آرمان شرق-جواد مرشدی:تلاطم های ارزی باعث شد تا رئیس جمهور رئیس کل بانک مرکزی را تغییر دهد ،تغییری که هنوز نه چندان اما تا حدودی آنهم در روزهای اخیر کمی بازار را به سمت تعادل و کاهش روند صعودی افسارگسیخته کشانده است .معاون اول هم از برنامه های جدید بانک مرکزی برای کنترل بازار گفت و بالاخره اعلام شد که بسته تازه سیاست های ارزی از سوی رئیس کل جدید بانک مرکزی امشب در بخش خبری شبانگاهی صدا و سیما رونمایی خواهد شد، آنهم در آستانه اجرایی شدن تحریم هایی که آمریکا آن را تعلیق کرده و با خروج از برجام از فردا اجرایی می شود،حالا سوال اینجاست که صرفا تغییر راس هرم در بانک مرکزی کارساز خواهد بود و یا اینکه مدیران رده پایین تر خصوصا در سیستم اجرایی نیز باید تغییر کنند .براستی آیا دولت می تواند این بحران اقتصادی را مدیریت کند و اصلا ابزار های لازم برای اینکار را دارد.از سوی دیگر این سوال پیش می آید که آیا دولتمردان از اساس استراتژی اقتصادی در حوزه های مختلف برای مقابله با این تهدید بیرونی را ترسیم کرده اند.آرمان شرق در گفت و گویی با دکتر هادی حق شناس به بررسی این موضوع پرداخته که در پی می آید.

پاشنه آشیل تیم اقتصادی دولت چیست و در کجاست؟

به نظر می رسد که امروز پاشنه آشیل دولت ساماندهی بازار ارز باشد و تا زمانی که بازار ارز به یک کنترل نسبی نرسد همه بازار ها را متاثر خواهد کرد،منظور از همه بازار ها به طور مشخص بازار پول، طلا،مسکن و حتی بر روی واردات و صادرات اثر گذار خواهد بود.مضاف بر اینکه به غلط و یا به درست نرخ ارز لنگر اقتصاد ایران شده، هر گاه که بازار ارز متعادل بود سایر بازار ها هم بطور نسبی در تعادل بودند ولی هرگاه که بازار ارز دچار تلاطم شد، بلا استثنا بازار های دیگر را متلاطم کرده است.به عنوان مثال این وضعیتی که امروز در بازار ارز داریم در سال ۹۱ همین اتفاق افتاده،در مقطع قبلی هم باز همین بوده.لذا به نظر می رسد که اگر ستاد اقتصادی دولت هر چه سریع تر بتواند یک اجماع و یک راهبرد مشخص در بازار ارز بریزد مطمئنا سایر بازار ها زودتر از حالت تلاطم خارج خواهند شد.

فکر می کنید دولت می تواند این بحران اقتصادی را مدیریت کند و اگر می تواند شرایط این مدیریت چیست و از چه مولفه هایی باید برخوردار باشد؟

مطمئنا دولت می تواند، بخاطر اینکه این دولت تجربه سال های ۹۱ و ۹۲ را در اختیار دارد، در آن سال ها همین وضعیت وجود داشت و متاسفانه هر اتفاقی که در سال ۹۱ افتاد در سال جاری هم دارد همان اتفاق می افتد.به عنوان مثال اگر آن مقطع ارز ۱۲۰۰ یکباره سه برابر شد، الان هم ارز تقریبا سه برابر شده، یا اگر در آن مقطع بازار ارز بر سکه اثر گذاشت الان هم باز همان اتفاق دارد می افتد و همینطور بر روی مسکن و سایر بازار ها.چون آن تجربه وجود دارد الان هم دولت می تواند از تجربه قبلی استفاده کند، دولت نباید نگران این باشد که تورم افزایش پیدا می کند چون تورم افزایش پیدا کرد،ما دیگر در سال جاری تورم دو رقمی خواهیم داشت حالا این تورم دو رقمی یکی دو درصد بالا و پایین شود آن دستاورد که در دو سال گذشته تورم یک رقمی کسب کرده بود دیگر آن اتفاق نخواهد افتاد، دولت باید نرخ واقعی ارز را بپذیرد و پرهیز کند از این دو سه نرخی که الان در بازار وجود دارد به نظر من زودتر به تعادل خواهد رسید و زودتر بازار ها به ثبات خواهند رسید.در غیر این صورت الان در بازار آنهایی که کالا دارند نمی فروشند چون نگران هستند که اگر الان بفروشند، فردا برای تهیه همان کالا باید پول بیشتری بدهند،یا اینکه افرادی که سکه و دلار خریده اند منتظر هستند که گران تر شود، یعنی این انتظاراتی که الان در بازار شکل گرفته بخاطر قیمت ارز و سکه هم منجر به این شده که بازار از رونق بیافتد و هم مردم دارایی هایشان را تبدیل به ارز و سکه کرده اند و منتظر هستند ببینند چه اتفاقی می افتد.لذا دولت اگر این یکسان سازی نرخ ارز را انجام دهد که در توان و مدیریتش هم وجود دارد به نظر من از این بحران سریع تر عبور خواهد کرد تا بخش واقعی اقتصاد سرنوشتش تعیین بشود،یا مشخص شود ویا فعالیتش آغاز شود.

