آرمان شرقرضا رئیسی: روزی روزگاری قرار بود این خانه؛ خانه امید مردم و عصاره فضایل ملت باشد، جایگاه رکین و رکن مردمسالاری و حصن حصین جمهوریت اما کیست که نداند از آن خانه آرمانی و آن کعبه آمال فاصله فراوانی گرفته و مجلس آنچیزی نیست که قرار بود باشد، که اگر بود اکنون حال و روز کشور اینگونه نبود که هست.

به گزارش آرمان شرق، از مردم عوام تا سیاسی کاران و البته برخی از نخبگان هر فعل و انفعالی که رخ می دهد و هر باری که به مقصد نمی رسد و هر ان قلتی که پیش می آید، بلافاصله انگشت اتهام را به سوی دولت مستقر گرفته و لب به انتقاد و گاه ناسزا می گشایند اما دولت با همه بزرگی، با همه ید طویل و مبسوط خود تنها مسئول امور اجرایی است و در قالب قواع و چارچوب های مشخصی به ایفای وظیفه می پردازد، نه اینکه فرق نکند که فلان مدیر کارآمد باشد یا نباشد و عمل وی موثر نیافتند، نه! اما از دولت و دولت مردان بسی مهم تر مجلسی هایی هستند که به عنوان نمایندگان ملت وظیفه قانونگذاری و نظارت دارند و این آنها هستند که ریل گذاری امور کشور را انجام داده و اگر درست و راست و اگر کژ بچینند، لوکومتیو امور کشور بر همان مسیر خواهد رفت و البته که نظارت آنان نیز بسی مهم و تاثیر گذار است.

حال اما نه امروز و دیروز که در تمامی این چند دهه غیر از معدود زمان ها و جرقه هایی در مجالس، روند نزولی دامن گیر قوه مقننه بوده و مجالس ما از آن وظایف ساختاری و بنیادین خود بسیار دور مانده اند.

ایرادات اما چند وجهی است، یکطرف آن ساختاری است و از نحوه گزینش نمایندگان تا مجلسی تک ساختاری و غیر گهواره ای را شامل می شود که نمایندگان را واداشته برای حفظ جایگاه نمایندگی بیش تر به امور روزمره و اخذ امتیازات برای حوزه انتخابیه خود مشغول باشند و خبری نیز از احزاب شاکله مند و پاسخگو نیز نباشد تا ایرادات شکلی که به رفتارهای بسیاری از نمایندگان وارد است و به خصوص در این مجلس دهم و طی چند هفته اخیر نمایه محسوس و مشهودی داشته است.

دو استیضاح تازه رخ داده، بسیاری از ناگفته ها را برون انداخت، در استیضاح اول قطاری از اتهامات عجیب و غریب و تهمت های کثیف و روابط نامناسب روی دایره ریخته شد تا نشان دهد که موضوع استیضاح نه بررسی عملکرد آقای وزیر و وزارتخانه متبوع وی و نمره دهی مثبت یا منفی به کارنامه ایشان که انتظارات فرامتنی و واخواهی های غیر حرفه ای بود تا استیضاح امروز وزیر اقتصاد که فارغ از وارد یا نا وارد بودن آن، نه پاسخی درست و منطقی یا بهتر بگوییم جامع و مانع برای رفع و رجوع اشکالات ساختاری در رویکرد اقتصادی دولت بود.

ساده تر عرض شود که مجلس به جای استیضاح که آخرین گزینه است، کاش به سراغ اصلاح ساختاری می رفت، کاش با تصویب قوانین درست چارچوب مدون و مشخص پیش پای دولت قرار می داد، کاش به جای تغییر فرد و اخراج او به دنبال اصلاح ساختار بیمار وزارتخانه ای می رفت که با آمدن این وزیر و آن وزیر چیزی بر آن نه افزوده و نه کم می شود، کاش وزیر خواسته و بر او تاخته می شد که فلان جا چرا چنین است و چرا به بیراهه رفته ایم ؟ کجای کار ایراد دارد که من نماینده می توانم آن را مرتفع کنم ؟ و ….

البته درد بزرگ آنست که عزم و اراده ای هم بر چنین رویکردهایی در مجلس و در میان بسیاری از نمایندگان دیده نمی شود، به علت ضعف های ساختاری و رفتاری، مجلسی ها از آن نقطه آرمانی که می بایست نقطه کانونی هر تحول زیر ساختی در حوزه ها و سپهرهای مختلف کشور باشند فاصله کهکشانی گرفته اند و ترجیح می دهند سر و ته ماجرا را با چند شعار عوام پسندانه و رویکردهای پوپولیستی و نطق های آتشین شعاری هم بیاورند تا استیضاحی دیگر و ….

دردمندانه باید گفت که این روند جز به بیراهه و رقم خوردن همین شرایطی که در آن قرار داریم و همگان از آن می نالند به جای دیگری ختم نخواهد شد و کاش نمایندگان در این دوره و دیگرانی که می توانند در ادوار بعدی از خشت اول بنا را درست پایه ریزی کنند، به فکر باشند که با این اوصاف اندر خم یک کوچه مانده ایم و خواهیم ماند…