آرمان شرق: هوشمند سفیدی*

وجود نارسایی ها یا بروز مسائل و بحران ها در عرصه های مختلف گهگاه این توهم را ایجاد می کند که گویی با تغییر افراد و انتصاب برخی دیگر، می توان به مدیریت بحران و حل مسائل نایل شد، همان تاکتیکی که گهگاه از آن به عنوان شوک مدیریتی یاد می شود.

برخی مواقع “تغییر افراد” می تواند به نوعی “فریب افکار عمومی” باشد، زیرا آنچه سیاستی را شکل می دهد، تنها اندیشه کارگزار خاص یا فرد مشخص صاحب منصب نیست، بلکه مجموعه رویکردها، چشم اندازها و جهان بینی هاست. برای مثال آنچه که در سازمان برنامه و بودجه کشور به عنوان سیاست نظری و در نهایت سیاست عملی هویدا می شود و در غالب یک کار یا یک تصمیم یا اقدام تجلی می یابد، صرفاً تفکر شخص آقای دکتر نوبخت نیست،  پس این پرسش مطرح می شود که آیا با کنار گذاشتن وی و انتخاب فردی دیگر، سیاست عملیاتی و مبانی نظری حاکم بر آن متحول خواهد شد.

بی تردید، مجموع باورها، رویکردها و سیاست هاست که خط مشی یک مدیر را مشخص می کند، نه تنها یک فرد و طبیعی است که با تغییر افراد، قطعاً سیاست ها متحول نمی شوند.

حتی تغییر ساختارها هم تابعی از طرز تفکر و نگرش هاست و بدون تغییر فکری، اصلاح ساختار که بعضاً تقلیدی است، راه به جایی نمی برد.

بنابراین وقتی جامعه در یک یا چند بعد، دچار چالش می شود باید با استمداد از متخصصان و نخبگان، ریشه های بروز آن ها را بررسی و مشخص کرد و عوامل موثر در شکل گیری آن ها را دریابد. در این صورت می توان سهم هر یک از آن ها روشن کرده و درمان و چاره جویی کرد.

ما امروز دچار “بحران اندیشه” هستیم و حتی بعضی مواقع زحمت اندیشیدن را به خود نمی دهیم و با تغییر افراد، از “راه حل تسکینی” بهره می گیریم، بدون آنکه به تبعات تغییر افراد و زمان سوزی آن توجه کنیم.

بی تردید، کسانی که افرادی را در مناصب مختلف به کار می گیرند، در انتخاب آن ها، از طرز فکر مشخصی استفاده می کنند، باید فکر آنان را اصلاح کرد پس، تغییر افراد بدون تغییر نگرش، جابجایی مهره ها به دور از برنامه راهبردی روشن خواهد بود.

*مدیر مسئول