آرمان شرق-علیرضا پورحسین: تلاطم های سیاسی گریز ناپذیر هستند، آنهم برای کشوری که با مخاطرات بیرونی دست به گریبان بوده و با فشارهای مضاعفی در عرصه بین المللی روبرو است، حال سئوال اینجاست که چگونه باید این تلاطم های سیاسی را مدیریت کرد تا به سطوح اجتماعی برکشیده نشده و منجر به بروز انشقاق و تلاطم های اجتماعی نشود، به خصوص که در چند سال گذشته شاهد افزایش فشارهای اقتصادی در جامعه هستیم و چنین وضعیتی بالقوه، تلاطم پذیر است و می تواند تبعات و تکانه های اجتماعی را رقم بزند و اتفاقا می توان گفت که دشمنان خارجی روی همین موضوع نیز حساب ویژه ای باز کرده اند و باید دید در حوزه تصمیم گیری برای مقابله با این چالش ها و مهار آن و عدم اجازه به بسط و تکوین آن در حوزه های مختلف چگونه باید عمل کرد. آرمان شرق این نکته را با دکتر ابوالحسین تنهایی جامعه شناس و استاد دانشگاه در میان گذاشته که در ادامه متن کامل این گفت و گو را می خوانید.

با توجه به تلاطم های سیاسی پیش آمده (ماجرای خروج آمریکا از برجام) ،چه نوع  تهدیدات متوجه سطوح اجتماعی بوده و آیا می تواند منجر به شکاف هایی در جامعه شده و تعارضاتی را رقم بزند؟

اقدام ترامپ در خروج از برجام و همچنین تعامل سازنده ای که با کره شمالی ایجاد کرد، توانست معادلات جهانی را در هفته های اخیر دگرگون کند. خروج ترامپ از برجام یک اقدام غیرمنتظره بود. ترامپ اصولا یک سیاستمدار نبوده اما از مشاوران خوبی استفاده می کند. بنابراین می تواند در شرایط خاص تصمیمات خوبی اخذ کند و توفیقات خوبی را بدست بیاورد. ترامپ به عنوان یک شخص اقتصادی این ویژگی را دارد که قدرت خطرپذیری بالایی دارد و محافظه کاری نمی کند. ترامپ به گفته های دیگران توجهی نمی کند و کار خودش را به امید موفقیت انجام می دهد. افرادی که نگاه سیاسی دارند ،انتظار داشتند که ترامپ با ملاحظه برخورد کند اما همگان شوکه شدند. مشاهده کردیم که خانم موگرینی هنگامی که در این رابطه قصد سخنرانی داشت؛ عصبانی بود و شوکه شده بود. به نظر من پس از این اتفاق شاهد تلاطم هایی در حوزه سیاسی ایجاد خواهیم بود. این التهاب در جامعه ایران هم می تتواند رخ نمایانده و شکاف هایی را رقم زند. حتی در سطح مجلس هم مشاهده کردیم که تعدادی از نمایندگان پرچم آمریکا را آتش زدند و عده ای با این عمل مخالف بودند. برای برخی از ابتدا بهتر این بود که از برجام خارج بشویم و با رخداد اخیر موضعشان مشخص است . برخی رسانه های خاص هم درهنگام برجام موضع گیری های تندی داشتند اما پس از خروج ترامپ موضع متفاوتی داشتند. گروهی هم تمایل داشتند با گفتگو و تعامل با دنیای غرب گشایش هایی ایجاد کنند و منافع اقتصادی را برای کشور حاصل کنند. برخی معتقدند حاصل برجام در سفره اقتصادی مردم نیامد. هنگامی که به وضعیت بیمه اجتماعی ،بازنشستگان ،کارگرها ،وضعیت تورم و این قبیل متغیرها نگاه می کنیم و فاصله بین هزینه ها و دریافتی خانواده ها را مشاهده می کنیم ، نگاه دیگری که از پس برجام بر چه چیزی تاثیرگذار بوده است ،حاصل می شود. باید منتظر ماند و دید که در قبال این شوک چه اتفاقاتی رخ می دهد. حتی ممکن است ما دوباره شاهد برخی واکنش های میدانی باشیم که البته این دست عکس العمل ها بیشتر جنبه هیجانی دارد. تا این هیجانات و فضای غیرمنطقی کنار نرود ،نمی توان گفت چه اتفاقی رخ می دهد.

