آرمان شرق -جواد مرشدی:ایران در چند سال اخیر در زمره کشورهایی بوده که می خواسته با توجه به محدودیت های بیرونی، پیشتاز در عرصه فناوری های دانش بنیان باشد و البته تبلیغات بسیاری هم در این زمینه به انجام رسیده است، البته با توجه به ارزش افزوده بالا و نیز دایره شمول گسترده این حوزه می توان و می بایست اقدامات فزون تری را در این عرصه به نمایش گذاشت و این مهم با عنایت به توانمند سازی بخش خصوصی و بستر سازی برای حضور پرتوان تر کنش گران اقتصادی در این عرصه مهم فناوری ممکن و میسر است، آرمان شرق در گفت و گو با بهمن آرمان اقتصاد دان و استاد دانشگاه به این حوزه و ضرورت های بالندگی آن در کشور خودمان و نیز وضعیت آن در عرصه جهانی پرداخته که در ادامه می خوانید.

نقش شرکت های دانش بنیان را در اقتصاد ایران چگونه می بینید؟

تولید تکنولوژی و علم در جهان منحصر به کشور های خاصی است و بطور مثال حتی کشورهای پیشرفته اروپایی هم از نظر تکنولوژیکی شدیدا به شرکت های آمریکایی وابسته هستند .از سال ۱۹۶۷ در آمریکا آمار جدیدی به وجود آمد و آن محاسبه میزان واردات و صادارت تکنولوژی در تراز پرداخت های خارجی آمریکا بود همواره این تراز به سود آمریکا بود.حتی ما می دیدم که این انحصار تکنولو ژیکی آمریکا تا حدی پیش رفته که بطور مثال حتی روس ها هم نمی توانند بدون کسب مجوز لازم از آمریکا هواپیمای مسافر بری به ایران بفروشند .در خود اروپا و یا ژاپن و دانشگا ه های اروپایی به استثنای چند دانشگاه تجهیزات و امکانات کافی برای انجام پژوهش های لازم وجود ندارد ,بطوریکه اعلام می شود که اگر یک پژو هشگر اروپایی هم می خواهد کار پژوهشی انجام دهد باید به دانشگاه های امریکا برود .

چرا؟ اروپا که خود پژوهش های مناسبی داشته و پیشرفت های خوبی در حوزه تکنولوژی داشته است؟

چون شرکت های امریکایی برای پروژه های پژوهشی خودشان هزینه های سنگینی که باید انجام دهند را از طریق دانشگا ه ها انجام می دهند ,حتی شرکت های تولید کننده جنگ افزار هم همین کار را می کنند .

صرف نظر از اروپا و آمریکا  اینجا و درآسیا وایران خودمان چطور؟

این نیست که ما بخواهیم اعلام کنیم که در ایران شرکت های دانش بنیان نمی توانند شکل بگیرند.شرکت های دانش بنیان در ایران می توانند شکل بگیرند,ولی باید هدایت شوند.ساختن ربات آن هم در سطحی که ما انجام می دهیم دست آورد قابل توجهی نیست ضمن اینکه نیاز ما هم نیست .ولی دغدغه هایی وجود دارد که ما توان این کار را داریم.بطور مثال ما در یک کشور نیمه بیایانی قرار داریم و استفاده از تکنولوژی های نوین در کاهش مصرف آب و افزایش بهره وری می تواند یکی از هدف های ما باشد که این متاسفانه نیست.بطور مثال در جهان و حتی در کشور های اروپایی که در قاره سبز قراردارند و مشکل کمبود آب ندارند برای افزایش سطح برداشت در هکتار به سیستم های آبیاری زیر زمینی روی آورده اند ,بخاطر اینکه بتوانند کود و ویتامین های لازم را مستقیما به ریشه گیاه برسانند . ما در این مورد بسیار عقب مانده هستیم و به نظر من در تشکیلاتی که آقای ستاری دارند اداره می کنند جهت دهی و نقشه راهی برای این پژوهش ها وجود ندارد .ما بطور مثال به علت اینکه در یک منطقه کوهستانی قرار داریم ناچار هستیم آب ناشی از باران را ذخیره کنیم و این ذخیره سازی برای ما یک باید است.پیشینه ساخت سد ها در ایران به دوره حتی ساسانیان بر می گردد بطور مثال سد دوزن و سد جره در خوزستان دقیقا درهمان نقطه ای ساخته شده اند که ویرانه های سد های ساسانیان پا برجاست و به زیر دریاچه رفته.ولی یک سد بسیار بزرگی مثل سد کرخه که سالانه فقط ۲۰۰ میلیون متر مکعب تبخیر آب دارد (چیزی بیشترازدریاچه سد کرج اگر بطور کامل پر باشد) .با تکنیک هایی که در جهان امروز کشف شده  و در ایران هم پژوهشگران ایرانی توانستند چنین ماده ای را اختراع کنند و بسازند و به صورتی روی دریاچه پاشیده شود تا از تبخیر جلوگیری کند وجود دارد ولی از آن استفاده ای نمی شود. به نظر من در آنچه که به آن شرکت های دانش بنیان می گوییم جهتی وجود ندارد و کارهایی به صورت پراکنده انجام می شود ,لیست اولویتی برای جاهایی که می توانند از شرکت های دانش بنیان ایرانی کمک بگیرند وجود ندارد.و آنچه که از این شرکت ها یاد می شود بیشتر یک هیاهوی تبلیغاتی در سطح کشور است, زیرا کارهای پژوهشی اصولا از طرف شرکت های بزرگ به دانشگاه ها ویا شرکت های دانش بنیان واگذار می شوند که شرکت های دانش بنیان ما نه دارای توان مالی کافی هستند و نه ابزارهای سخت افزاری لازم را در اختیار دارند .ممکن است نرم افزار های لازم یعنی مغز های شکوفا در کشور وجود داشته باشند ولی ابزار هایی با آنها بخواهند چیزی را ابداع کنند که دانش بنیان باشد را در اختیار ندارند . تصور من این است که صحبتی که در رسانه های گروهی ما عنوان می شود بیشتر به یک شوی تبلیغاتی شبیه است تا یک واقعیت علمی واقتصادی .

این شرکت ها معافیت مالیاتی دارند و از طرفی ارزش افزوده خیلی بالایی دارند ,سوال این است که چگونه می شود این ارزش افزوده در اقتصاد تزریق شود؟

اولا بخشودگی های مالیاتی در کشوری مثل ایران که فرار مالیاتی خیلی بالا هست عزم کافی رابه وجود نمی آورد, ضمن اینکه حتی وام هایی که با بهره پایین در اختیار این شرکت ها قرار داده می شود در بسیاری از موارد به بیراهه رفته والگوی مشخصی برای این شرکت ها وجود ندارد .زیرا که خروجی این شرکت ها ی دانش بنیان بایستی تبدیل بشود به کالای قابل عرضه ,مثل همان داروهایی که ادعا می کنیم جایگزین نمونه های خارجی شده اند .این موارد بایستی در جامعه و در اقتصاد ما دیده شوند,ولی بعید می دانم توان سخت افزاری و مدیریت کافی در ایران برای شکل دادن به پژوهش های دانش بنیانی که بتوانند در ساختار اقتصادی کشور تاثیر گذاشته باشد وجود داشته باشد.