آرمان شرق-جواد مرشدی:اوضاع اقتصادی مناسب نیست و این نکته بیش از همگان نگاه ها را به سوی روحانی و تیم اقتصادی دولت معطوف کرده است اما نمی توان دولت را به تنهایی در این میان مقصر دانست چرا که دولت فعال مایشاء نیست و قوای دیگر و نهادهای مختلف نیز حسب وظایف قانونی و ذاتی خود در پدید آمدن این وضعیت سهیم بوده و هستند.دولت در مسائل روزمره نقش دارد اما در نبود زیر ساخت ها نمی توان تنها دولت را مقصر دانست،البته در دولت احمدی نژاد هم که دولت درآمد های خوب نفتی داشت این اتفاق نیافتاد و منابع صرف امور دیگری شد.اینکه در آن دوره منابع عظیم ارزی صرف چه اموری شد یک بحث و مهم تر از آن پیشنهاد احمدی نژاد به روحانی جهت استعفاست،کسی که خود با سیاست های غلط پایه گذار این آشفتگی اقتصادی بوده  چطور می تواند در مقام مرشد ظاهر شود .حالا هم دوستان آن روزهای وی و همفکران سیاسی او سوال از رئیس جمهور را مطرح کرده اند، طیف با نفوذی که خود می توانند نقش مهمی در برونداد این نابسامانی ها داشته باشند و اکنون از آب گل آلود به دنبال صید ماهی هستند.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر عزیز آرمن استاد دانشگاه به بررسی این موضوع پرداخته که در پی می آید.

 

