آرمان شرق شایان مظاهری:تورم، معضل اقتصادی که چهار دهه است گرفتار آنیم،آن هم از نوع دو رقمی.در دنیا اقتصادی را سراغ نداریم که قریب ۴۰ سال گرفتار چنین تورمی باشد. پس از سالها در دولت روحانی تورم تک رقمی شد اما در حال حاضر آنچه که مردم لمس می کنند با آمار ها ی تورم تفاوت فاحشی دارد و البته بر اساس آخرین آمار تورم در ماه جاری دوباره دو رقمی شد،  البته در بحث اقلام خرد و برخی کالاهای مصرفی و روزمره هم آنچنان قیمت ها افزایش یافته که گویی تورمی چند رقمی داریم. در مقایسه نرخ تورم و نرخ کالاها نا همگونی خاصی احساس می شود و به نظر می رسد آمار ها تناقض دارند.شاید برای مقابله با این پدیده بد نباشد که در حوزه سیاست گذاری و نظارت و از طرفی عرضه صحیح کالا و مدیریت نقدینگی تجدید نظر هایی صورت گیرد.آرمان شرق در گفت وگویی با دکتر آلبرت بغازیان استاد دانشگاه به بررسی علل مغایرت آمار تورم و قیمت کالاها پرداخت که در پی می آید.

حدود ۴ دهه تورم دورقمی داشتیم که در جهان می تواند نادر باشد،ریشه های این تورم در کشور چیست؟

در مجموع مثلثی که راس آن می شود تورم و کف آن می شود عوامل موثر در آن، دو چیز است. عوامل موثر در تقاضا و عوامل موثر بر عرضه .بنابراین تورم یعنی افزایش تقاضا و کاهش عرضه .افزایش تقاضا یعنی اینکه مردم هجوم بیاورند برای خرید،حالا یا انتظار می رود که انتظارات قیمتی بالا رود،یا در آمد فرد بیشتر شده و یا کالاهای جانشین بیشتر شده و یا جمعیت بیشتر شده ،همه اینها عوامل تقاضا هستند .حتی تعرفه عرضه ای که قیمت را بالا می برد یعنی کاهش عرضه یا افزایش قیمت تمام شده تولید بالا برود عرضه کم می شود و بنابراین افزایش قیمت را به دنبال دارد.اگر همه بازار ها با یک نسبت بالا و پایینی افزایش قیمت پیدا کنند، متوسط کف قیمت ها بالا می رود و می شود همان افزایش شاخص قیمت تمام شده یا نرخ تورم مثبت.وقتی می گوییم ۹ درصد، ۹در صد تورم یعنی متوسط قیمت هادر اقتصاد ۹درصد بالا رفته که بعضی ها بالای میانگین و بعضی ها پایین میانگین هستند ،یعنی برخی تا ۵۰ درصد و برخی مثلا مثل بلیط اتوبوس صفر درصد . برای اینکه بگوییم علل تورم در ایران چیست بعضی مواقع تقاضای ایجاد افزایش قیمت کرده ولی به دنبال خود عرضه را کشیده و آن را بیشتر کرده که به آن می گوییم تورم ناشی از تقاضا.یک وقتی هم هست که تورم را می بینیم ولی تولید زیاد نشده و بلکه کم هم شده یعنی کمبود کالا را می بینیم ،این نشان دهنده این است که یعنی عرضه کم شده ،یعنی قیمت تمام شده ،یا هزینه تولید ،یا احتکار ،یا ایجاد کمبود مصنوعی و یا بحث تحریم و قطع شدن واردات که در کنار آن می تواند عواملی مثل نرخ ارز،دستمزد،افزایش قیمت مواد اولیه ،پنهان کردن قطعات و ایجاد کمبود و غیره ،همه اینها  عرضه را کم می کند و قیمت را بالا می برد .در حالی که خریدی صورت نگرفته و حتی کم هم شده ولی قیمت بالاست.در تحلیل تورم باید بگوییم یک دورانی تقاضا زیاد بوده مثل زمانی که قیمت نفت بالا می رود و در آمد دولت زیاد می شود و خرج می کند ،در سیاست های مالی انبساطی و سیاست پولی انبساطی پول به دست مردم می رسد و یک رونق ناشی از افزایش تقاضا اتفاق می افتد که ما از آنجا هم شاهد افزایش قیمت ها هستیم و هم شاهد خرید بالا و این یعنی تقاضا زیاد شده . در بعضی از دوران ها می بینیم که قیمت ها بالا رفته و این به خاطر قیمت تمام شده بالاست ،اینجاست که ما با رکود تورمی مواجه هستیم .یعنی اگر رکود تورمی داریم هر کسی که به علم اقتصاد آشنا باشد متوجه می شود که عرضه کم شده .

