آرمان شرقعلیرضا پورحسین: تفاوت همیشه عیب نیست هر چند می تواند با نگره های سنتی عجیب باشد، البته در جوامع با پندارهای سنتی زمینه ها و بسترها برای پذیرش این تفاوت ها در متن و بطن جامعه چندان مهیا نبوده و عادی پذیری آن، همواره امری زمان بر است. فراجنسیتی ها از جمله اقشاری در جامعه هستند که تفاوت شان به چشم آمده و نگاه توام با ناپذیری به آنان در بخش هایی از جامعه همواره قابل مشاهده است و البته که با مرور زمان وضعیت بهتر نیز شده است اما به هر تقدیر برای تسهیل شرایط زندگی این افراد در متن و بطن جامعه که تفاوت شان باری بر دوششان نشود نیز به فرهنگ سازی و البته بستر سازی های مطلوب یک ضرورت است. روز گذشته یکی از مسئولان بهزیستی اعلام کرد که وام ۲۵ میلیونی به ترنس سکشوال ها داده می شود، آرمان شرق به بهانه این موضوع با دکتر امان الله قرائی مقدم جامعه شناس و استاد دانشگاه در خصوص وضعیت ترنس سکشوال ها در جامعه به گفت و گو پرداخته که در ادامه می خوانید.

 

ترنس سکشوال ها از نظر قانونی به رسمیت شناخته شده اند اما در یک تعارض فرهنگی و عرفی گرفتار شده اند ، نظر شما در این رابطه چیست ؟

 متاسفانه زمینه فرهنگی برای به رسمیت شناختن این طیف از جامعه مناسب نیست. بسیاری از قوانین ما نیز به تصویب رسیده اند اما جامعه واکنش مناسبی نسبت به آن ها ندارد و جامعه آن ها را نمی پذیرد. یکی از این مباحث ،مسئله فراجنسیتی ها است. بنابراین تا این مسئله در جامعه پذیرفته نشود ،جامعه نگاه مناسبی به این مقوله نخواهد داشت و همواره مورد تحقیر و سرزنش قرار می گیرند. این مسئله یک مشکل فرهنگی است. از سوی دیگر سرچشمه قوانین و منشا آن ها جامعه است. این امر نشان می دهد که قانون پذیرش فراجنسیتی ها، مطابق با ارزش ها و هنجارهای مورد قبول سنتی و مذهبی جامعه نیست. در نتیجه با این قضیه برخورد خوبی ندارند و راهکاری نیز وجود ندارد. این امر در یک فرآیند بلند مدت اصلاح می شود. در نسل گذشته با اکراه بیشتری با این مسئله برخورد می شد اما امروزه شاهد هستیم که نگاه مثبت تری به این قشر از جامعه می شود. این امری است که زمان آن را اصلاح خواهد کرد ،همانطور که ویلفردو پارتو جامعه شناس ایتالیایی عنوان می کند، این معضلات رسوب کرده است برای از بین رفتنشان به فرصت و زمان احتیاج است. این قدرت عجیب جامعه است که این امر طبیعی را به یک مقوله غیرطبیعی مبدل می کند و امور غیرطبیعی مثل خرافات را طبیعی جلوه می دهد. این جامعه است که به ما بینش و رنگ و جهت می دهد. حتی شاهد هستیم که برچسب های کفرآمیز به فراجنسیتی ها می زنند و به دروغ می گویند این قشر مورد غضب ائمه و خداوند هستند. آینده این ها را خواهد پذیرفت. جامعه ی غرب هم با این مشکل رو به رو بوده است. در دوران اسکولاستیک و حتی تا همین قرن اخیر ،جامعه ی غرب گروه های فراجنسیتی را به رسمیت نمی شناخت. در آمریکا و انگلستان هم این معضل وجود داشت و حتی در برخورد با زنان نیز این نگاه نامناسب را داشتند. ناامید نباید بود و در آینده جامعه نیز این طیف را مورد پذیرش قرار خواهد داد.