در پدید آمدن شرایط فعلی و بحران اقتصادی موجود دولت روحانی تا چه حد نقش دارد؟

ابتدا باید به این نکته توجه داشت که در نظام سیاسی موجود در کشور، قوه مجریه که ریاست آن را رئیس جمهوری بر عهده دارد تنها یکی از قوای سه گانه موجود است که هر سه آن ها کم و بیش در ذیل حاکمیت قرار دارند. بنابراین هرگاه از توانایی ها یا ناتوانی های یک دولت صحبت می شود با توجه به ساختار مذکور است. حال ممکن است دولتی از نظر گرایش های سیاسی در موقعیتی قرار داشته باشد که با دیگر قوا و نهادهای غیر انتخابی موجود کشور امکان تعامل بیشتر یا کمتری داشته باشد.در سیاست گذاری های اقتصادی وقتی دولت نقش اجرایی دارد و این مسائل ارزی که ایجاد شده و مشکلاتی که در اقتصاد پیش آمده اصولا در سیاست گذاری خیلی موثر است.منتهی اگر بخواهیم به صورت کلی به مسائل اقتصادی نگاه کنیم و ساختار های فعلی اقتصاد را مثل بسیاری از معضلات که ناشی از همان ساختار هاست ببینیم نمی توان گفت که صرفا قوه اجرایی و دولت نقش دارد، در واقع کلیت ساختار متشکل از تمام نهاد ها و قوایی که در حکومت هستند هر کدام به میزانی کم یا زیاد در ان میان نقش دارند.لذا اگر بخواهیم تفکیک کنیم این است که دولت در مسائل روز مره خیلی نقش دارد، می تواند یک کنترل هایی داشته باشد و با سیاست گذاری هایی بخواهد کنترل را انجام دهد اما در مسائل زیر ساختی و ساختار ها نه خیلی نمی تواند نقش آفرینی کند و مهمترین نقش را نهاد های دیگر در این زمینه دارند.
به نظر شما قانون گذاری و بر خورد و حتی عملکرد دولت های پیشین تا چه حد می تواند در این نابسامانی نقش داشته باشد، مثال باری که احمدی نژاد بر اقتصاد گذاشت و روحانی آن را تحویل گرفت.
در دولت گذشته اقتصاد کاملا به هم ریخت و در دولت های نهم و دهم تا حدود زیادی مسیر اقتصاد به انحراف رفت و این سیاه چاله های بیماری که ما داشتیم یک مقدار بیشتر شد.اینها می توانست یک مقدار اثر منفی داشته باشد و این اثر منفی یک مقدار بر گروه های دیگر هم اثر گذاشت.سیاست های غلط باعث شد که آنچه که باید صرف امور زیربنایی می شد؛ نشود و در آمد ها صرف امور روزانه گردد.اگر با آن در آمد ها سرمایه گذاری صورت می گرفت و مسیر ها برای سرمایه گذاری و زیر ساخت های سرمایه ای باز می شد و می توانست تولید و اشتغال ایجاد کند، بالطبع ما امروز مشکلات اقتصادی کمتری داشتیم.وقتی دولت دهم تمام شد و دولت یازدهم روی کار آمد یک مقدار زیادی از این مشکلات خود به خود ایجاد شد، به قول بعضی ها ویرانه ای از اقتصاد مانده بود که روحانی تحویل گرفت.بعد هم یک سری تحریم ها و مشکلات جدیدی که پیش آمد وضع را بدتر کرد. در هر حال اگر آن شرایط قبل از روحانی و آن مشکلات نبود الان با آرامش بیشتری می توانستیم این شرایط سخت را پشت سر بگذاریم.
احمدی نژاد فارغ از کارنامه بدی که دارد به روحانی پیشنهاد استعفا داده. با توجه به عملکرد وی در حوزه اقتصاد آیا ایشان در حدو اندازه ای هست که بتواند به روحانی چنین پیشنهادی دهد؟
به نظر من این موضوع آنقدر ارزش ندارد که حتی بخواهیم در این زمینه بحث کنیم،خیلی روشن است که ایشان دارد مسائل سیاسی را دنبال می کند.سیاست که مسلما به نتیجه نخواهد رسید، نه از جناح اغلب اصولگرا و نه از جناح اصلاح طلب هیچ کدام از این ها و حتی نهاد ها هم دیگر توجهی به این صحبت ها ندارند. الان احمدی نژاد می خواهد از این وضعیت بهره برداری سیاسی کند و بسیار بعید است که بتواند استفاده ببرد و به هدفش برسد.
در مورد طرح سوال از رئیس جمهور و اینکه ۸۰ نفر از نمایندگان اصول گرا این موضوع را طرح کردند غرض ورزی سیاسی هم بوده، به نظر شما همین افراد در پدید آمدن این شرایط اقتصادی تا چه حد می توانند نقش داشته باشند؟
در واقع فکر می کنم در اینکه سوال کنند مشکل نیست ولی به شرطی که همانطور که آقای روحانی گفتند ایشان هم بتواند از اختیارات خودش استفاده کند و به اساس بسیاری از معضلات و مشکلاتی که وجود دارد اشاره کند و به علت های اصلی و ریشه ای آن مشکلات در مجلس بپردازد.در نهایت ممکن است سوال و پاسخ به نقطه درستی پیش رود و ختم به خیر شود، لذا من فکر می کنم آن جناحی که سوال را مطرح کردند نگاه سیاسی دارند و می خواهند به جایی برسند که بگویند این دولت کفایت کافی ندارد و از این آب گل آلود ماهی بگیرند، اما آقای روحانی می تواند در پاسخ هایی که می دهد بهره لازم را از این شرایط ببرد و بهره برداری خودش را انجام دهد.نهایتا من فکر می کنم اشکالی ندارد و بسیار می تواند در جهت کلیت مفید هم باشد.
به نظر شما این افراد در این نابسامانی اقتصادی هم دخیل بوده اند یا خیر؟
افراد و جناح ها خواهی نخواهی به شکلی در مسایلی که پیش می آید دخیل هستند ولی به عنوان جناح یا حزب بعید می دانم اینها خیلی دخیل باشند اما به دلیل جایگاه هایشان در نهاد های مختلف و نفوذ ها و دخالت هایشان در مسامحه سازی و البته سیاست هایی که در مجلس دارند، می توانند موثر باشند و آنها اگر بخواهند کاری انجام دهند؛ می توانند موثر باشند و موثر هم بوده اند.بسیاری از این جهت گیری های که دولت می توانست انجام دهد و مفید باشد ،برای جامعه به دلیل مخالفت هایی که در مجلس و نهاد های مختلف صورت گرفته به نتیجه مطلوب نرسیده است.من احساس می کنم که می توانند اثر داشته باشند و حتما هم اثر دارند.