آرمان شرق: رضا رئیسی: بدون شک توافق آمریکا و کره شمالی و دیدار دو رئیس جمهوری در سنگاپور یک اتفاق مهم در عرصه سیاست خارجی ایالات متحده و یک رویداد بزرگ در عرصه نظام بین الملل است اما آیا آنگونه که ترامپ گفته؛ می توان آن را توافق قرن خواند؟ و چرا رئیس جمهوری آمریکا و طیف سیاسی و رسانه ای همراه او با این پروپاگاندای پردامنه و تبلیغات بی امان به بزرگ جلوه دادن این دیدار روسای جمهوری آمریکا و کره شمالی می پردازند، دیداری که قطع به یقین یک اتفاق مهم و بزرگ است اما نه به بزرگی و عظمتی که ترامپ و تیم همراه او آن را در بوق و کرنا می کنند.

ترامپ پیش تر نشان داده که به راهکار دیپلماسی برای حل معادلات بین المللی وقعی نمی نهد و نمونه بارز آن توافق برجام میان شش قدرت جهانی و جمهوری اسلامی ایران بود او همچنین به توافقات و معاهدات بین المللی نیز اعتنا و التفاتی ندارد، آنچنان که توافق پاریس و پیمان نفتا را نقض کرد و در گردهمایی مهم گروه جی ۷ نیز ساز ناکوک خود را دوباره به صدا درآورده و در اقدامی بچگانه و بی سابقه امضای خود را از پای بیانیه پایانی پس گرفت، با این اوصاف مختصر و مفید می توان گفت که ترامپ با زبان زور و استفاده از قدرت قهریه و حل یکجانبه و خودسرانه چالش ها، بیش تر قرابت دارد تا اعتنا به دیپلماسی و گزاره های معطوف به آن پس چرا اینچنین به دنبال مذاکره با کره شمالی بود و پس از توافق، غوغایی پیرامون آن براه انداخته است؟

ترامپ در عرصه سیاست داخلی در ماجرای ارتباط کمپین انتخاباتی وی با روسیه هنوز پرونده‌ای گشوده و تحت بررسی دارد و این نکته ضربه بزرگی به وجهه او در نزد رای دهندگان حتی بخش محافظه کار آنان زده، جمهوریخواهانی که به شدت و در قالب رویکردهای ریشه دار و سنتی در سیاست ایالات متحده، علیه روسیه بیش از هر کشوری جبهه گیری دارند. او برای فرار از این وضعیت و تهدید بزرگ هر بار با تلاطم آفرینی و اقدامات عجیب و غریب در عرصه دیپلماسی  خواسته که آن پرونده را تحت الشعاع قرار دهد، داماد او که از متهمین ردیف اول پرونده روسیه گیت است! برای افتتاح سفارت آمریکا به تل آویو می رود، سفارتی که انتقال آن به بیت المقدس کاری نبود که از یک رئیس جمهوری معقول ایالات متحده بتوان انتظار داشت و اقدام در این زمینه ضمن تامین همان نیاز جنجال آفرینی، رضایت لابی قدرتمند صهیونیست از ترامپ را نیز برای وی به ارمغان آورد.

او برای جلب رضایت رای دهندگان سنتی و آمریکایی الاصل! با وضع تعرفه های بی سابقه، در عمل ساز و کارهای تجارت آزاد و اصول بنیادین اقتصاد لیبرالیستی را به چالش کشیده و جنگ اقتصادی بزرگی را با اروپا و چین دامن زد، او باز هم ضمن چالش آفرینی در عرصه سیاست خارجی با نگاه به درون و جلب رضایت رای دهندگان به حاشیه بری پرونده جنجالی را مجددا پی گرفته و بر همان مدار گام برداشته است البته نه در مقام یک رئیس جمهوری که به مثابه مدیر عامل یک شرکت تجاری که ایالات متحده را به مثابه یک شرکت بزرگ تحت ریاست خود می بیند.