به نظر شما با توجه به تحریم های بیرونی از اساس دولتمردان ما استراتژی اقتصادی در حوزه های مختلف داشته اند؟

به طور قطع به یقین این دولت درابتدای کار استراتژی داشته،استراتژی در ستاد اقتصادی دولت کاهش نرخ تورم بود که موفق هم عمل کرد،در تورم نقطه به نقطه سال ۹۲ که حدود ۳۵ درصد بود امروز یک رقمی شده،یا به عنوان مثال ساماندهی موسسات پولی یا عدم شروع پروژه های عمرانی جدید و اتمام پروژه های نیمه کاره گذشته بود،مثلا نسبت به دوره قبل( منظور پنج سال این دولت با پنج سال دولت قبل) نرخ رشد نقدینگی تقریبا ۴ درصد کم شد اما به نظر می رسد در خصوص بازار ارز یک مقدار بیش از اندازه امیدوار بود که جهش نداشته باشد، در حالی که همه کارشناسان از قبل گفته بودن و یا مثلا بعد از برجام، به نظر می رسید که می توانست بهتر از وضعیت فعلی عمل کند، از منظر اقتصادی می گویم.بعد از برجام تقریبا بعد از بخش نفت و هواپیمایی و خرید هواپیما یک مقدار خودرو سازان جلو آمدند و بقیه بخش ها هم گام با اینها جلو نیامدند و یک مقدار فرصت سوزی شد.منظورم این است که جهت گیری آن راهبرد اقتصادی درست بود اما سرعت کافی را نداشت.

به نظر شما تغییر رئیس کل بانک مرکزی می تواند از التهابات بکاهد و اینکه صرفا تغییر رئیس کل کافی است و یا اینکه عوامل اجرایی هم در بانک مرکزی باید تغییر کنند؟

در یک جمع بندی کلی تفاوت آقا ی همتی با آقای سیف این است که ایشان اقتصاد خوانده است و تئوری های کلان اقتصادی را می داند اما آقای سیف حسابدار بوده،معمولا در دنیا در بانک های مرکزی اقتصاددان ها مسئولیت بانک مرکزی را بر عهده می گیرند.این یک تفاوت است ولی تشابهات آنها این است که هر دو دارای تجارب بانکی بودند،اقای همتی تجربه بیمه ای هم داشته ولی اینها شروط لازم هستند و شرط کافی این است که رئیس کل بانک مرکزی از چنان شخصیت علمی،سیاسی و برجسته ای برخوردار باشد که به عنوان تنظیم کننده و متولی سیاست های پولی سایر اعضاء دولت حرف او را بپذیرند، به عبارت دیگر باید بازار سیاست های مالی از سیاست های پولی پیروی کند نه اینکه سیاست های پولی از سیاست های مالی پیروی کند.اگر چنین شخصیت ممتاز ی داشته باشد حتما می تواند دستاورد های بهتر داشته باشد و شاخص های پولی بهبود پیدا کند ولی اگر آن شخصیت کاریزما را نداشته باشد صرف اینکه اقتصاد خوانده طبیعتا نمی توان امیدوار بود که عملکردی بهتر از آقای سیف داشته باشد.باید ببینیم که عملا این شخصیت بانکی چقدر می تواند بر دولت اثر گذار باشد،اینکه با همکارمان خود و تیم اقتصادی خود اثر گذار باشد این شرط لازم است و از بدیهیات است و باید اینگونه باشد.انتظار این است که روی سیاست های اقتصادی و مالی دولت اثر گذار باشد که ما معتقدیم که دیگر بازار پول نقش همان خون در بدن را دارد و اگر سالم باشد شاخص ها مطلوب باشد می تواند بقیه بازار ها را کاراتر و بهره ور تر کند، هم اینکه اگر بازار پول مشکل دار شود ،بقیه بازار ها را هم متلاطم می کند،همین حالا هم چون بازار پول و ارز از تعادل خارج شد بقیه بازار ها هم از تعادل خارج شدند.نقش بازار پول دربین بازار های اقتصاد ممتاز است.