آرمان شرقاحسان اسقایی: در اوایل انقلاب همچنین در دهه ۷۰ فضای سیاسی کشور متاثر از فضای دانشگاه بود. به طوری که همواره سیاست‌مداران تلاش دارند با زنده نگاه داشتن فضای سیاسی درون دانشگاه‌ها جامعه را از نظر سیاسی به سمت و سوی خود هدایت کنند. نکته‌ای که از سوی برخی بزرگان سیاست مورد نقد قرارگرفته و همواره اعلام می‌کنند که دانشگاه باشگاه احزاب نیست و احزاب نباید در دانشگاه‌ها به فعالیت سیاسی بپردازند. سوال اینجاست اگر دانشگاه باید سیاسی باشد چگونه بدون فعالیت احزاب در دانشگاه‌ها می‌توان فضای سیاسی رقابتی ایجاد کرد. از سوی دیگر البته شرایط فعلی در دانشگاه ها تنها تحت تاثیر این نگاه نیست بلکه به نظر می رسد دولت‌ نیز به خصوص مسئولان دانشگاه‌ها خواهان حضور دانشجویی دانش آموز تا سیاست ورز هستند والبته به نظر می رسد دغدغه های نسل تازه هم متفاوت از اسلاف پیشین باشد. برای بررسی بیشتر این مورد«آرمان‌شرق» با محمد صادق جوادی حصار به‌گفت وگو پرداخته که در ادامه می‌خوانید.

عملکرد وزرات علوم در دولت روحانی از حضور فرجی دانا تا منصور غلامی  در بعد سیاسی را چگونه ارزیابی می‌کنید آیا  دانشگاه در این مدت تغییر و تحول عمده و مثبتی داشته است؟

در ابتدای راه آقای روحانی با انتخاب فرجی دانا قدمی‌خوبی برای اصلاح‌ فضای دانشگاه‌ها برداشت. دکتر فرجی‌دانا و معاونین ایشان مسیر رو به رشدی را در نظر گرفته بودند و نشاط و امید در دانشگاه‌ها ایجاد شد اما در ادامه مسیر با استیضاح وزیر  شرایط تغییر کرد. البته آقای روحانی هم در این مسیر مماشات کرد و عقب نشینی ها بعد از فرجی دانا آغاز شد تا جایی که اکنون نمی‌توان ادعا کرد ساختار مدیریتی در وزرات علوم آن‌گونه که  مد نظر رای دهندگان به آقای روحانی بوده؛ است. البته شرایط و امکانات کشور به‌ گونه ای نیست که نخواهیم همین دستاوردها را در نظر نگیریم.

 از جمله شعارهای دولت روحانی توسعه فضای سیاسی در دانشگاه هاست و رهبری هم اعلام کردند خدا لعنت کند آن کسی که نمی‌خواهد دانشگاه سیاسی باشد. با این وجود چرا این شرایط در دانشگاه‌ها مطلوب نیست؟

اینکه رهبری فرمودند خدا لعنت کند کسی را که دانشگاه را غیر سیاسی می خواهند  به این معناست که دانشگاه ذاتا سیاسی است. اگر دانشگاه به سیاست توجه نکند و سیاسی نباشد؛ راه به بیراهه برده است. از این رو نمی‌توان دانشگاه را غیر سیاسی خواست؛ آرزوی محالی است. دانشگاه باید سیاسی باشد اما نباید سیاسی کاری در دانشگاه وجود داشته باشد. برخی گندم نماهای جو فروشند و اعلام می‌کنند که دانشگاه باید مظهر آزاد اندیشی باشد و کرسی‌های آزاد اندیشی در دانشگاه فعال باشد و افراد باید عقاید مختلف را در دانشگاه نقد کنند اما کمترین نقد و تحرکی را در این حوزه نمی پذیرند و نگاه‌های خاصی از رفتارهای سیاسی و اجتماعی در دانشگاه را زمینه سازی می‌کنند همان طور که رهبری اعلام کردند این تلاش‌ها بی نتیجه خواهد بود. دانشگاه باید بستر حقیقت یابی  باشد و افرادی که  این  مورد را نمی‌ پذیرند در برابر اراده مردم و خداوند که انسان ها را آزاد افریده قرار دارند. صاحبان این اراده‌ها از سوی مردم اقبالی نخواهند داشت.

در وضعیت  فعلی دانشگاه چه میزان فرهنگ عمومی جامعه چه میزان ساختار دانشگاه و چه میزان دانشجو نقش دارد؟

دانشجو به دنبال رشد و امنیت خاطر است. بنابراین زمانی که فضای دانشگاه بسته شود و بر دانشجو سخت بگیرند؛ طبیعتا تمامی دانشجویان اهل خطر کردن نیستند اما واقعیت آن است که بخشی از این شرایط محصول اراده‌های بیرون دانشگاه است. افرادی که از بیرون دانشگاه آن را مدیریت می‌کنند و برای دانشجو و اینگونه و آنگونه بودن آن برنامه می‌دهند در فضای کنونی دانشگاه نقش دارند. این افراد به گونه ای در دانشگاه فضاسازی می‌کنند که هر فکر و نظری غیر از اندیشه آنها در دانشگاه مطرح شود؛ نوعی بیراهه رفتن  است. زمانی این اتفاقات در دانشگاه به وجود می آید  نوعی نا امنی ذهنی و فکری برای دانشگاه و دانشجو به وجود می‌آید و دانشجویان و خانواده دانشجویان توصیه می کنند که افراد وارد این امور نشوند و با کمال تاسف برخی از دانشجویان چون دچار این فضا می شوند نمی توانیم تغییر مثبتی در دانشگاه ایجاد کنیم.

رخوت موجود در دانشگاه که به دلایل مختلف به وجود آمده تا چه اندازه بر فضای سیاسی جامعه اثر می‌گذارد؟

طبیعتا همین طور است. دانشجویان همواره جز موتورهای محرک اجتماعی  و سیاسی هستند یعنی دانشجویان صاحبان اندیشه را بر سر ذوق می آورند و به اندیشه ورزان کمک کرده و از آنها تقاضا می کنند تا اندیشه ورزی کرده و کالاهای ناب تری در حوزه اندیشه به جامعه ارایه دهند. زمانی که این اشخاص دچار سستی و رخوت شوند و تمایلی به این عرصه ها نخواهند اشت. در نتیجه رکود فکری و فرهنگی هم در حوزه های مختلف به وجود خواهد آمد و  از عمق اندیشه ورزی جامعه کاسته می شود. امروز جامعه سطحی شده و دانشجویان ما در سطوح مانده و به اعماق مساپل اجتماعی نمی‌رند و به حوزه تفکر ورود پیدا نمی کنند و با اندیشه وزران و اشخاص اندیشه ورز معاشرت ندارد و این موراد محصول ضعف  اندیشه ورزی  در میان دانشجویان است.  این شرایط بر جامعه اثر خواهد گذاشت و نوعی رکود اجتماعی در جامعه تولید می‌کند.