آرمان شرقعلیرضا پورحسین:بسیاری بر این باورند که تحریم ها و فشار سیاسی آمریکا سبب شده است تا بحران اقتصادی در کشور ما پدید آید، نکته ای که با همه اهمیت و حواشی آن تنها یک مولفه تاثیر گذار بر حال و روز ناخوشایند این روزهای اقتصاد ایران است و باید ریشه های بنیادین این وضعیت را در داخل و برآمده از ساختارهای بیمار اقتصادی چندین و چند دهه ای دید، با نگاهی به سازوکارهای اقتصادی و برخی اخبار شاهد هستیم که مافیای اقتصادی و صاحبان قدرت و ثروت در این عرصه به مراتب نقش پر رنگ تری دارند و این نقش از آنجایی مشخص می شود که هنوز تحریم های آمریکا تشدید نشده است، برخی سودجویان با ایجاد تشنج در بازار و شایعه پراکنی از ماه ها قبل تر بازار را متشنج کرده اند. از سویی دیگر در این برهه حساس شاهد هستیم که تمامی تقصیرها بر گردن دولت انداخته می شود و دولت با حجم عظیم حملات و تخریب ها رو به رو شده است در صورتی که مشکلات قانونی و نقش قوا و نهادهای مختلف را نمی بایست در این فرآیند نادیده گرفت . در راستای بررسی این مسائل آرمان شرق گفت و گویی با دکتر فریبرز رئیس دانا ٬اقتصاددان برجسته داشته است که در ادامه می خوانید.

 

نقش سازوکارهای اقتصادی داخلی در بحرانی شدن وضع اقتصادی کشور چیست ؟

 

اقتصاد در داخل بسیار آسیب پذیر بوده است. بیشتر از آن چیزی که تا حالا عنوان شده آسیب پذیر بوده است. اگر اقتصاد داخلی ما وضعیت خوبی داشت با یک تهدید و یک حرف ترامپ نباید اینگونه ارزش پول ملی ما سقوط می کرد. آسیب دیدگی و شکنندگی اقتصاد ما باعث شد تا تهدید ترامپ ٬صاحبان قدرت اقتصادی را چه در بخش پولی و مالی و چه در بخش تولیدی، چه از نوع خصوصی و چه از سوی دولت سراسیمه به سوی بازار ارز حمله ببرند. این سبب شد تا ارز کمیاب و یا نایاب شود. زیرا از یک سو تصمیم ترامپ را جدی گرفتند و از سوی دیگر اینکه اقتصاد پویایی کافی را ندارد که بتواند از راه های دیگری ارز تامین کند. صادرات غیر نفتی ایران در ۱۵ سال گذشته رشد کرده است و نرخ رشدش نیز زیاد بود. مشکل اینجا بود که صادرات غیر نفتی کماکان به وارداتی تکیه داشت که نیازمند ارز بود. قدرت فرمانروایی اقتصاد آمریکا و دلار به گونه ای بود که این تهدید موجب شد که صادرات غیر نفتی نیز آسیب بیند. معنای شکنندگی اقتصاد این است که رشد اقتصادی پایدار و درون زا در کشور ما تجربه نشده است. حتی قبل از انقلاب یک رشد اقتصادی که بر پایه داخل کشور باشد و بازارهای جهانی را تحت تاثیر خود قرار دهد، هیچوقت نداشته ایم. جنبه دیگر اقتصاد شکننده ما فساد است. این فساد یک تخلف ساده حقوقی و یا مالی نیست. فساد در رگه های اقتصاد ما ریشه دوانده است.

 

تا چه حد مافیای اقتصادی و صاحبان قدرت و ثروت در پدید آمدن این تلاطم های اقتصادی نقش داشته اند ؟

 

دقیقا همین افراد نقش داشته اند. قدرت های انحصاری به بازار هجوم برده اند برای اینکه ارز و دلار جمع کنند. دلار یک پول سلطه گر است. امروز می توانیم از پدیده ای به اسم امپریالیسم دلار صحبت کنیم. شکنندگی اقتصاد داخلی نیز مزید بر علت شده است که این تلاطم بیشتر شود. دولت در عرضه ارز خویشتن داری کرد . دولت فکر می کرد در آینده با نیازهای ارزی رو به رو می شود و خود دولت نیز در به وجود آمدن این مشکل دخالت داشت. در نتیجه کمبود ارز هراس عمومی ایجاد کرد . خریداران جز مثل مسافران زمینه رشد این بیماری و آسیب را فراهم آوردند اما اصل قضیه اقدامات انحصارطلبان و قدرت های اقتصادی بود که سبب شد زنجیره کاهش ارزش پول داخلی شکل گیرد.

