مشکلات جامعه زیاد مطرح نیست .برای اینها به کرسی نشاندن حرف خودشان مطرح است ،یعنی اگر ایشان بود و نظرات راهگشا می داد و اینها هم می رسیدند به اینکه این نظرات می تواند به تغییر فضای جامعه مخصوصا در اقتصاد موثر باشد اما باز به دلیل مسائل شخصی که داشتند، مانع می شدند .می خواهم بگویم که اینها با ایجاد جو روانی واین عوامل بازدارنده باز مانع از اعمال نظرات آقای هاشمی در جامعه می شدند ،مگر اینکه دیگر رهبری واقعا به کمک این مسئله می آمد.

در شخصیت های سیاسی امروز کسی را سراغ دارید که بتواند با آن گفتمان کار ها را پیش ببرد؟

نه واقعا این خلاء وجود دارد .البته آقای ناطق نوری بعضی مواقع مسائلی را مطرح می کنند ولی خوب در عین حال هاشمی هاشمی بود.

عده ای به دنبال سقوط دولت هستند  و  به عناوین مختلف آن را مز مزه می کنند؛ و سخن از شبیه سازی با بنی صدر دارند، اصلا چنین قیاسی وارد است؟

اصلا این سوال قابل پاسخگویی نیست ،چون اصلا مقایسه به این طریق بین دو شخصیت یکی روحانی که اینطور در پیدایش انقلاب دلسوز و سهیم بود و در ۸سال دفاع مقدس هم سهیم بود و بعد در مسئولیت هایی که داشت هم همینطور ،در شورای عالی امنیت ملی هم مسئولیت داشت و بعد بخواهیم ایشان را با یک فردی که در دوران قبل از انقلاب سابقه را داشت و بعد آمد آمد و فرصت طلبی کرد اصلا قابل مقایسه نیست .