ساختارهای مورد نیاز این طیف از جامعه برای ادامه حیات چیست و دولت در این راستا چه اقداماتی را باید انجام بدهد ؟

 

قطعا زمینه ساز اصلی ایجاد ساختار ،تامین زندگی و امنیت این طیف از جامعه دولت است اما ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بر پایه باورها و سنت هایش ساخته شده است و نگاه سنتی دارد و این پدیده را غیرطبیعی می داند. قانون ،رسانه ها و سایر دستگاه ها باید کمک کنند تا این ها بتوانند به راحتی به زندگی خود ادامه دهند اما مشکل اصلی جامعه است. جامعه ای که در قرن ها پیش گرفتار شده است چگونه می تواند این طیف را در بطن خود بپذیرد ؟ فراجنسیتی ها هم مثل ما انسان هستند و حق زندگی و حیات دارند و من همانطور که بیان کردم امیدوارم که نگاه جامعه نسبت به این قسمت از جامعه تغییر کند.

 

بزرگترین دغدغه فراجنسیتی ها عدم درم کردن موقعیت زیستی آن ها به خصوص از سوی خانواده هایشان است، برای اصلاح این امر چه باید کرد ؟

اینکه در جامعه مورد پذیرش قرار نگرفته اند هم قطعا ریشه در بستر خانواده دارد . هنوز هم نژادپرستان؛ رنگین پوستان را به رسمیت نمی شناسند. همین آقای ترامپ که این روزها خود را بر سر زبان ها انداخته ،تمام اقدامات اوباما را به علت اینکه سیاهپوست است ،ملغی کرده است. این نشان دهنده مخالفت او با نژاد سیاه است. ترامپ از طرفداران کوکلاس کلان ها است و از سیاست های آن ها پیروی می کند. این باور در آن ها رسوخ کرده است و اولین عامل تاثیرگذار در ایجاد این باورها خانواده است. خانواده ارزش ها را به فرد منتقل می کند. خانواده یعنی سنت ها ،ارزش ها ،باورها ،میراث فرهنگی ،شخصیت. مشخص است نگاه تحقیرآمیز به این ها از خانواده شروع می شود. به تدریج این دایره وسیع تر می شود و شامل فامیل و دوستان می شود و آن ها هم از این افراد فاصله می گیرند. این قدرت جامعه است که در خانواده نیز دیده می شود.

کمک های مالی بهزیستی به فراجنسیتی ها ،پاسخگوی نیازهای آن ها برای ادامه حیات و زیستن در این جامعه است ؟

این اقدام نوعی فرهنگ سازی است و نشانه هایی از پذیرش این طیف است که من را به آینده امیدوار کرده است که این اعضای جامعه نیز بالاخره مورد پذیرش قرار خواهند گرفت. این مصاحبه ها ،کمپین ها و خبرها کمک بسزایی به فرهنگ سازی در این موضوع می کند. همین موارد زمینه فکری جامعه را برای پذیرش این طیف مساعد می کند و سبب آگاهی خانواده نسبت به این امر می شود و رسوباتی که از نگاه پارتو شکل گرفته است را کمرنگ تر و کمرنگ تر می کند. پس مهمترین مساله در این راستا فرهنگ سازی است و فرهنگ سازی در طی یک شبه اتفاق نمی افتد بلکه به یک بازه زمانی طویل نیاز دارد. فرهنگ سازی در این امر یک فرآیند است که در آن باید فعل و انفعالاتی صورت بگیرد که پرداخت وام ،فراهم کردن شغل ،پرداخت هزینه درمان و فراهم کردن امکانات برای آن ها می تواند مقداری از آن فعل و انفعالات لازم در این عرصه باشد. صدا و سیما هم در این مقوله با برنامه سازی و آگاهی دهی می تواند نقش موثری ایفا کند. نگرش جامعه باید تغییر کند اما متاسفانه این امر به کندی و دیر صورت می پذیرد.