 

چه اقداماتی باید صورت گیرد تا امنیت سرمایه گذاری در ایران تامین شود و بتوانیم از این وضعیت خارج شویم ؟

 

اقتصاد ما در حال حاضر اینگونه نشان داده است که در تنگنا قرار گرفته است و اگر تحریم ها ادامه پیدا کنند و تحریم های آبان ماه اعمال شوند، وضعیت بدتر خواهد شد. بار این تنگنا و فشار بر روی دوش لایحه های پایین جامعه است. اگر دولت به این فکر باشد که هر نوع نارضایتی داخلی را به مداخله خارجی منتسب کند و آماده برای متوقف کردنش باشد از راه های اساسی جدا می ماند و وضع اقتصاد بهبود نمی یابد. این فشار بخاطر نیاز اقتصاد به دلار رقم خورده است . آنطور که فکر می شد و دولت روحانی عنوان می کرد ٬برجام گشایش ایجاد نکرد. ترامپ قطعا خلف وعده کرده است. این دلبستگی به برجام به نوعی امیدواری به آمریکا بوده است. این حرکت اشتباه بود. واقعیت این است اگر بشود این فشار آمریکا را متوقف کرد که منجر به جنگ می شود همچون دولت های انقلابی که گاه با مذاکره و دیپلماسی فشارها را کاهش داده اند ٬می توانیم به آینده امیدوار باشیم. استالین با مذاکره با آمریکا توانست فرصت بخرد تا ارتش سرخ را احیا کند و با همین فرصت خریدن توانست مقابل فاشیست ها بایستد. شوروی بین ۱۲ تا ۲۰ میلیون نفر کشته داد و سهم اصلی را در از بین بردن فاشیست داشت. شوروی همیشه می خواست این جنگ را از خود دور کند. کشورهای انقلابی همیشه می خواهند بهانه به دست دشمن ندهند. بعد از حمله به خلیج خوک ها در کوبا نیز این اتفاق رقم خورد. کاسترو می گوید ما خودمان به شوروی فشار آوردیم تا از جنگ دوری کند. این ها کشورهای انقلابی بودند ٬دولت ایران جز این دسته دولت ها نیست. ولی آن اشتباه بزرگ را کرده است که از یک سو به آمریکا اعتماد نکرده است خیلی هم خوب است و علیه آمریکا هم موضع گیری کرده است و این هم خوب است ولی اقتصاد را برخوردار از رشد درون زا نکرده است. دولت اقتصاد را از زیر دیکتاتوری پول و دلار خارج نکرده است. در موقعیتی نیستم که در مورد مذاکره کردن نظر بدهم اما کشورهای مدعی استقلال معمولا فرصت هایی را پیدا می کنند که از جنگ دور شوند. در ایران البته این موضوع مشکل است زیرا نه مثل کوبا انقلابی هستند و نه یک دست هستیم در داخل.

 

مجلس تا چه میزان در این عرصه نقش داشته است و در عرصه قانون گذاری چه کارهایی باید انجام دهد تا اوضاع خوب شود ؟

 

مجلس نتوانسته است نقش مردمی و مستقل خود را ایفا کند. متاسفانه برنامه هایی جایگزین شده است و نمایندگان دنبال آن هستند تا انتخاب مجددشان تضمین شود و به فکر نقش اساسی خود نبوده اند. جناح بندی ها جایگزین وظیفه اصلی مجلس شده است. منافع مردمی عملا در مجلس شکل نگرفته است. مجلس هم در مسیر فرصت کشی قرار گرفته است. اگر یک انتخابات دموکراتیک باشد به معنای اینکه اتکا شود به آرای مردم و پشتیبانی مردم نیز می تواند قوت قلبی برای دولت ها باشد. پشتوانه مردمی به دولت ها قدرت می دهد تا با مذاکره در مقابل قدرت های امپریالیستی بایستند. در  جامعه، سیاست و اقتصاد ما چند دسته گی وجود دارد . برخی نهادها به گونه ای صحبت می کنند که گویا نباید از هیچ فرصتی استفاده کرد. مجلس باید قوانین تامین امنیت سرمایه گذاری را تصویب کند تا کمکی به این عرصه کند.