آرمان شرقاشکان شریعتی:ترامپ در روزهای اخیر گفته است که آماده مذاکره بدون پیش شرط با ایران است . از سویی دیگر وزیر امور خارجه آمریکا نیز در سخنان اخیر خود باز هم مواردی از شرط های گذشته را تکرار کرده است که همان فرضیه اول در مورد نمایشی بودن این اقدامات را تقویت می کند. در هر صورت آنچه که واضح و مبرهن است رویکردهای شعاری و بازی های تبلیغاتی مردی است که هر چند بر قدرتمندترین سکوی سیاسی جهان تکیه زده اما هنوز ریشه رفتار او را می بایست در رویکردهای تاجر مابانه او جستجو کرد، ترامپی که با کره شمالی همینگونه و به یکباره به مذاکره نشست و تبلیغات فراوانی پیرامون آن براه انداخت و حال گمان می برد که تکرار این سناریو برای ایران هم ممکن است. در راستای بررسی این موضوع آرمان شرق گفت و گویی با نصرالله تاجیک دیپلمات سابق و کارشناس حوزه بین الملل داشته است که در ادامه می خوانید.

 

از سخنان اخیر ترامپ پیرامون مذاکره با ایران چه برداشتی می توان کرد ؟ آیا این صرفا یک اقدام نمایشی از سوی ترامپ بوده است ؟

 

در دو سال گذشته با تیپ و رفتارهای ترامپ آشنا شده ایم. نوع کارکرد ،رویکرد و نحوه مدیریت افکار عمومی او مثل یک فرد تاجر و اقتصادی است و بیشتر سیاست هایش را اینگونه پیش می برد. ترامپ عقبه ای دارد و آن قشر کارگر سفیدپوست صنعتی و کشاورزی آمریکا است . ترامپ به این اقشار قول هایی داده است. اگر ترامپ بتواند به قول هایش عمل کند هم این دوره را به سلامت پشت سر می گذارد و هم به دوره بعد می تواند امیدوار باشد. پس قسمت اعظم رویکرد ترامپ این است که به طرفدارانش ثابت کند که به قول هایش عمل کرده است. ترامپ از سویی دیگر در تلاش است که هر آنچه میراث اوباما بوده است را از بین ببرد. ترامپ سعی می کند به وسیله مدیریت افکار عمومی از طریق رسانه ها، در ابتدا اهرم های ایران را از بین ببرد و در مرحله بعد می خواهد ایران را به عکس العمل وا دارد. ترامپ با این کارها می خواهد روسیه و چین را از ایران دور کند و آن ها را به صف مخالفین ایران بیاورد. این ژست صلح خواهانه ترامپ است و قصد دارد به افکار عمومی القا کند که آمریکا اهل مذاکره و صلح با ایران است اما به دلیل اینکه اهداف شفافی ندارد، معلوم نیست چه دست آوردی نصیب ما شود.

 

آیا چنین مذاکراتی در زمان حال می تواند برای ایران ارزشمند باشد ؟

 

در دنیای امروز وابستگی ها بسیار زیاد است . این امر برای ایران پر رنگ تر است به علت موقعیت ژئوپلیتیکی که دارد و به علت اینکه اقتصادش تک محصولی است. وابستگی ما به فروش نفت و انتقال آن و ورود درآمدهایش به کشور در راستای توسعه زیرساخت های کشور و تامین هزینه های معیشتی مردم مشهود است. به هر حال با این شرایط ما نیاز داریم که روابط بین المللی ما کمترین تنش را داشته باشد. به دلیل اینکه امریکا در روابط بین المللی یک وزنه سنگین سیاسی و اقتصادی است پس تا جایی که ممکن است نیازمند این هستیم که تنش های خود را با آمریکا به کمترین میزان برسانیم. ممکن است در وادی امر به خاطر بی اعتمادی که به ترامپ داریم که به علت رویکرد و اهداف و سابقه او است و تعلق خاطری که به رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عربی دارد و البته خروج او از برجام ، هر نوع مذاکره ای با وی منتفی جلوه کند اما نمی توانیم از جنبه های داخلی مذاکره را نفی کنیم. ما باید روش و رویکردی داشته باشیم که بتوانیم تنش ها را کاهش دهیم و هم نباید اجازه دهیم ترامپ یاران ما را از ما جدا کند. ترامپ خودش را یک رسانه تلقی می کند و تلاش دارد همه چیز به نفع او باشد پس ما باید حواسمان باشد که در زمین او بازی نکنیم. ما باید یک الگویی در سیاست خارجی خود طراحی کنیم که ترامپ نتواند ما را منفعل کند. ایجاد و خلق ظرفیت در روابط ایران و آمریکا شاید راه چاره این امر باشد و شاید اینگونه برای ما می تواند ارزشمند باشد.

 

تفاوت جمهوری اسلامی ایران و کره شمالی در قبال مذاکرات با آمریکا چیست و آیا ما هم به همان مسیر کره شمالی خواهیم رفت ؟

 

وضعیت ما با کره شمالی بسیار متفاوت است. کره شمالی یک کشور ایزوله در یک شبه جزیره در خاور دور است. شبه جزیره کره به مقتضیات خودش مهم است اما با ما که یک کشور نفت خیز و در نقطه ثقل سیاست های جهانی و در کنار خلیج فارس که بیش از دو سوم انرژی جهان را تامین می کند ،قرار داریم ،بسیار متفاوت است. از نظر روحیه ،سابقه و سیاست ما تفاوت های زیادی با کره شمالی داریم. مدل مذاکره ترامپ با کره شمالی مدل مذاکره از بالا بود . به علت روابط بد ایران و آمریکا و بی اعتمادی زیادی که وجود دارد از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا جریان جنگ تحمیلی تا همین قضیه برجام ،من بعید می دانم دو رئیس جمهور در کنار هم بنشینند و مثل کره شمالی مذاکره کنند. به نظر من باید در سطوح پایین اعتماد ایجاد شود . در قدم اول شاید دو وزیر خارجه نیاز باشد با یکدیگر ملاقات داشته باشند و یک نقشه راه تبیین کنند . در این نقشه راه باید مشخص شود که در راستای کاهش تنش ها چه مسیری باید طی شود. ما با همچین وضعیتی فاصله زیادی داریم و پیشنهاد من این است که ملاقات ها در سطح پایین اجرایی و آکادمیک صورت گیرد. اگر دولت دموکرات ها در آمریکا استمرار پیدا می کرد به دلیل کاری که طی دو سه سال انجام شد و وزرای خارجه با همدیگر دیدار کرده بودند شاید می توانستیم در آینده به نتایج بهتری برسیم. به علت رویکردهای متفاوت ترامپ باید با این دولت آمریکا نیز در سطوح پایین ارتباطاتی برقرار کنیم تا تنش ها کاهش یابد ولی قضیه ما با کره شمالی کاملا متفاوت است.