سوال من هم همین است ،آنچه که آمار ها از تورم می گویند با آنچه که مردم لمس می کنند کاملا متفاوت است .مثلا اخیرا در برخی کالا ها مثل سیگار و لبنیات و غیره افزایش شدید قیمت داشتیم و لی اعلام می شد که تورم تک رقمی است .علت این را در چه می دانید؟

من تب دارم ولی درجه دماسنج ودرجه تبی که من استفاد می کنم پایین است بگویند نه شما تب نداری ،من احساس گرما میکنم .چرا درجه پایین نشان می دهد این یعنی یا درجه خراب است و یا من بد می خوانم و یا دستکاری شده است .مردم افزایش قیمت را حس می کنند و ۳۰ یا ۴۰ یا ۷۰ درصد یعنی اینکه باید متوسط قیمت مان هم همان باشد .همه کالا ها از این اعداد تورم بیشتر رشد کردند .وقتی می گویند تورم ۱۰ درصد یا پایین تر است باید شک کرد چرا که آیا این مرکز آمار بانک مرکزی واقعا درست محاسبه کرده است .من که نمی توانم بگویم ولی آنچه که مردم احساس می کننددرست است نه آن عددی که اعلام می شود .مگر اینکه بگویند این فرمول و این قیمت ها ،آنوقت باید دید ایراد در کجاست و شاید وزن چیزی کم و زیاد شده .به نظر من باید در آمار ارائه شده تورم شک کرد.یک موقع است که می گویند این ماه اینطور بوده،ما کل سال را می گوییم. چه فرقی می کند اگر قیمت ها در این ماه ۲۰ درصد بالا رفته در کل سال هم می شود ۲۰ درصد.ما تورم را داریم و مردم هم حس می کنند سبد معیشتی شان کوچک شده، جیب شان خالی شده، قیمت خانه و خودرو بالا رفته،قیمت کالاها وارداتی بالا رفته، مردم همه اینها را احساس می کنند.

چه راهکاری برای این موضوع پیشنهاد می کنید؟

من اول می روم سراغ اینکه چه چیزی این تورم را ایجاد کرده،من می گویم تورم ما ناشی از افزایش تقاضا در وهله اول نیست،تورم و افزایش قیمت ما به خاطر کاهش عرضه یا افزایش قیمت تمام شده است،یعنی ارز ۷۰۰۰ تومانی و از آن طرف افزایش قیمت ها باعث شده که قیمت تمام شده یک محصول افزایش پیدا کند، دوم کالاهایی که قابل مبادله نیستند و فرد به هر دلیلی آن را نگه داشته می گوید خوب چرا من باید ارزان بفروشم، من هم نگه می دارم مثل خودرو، میل گرد، اینها اگر قیمت تمام شده شان بالا هم نرفته باشد به همین بهانه بالا می برند.اینجاست که نظارت باید وجود داشته باشد.من اگر جای وزیر یا آقای رئیس جمهور بودم می رفتم در کارخانه و می گفتم مثلا می گفتم تو چرا سیمان را گران کرده ای،می گفت قیمت رفته بالا،می پرسیدم قیمت تمام شده شما مگر چقدر است و برای قیمت تمام شده مگر اتفاقی افتاده و یا احتکار می کنند. یا مثلا وقتی فاصله بین قیمت تمام شده خودرو و بازار آنقدر زیاد است اگر با هلیکوپتر از بالا نگاه کنیم می بینیم خودرو ها کجاست،احتکار شده.به دنبال چه می گردیم.ما نمی خواهیم عامل تورم را مجازات کنیم، احتکار وجود دارد و مردم هم الان با فشار تقاضا قیمت ها را بالا می برند، کالایی که محدود شده مردم را نگران می کند تا بروند از آن بخرند و بگذارند گوشه خانه، اتفاقا اسمش را گذاشته ام جا ماندگان.افرادی که پول زیادی نداشتند و این چندر غاز در بانک و یا در خانه داشتند را حالا ا می خواهند تبدیل کنند که من فاصله حقوق و ارزش این دارایی خودم را می دانم . چکار باید کرد؟ نرخ ارز باید سازماندهی شود و هرکسی نتواند از مابه التفاوت نرخ ارز دولتی سود ببرد، دوم بیابیم با احتکار مبارزه کنیم، آنهایی که جنس را احتکار کردند و ارتباط هم دارند، شناسایی کنیم. این هم کاری ندارد شاخص ۴ تا کالا را مثل خودرو، لاستیک، گوشی تلفن همراه که شاخص مردم هستند را بگیریم، باید اینها که احتکار کرده اند را شناسایی کنیم.من نشنیده ام بگویند احتکاری پیدا کردیم و مجازات کردیم، چنین اتفاقی نیافتاده و قیمت خودرو هم کماکان بالاست.