برای دور شدن جامعه از این فضای هیجانی و نیل به رویکردهای عقلانی باید چگونه عمل کرده و چه تدبیرهایی در سطوح سیاسی لحاظ کرد؟

 

باید برای مردم توضیح داده شود که برجام چه مزیت هایی برای اقتصاد کشور و جامعه داشته است. دولت آقای روحانی و تیم مدیریتی ایشان باید توضیح بدهد که برای کارگر و کارمند چه کرده است . متاسفانه مسئولین ما زمان کافی برای توضیح مسائل برای مردم نمی گذارند و توجیه منطقی خود را به مردم انتقال نمی دهند و فکر می کنند که هرچه تصمیم گرفته اند صحیح است و مردم باید آن را چشم بسته قبول کنند. مسئولین باید صدای مردم را بشنوند و پاسخگو باشند. این گفتمان باید دو سویه باشد. به نظر من برای اینکه این شکاف ها کمتر بشود و جامعه اختیار منطقی خودش را از دست ندهد ،بخصوص با اتفاقات دی ماه ۹۶ که من اسمش را گذاشته ام گفتمان مطالبه گری ،که دیگر مردم حقشان را می خواهند. پس دولت باید صدای مردم را بشنود و پاسخگو باشد. فضای موجود آکنده از ابهام است و مردم جواب شفافی نمی شنوند تا فضا را درک کنند و این باعث می شود هرکسی تحلیل خودش را از فضای موجود داشته باشد و این امر از شکاف فراتر رفته است و سبب تکه تکه شدن جامعه شده است.

باید چه سازو کارهایی از سوی دولت تدارک دیده شود تا طبقه متوسط و فرودست مطالباتشان مدیریت شود و از تعارض آن ها با ساختار جلوگیری شود ؟

دو اقدام در این زمینه الزامی است ،نخست اینکه به طور عملی بخشی از بودجه و سرمایه تحت اختیار دولت و حاکمیت باید صرف طبقه متوسط شهری ،فرودستان و آسیب دیدگان شود. دولت باید بتواند ذهنیت و آگاهی جمعی را آرام کند و این بوسیله یک گفتگوی متقابل امکان پذیر است. مسئولین باید بپذیرند که مورد انتقاد از سوی اقشار جامعه قرار گیرند. همین گفتگوها سبب آرامش در میان اقشار مختلف جامعه می شود. در کنار این گفتگو برای دور شدن از اتهام شعاردهی صرف ،باید واقعا شروع به عمل و اقدام برای بهبود وضعیت جامعه کنند. با وجود انبوه کثیری از مطالبات اما دولت هیچ اقدامی انجام نداده است برای برآورده کردن آن ها ،دولت این میان چه کرد ؟ با مراجعه به بازار تفاوت قیمت امروز و دیروز را مشاهده می کنیم. این ها امید به زندگی را در میان جامعه کاهش می دهد و افسردگی اجتماعی ایجاد می کند. طبیعی است که همچین جامعه ای آماده تکه تکه شدن و خرد شدن است. من همین چند ماه پیش بیان کردم که به عنوان یک جامعه شناس ،در حال مشاهده ی پر شدن ظرفیت تحمل سختی مردم شده ام . کسانی که مسئول هستند باید به فکر اوضاع مردم باشند. دولت می تواند جامعه را با اقدامات به موقع خود نجات دهد. شاخص هایی که ما در این وضعیت فعلی مشاهده می کنیم به هیچ وجه خوشایند نیست. بنابراین باید از پول های کلانی که هزینه موارد غیرضروری می شود باید بکاهند و هزینه مردم بشود. ما همیشه می گوییم که مردم پشتوانه ما هستند اما وقتی سفره مردم خالی باشد ، دیگر اطمینان خاطر ندارند که پشت ما باشند. پس باید ابتدا به مردم گوش کرد سپس به مشکلات آن ها رسیدگی کرد. این همه بودجه که به عنوان مسائل فرهنگی در دانشگاه ها و سایر محل ها خرج می شود واقعا بی فایده است و ای کاش برای حل مشکلات طبقات فرودست هزینه می شد.