آرمان شرق _ علیرضا ایرانی نژاد: «همه می دانند» جدیدترین ساخته اصغر فرهادی در جشنواره کن امثال واکنش‌های متفاوتی را از سوی منتقدان جهانی برانگیخته است. برخی این فیلم را بهترین فیلم افتتاحیه کن در چند سال اخیر دانستند و بعضی دیگر معتقدند که فرهادی از لحاظ حسی در فیلمنامه هایش به تکرار رسیده است. عده ای معتقدند که آخرین ساخته فرهادی به همان میزان که در فروش گیشه توفیق داشته از نظر منتقدان متاسفانه نسبت به ساخته های قبلی فرهادی در جشنواره کن از لحاظ تخصصی دچار افت چشمگیری شده است.در این میان استیو پاوند، منتقد گاردین معتقد است، فیلم فرهادی؛ فاخر ترین فیلمی است که در چند سال اخیر بعنوان فیلم افتتاحیه در کن به نمایش در آمده است. جدای از  این نقدهای به نسبت مثبت تا کنون مشخص شده که این فیلم پایین‌ترین امتیاز را میان فیلم‌های روز اول دریافت کرده است. از قرار معلوم برخلاف حاشیه‌های روز اول که از دست زدن ممتد سه دقیقه‌ای حاضران که در سالن لومیر خبر می‌داد، اصغر فرهادی بعد از فیلم فروشنده نتوانسته این بار نظر منتقدان کن را کسب کند. به بهانه فروش تجاری مناسب فیلم فرهادی که در رتبه اول اکران سینمای فرانسه قرار گرفته و تاثیرات جانبی که چنین حضوری می تواند بر سینمای ایران گذاشته چه به لحاظ بعد زیباشناختی و ساختار هنری و چه به لحاظ تجاری و همچنین شخصیت هنری و سینمای اصغر فرهادی، آرمان شرق  با امیر دژاکام مدرس دانشگاه، بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما به گفت و گو پرداخته که در ادامه می خوانید.

سینمای ایران تا کنون در عرصه های روشنفکری و هنری در جهان مطرح بوده است. آیا چهره هایی مثل اصغر فرهادی توانمندی این مهم را دارند که سینمای ایران را از بعد تجاریی در عرصه بین المللی مطرح کنند؟

در پاسخ به این سوال نه براحتی میتوان پاسخ مثبت داد نه با آسانی میشود گفت خیر. از نظر من الزاما سینمای ایران در عرصه روشنفکری در جهان بصورت یک قطب مطرح نشده و در این زمینه چندان مطرح نیست. از طرفی باید بررسی کرد که منظور از سینمای روشنفکری چیست. روشنفکری عرصه تامل و اندیشه و گفتگو است. باید بررسی کرد اندیشه هایی که در برخی از فیلمهای ایرانی مطرح میشود، ذاتا بومی بوده یا به نوعی بومی سازی شده است. چیزی که در سینمای ایران عموما بصورت اندیشه و پیام مطرح شده است اینست ( ناهنجاری های اجتماعی باعث ناهنجاری های فردی می شود) اما موافقم که در چند سال اخیر سینمای اییران در جهان مطرح شده است. فیلم اخیر فرهادی در عرصه تجاری اتفاقا موفق بوده و خوشبختانه فروش خوبی هم تا کنون داشته است. برای توفیق در امر تجارت و به اصطلاح توفیق در گیشه بین المللی میبایست بگونه ای عمل کرد که گفتمان سینمایی ما با اندیشه های جهانی قابل فهم باشد.

این یک اصل است که بگوییم فهمیدن پذیرفتن است. فهم اثر توسط تماشاگر باعث ماندگاری اثر هم خواهد شد.

آیا پتانسیل توفیق گیشه ای سینمای ایران در عرصه بین المللی وجود دارد؟ آیا ایران در این زمینه شانسی دارد؟

به اعتقاد من وجود دارد. و تا کنون هنرمندان سینمای ما موفق عمل کرده اند. اما از نظر سلیقه شخصی خودم باید بگویم متاسفانه خیلی از فیلمهای ایرانی را دوست ندارم. ساختار فیلمها بگونه ای شده که سینمای ایران را بیشتر شنیدنی کرده تا دیدنی و من بخش شنیدنی این سینما را دوست ندارم.

آیا سینماگران ما قدرت ساخت فیلمهایی را دارند که هم در عرصه تجاری و هم از لحاظ اندیشه و در یک کلام گفتمان روشنفکری حرفی برای گفتن داشته باشد؟     

ما کارگردانهای توانمند کم نداریم اما نباید فراموش کنیم که در این میان سیاست در سینما بسیار تاثیر گذار است. سیاست در سینما قدرت دخل و تصرف دارد. و این از پارامتریهایی است که در این میان نباید از آن غافل شد.

آیا توفیق اصغر فرهادی بواسطه اینست که او فیلمهای خود را در خارج از کشور میسازد؟

به هیچ عنوان . فرهادی کار خود را خوب بلد است . او یک نابغه است. و نبوغ است که برای وی توفیق به ارمغان آورده است. نبوغ و توانمندی فرهادی در سینما غیر قابل انکار است. فراموش نکنید که سینمای حرفه ای جهان عاشق چشم و ابروی کسی نیست. عرصه ایست کاملا بی رحم که توفیق در آن نیازمند توانمندی و نبوغ خاصی است.