حالا هم در آخرین حرکت و شاید بتوان گفت بزرگترین حرکت به دیدار «اون» رفته و یک توافق یک صفحه ای را برای پایان چالشی چندین و چند دهه ای و رفع و رجوع بزرگترین تهدید نظامی مستقیم علیه ایالات متحده به امضاء رسانده است. درست چند ماه بعد از آنکه کره شمالی اعلام کرد که برد موشک هایش تا خاک ایالات متحده خواهد رسید و مردم آمریکا مستقیم با تهدید موشکی کره شمالی روبرو شدند! با این وصف باز هم مردم ایالات متحده و جلب رضایت آنان اصل مهم در رفتارورزی سیاسی و دیپلماتیک ترامپ شد و تبلیغات او می تواند در داخل غوغایی به پا کرده و برگ برنده بزرگی برای ترامپ در معادلات داخلی و به خصوص در انتخابات پیش روی پارلمانی باشد.

استراترژی ترامپ همانی است که در انقطاع از توافقات بین المللی و در بر هم زدن برجام رخ نمود، درست است که این بار سخن از همپیمانی و مذاکره و توافق است اما هدف اصلی جلب رضایت افکار عمومی داخلی و کسب امتیاز برای مردم آمریکاست که این بار اقتضا می کند که در قالب مذاکره و توافق به منصه ظهور رسد، همانطور که قبل تر در قالب خروج از توافقات نمود می یافت.

نکته مهم و البته جالب، هیاهویی است که تیم ترامپ در بزرگ نمایی این توافق چند ده کلمه ای و یک صفحه ای بدون ورود به کوچکترین جزئیات که در قالب یک کلی گویی به امضا رسیده، براه انداخته است، رهبر کره شمالی همچون یک عروسک کوکی در کنار ترامپ راه می رود و هر چه او می گوید سری تکان داه و لبخند می زند، ترامپ که ده روز قبل تر گفته بود این دیدار را لغو می کند،با لبخند و همان فیگورهای همیشگی در برابر دوربین ها ژست قهرمان گرفته و از پیروزی بزرگ و دیدار خوب و سازنده و پربار حرف می زند و بالاخره یک توافق چند ده کلمه ای انتشار می یابد، توافقی که در آن هیچ ساز و کار مشخصی وجود ندارد، تنها چند شعار کلی در آن داده شده و حرف های کلیشه ای دارد، هیچ تضمین مشخص و چارچوب نظامندی برای تحقق همین وعده ها ندارد و …..

حال چگونه ترامپ آن را توافق قرن می خواند در حالیکه توافق برجام عقبه ای چند ساله رایزنی های دیپلماتیک تمام عیار، حضور همه قدرت های جهانی و تضمین های دو طرفه کامل و تضمین های شورای امنیت و قطعنامه های جهانی را پشتوانه خود داشت اما ترامپ زیر آن می زند ، حال سئوال اینجاست که مقیاس کوه دیپلماسی برجام با آن عقبه و سابقه با یک نمایش چند دقیقه ای دو رئیس جمهوری نا متعارف آیا از اساس وارد بوده و چنین تطابقی ممکن است؟

فی الواقع باید گفت این تفاهم میان رهبران آمریکا و کره به هیچ روی از ابعاد حقوقی، وزانت دیپلماتیک و چارچوب های قانونی و نظامند سیاسی و بین المللی قابل قیاس با برجام و حتی توافق های بسیار کوچک تر از آن هم نیست اما زمینه و عرصه خوبی برای فرار بزرگ ترامپ از پرونده های مناقشه آمیز سیاست داخلی و خارجی فراهم و زمینه تبلیغات سیاسی و پروپاگاندا برای پیروزی در انتخابات آتی را فراهم و البته دستمایه ای برای عقده گشایی شخصی ترامپ علیه اوباما را فراهم می کند و همین است که رئیس جمهوری آمریکا بادی بغبغب انداخته و با آن پز می دهد و البته قابل پیش بینی است که طی یکی دو سال آینده با تلاطم های مصنوعی هر گاه که لازم باشد دوباره پیرامون آن قبض و بسط انجام می گیرد تا بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی برای ادامه حضور ترامپ در کاخ سفید فراهم آید.