آرمان شرق: یادداشت سردبیر- رضا رئیسی:

توافق هسته ای ایران و شش قدرت جهانی موسوم به برجام یا آنگونه که شماری از تحلیل گران بین المللی از آن یاد کرده اند«توافق قرن» با مهم ترین چالش و بزرگترین دست انداز خود روبرو شد، اتفاقی عجیب و نادر که البته از رئیس جمهوری عجیب و غریب ایالات متحده دور از انتظار نبود، ترامپ به طور رسمی خروج ایالات متحده از برجام را اعلام و به تبلیغات پر هیاهو و پروپاگاندای پردامنه چندین ماه پایان بخشید، برجام به نقطه رُند و عدد صحیح رسید و علامت به اضافه آن خود به خود محو شد. حالا ایران مانده و پنج قدرت جهانی و یک توافق هسته ای و پیوست های قطعنامه ای و برنامه ای آن و یک سئوال مهم و یک مسئله تاریخی که می تواند سرنوشت سیاست ورزی در هزاره سوم را مشخص کند، اینکه برجام می ماند و دیپلماسی بر جنجال نگری و نزاع گرایی، عقلانیت بر بربریت، قاعده گرایی بر هنجارگریزی، تعهدنگری بر خود محوری تفوق می یابد یا قرار است دور تازه ای از بی نظمی و هنجارشکنی را در مراودات و تعاملات بین المللی شاهد باشیم.

برجام آنگونه که اشاره مختصر رفت، مهم است و تاثیر و تبعات فرا منطقه ای و فرا برهه ای آنهم در سطح جهانی دارد و از سوی دیگر مردان دیپلماسی و نیز صاحب منصبان سیاسی در ایران و دیگر کشورهای جهان در طی چند روز و چند هفته و چند ماه آینده مشخص خواهند کرد که قرار است فرجام برجام چگونه رقم خورده و کدامین دیدگاه و نگرش تفوق یافته و در بر کدامین پاشنه بچرخد.

در این مقال البته نگارنده قصد دارد به یک موضوع فرامتنی و البته بسیار مهم و راهبردی اشاره کوتاه و مختصری داشته باشد و آن واکنش جمعی و نوع رفتارورزی «ما» ایرانیان به ماجرای اخیر در خصوص برجام و خروج آمریکا از توافق هسته ای است، آنچیزی که می تواند، نقش تعیین کننده، بسیار اثر گذار و غیر قابل چشم پوشی بر سرنوشت برجام و فراتر از آن تعامل ایران با جهان پیرامونی در بازه زمانی پیش رو و در گستره ای فراگیر داشته باشد.

ترامپ شب گذشته پس از نطقی تند و طرح اتهامات شدید و گزنده علیه ایران، فرمان اجرایی خروج آمریکا از برجام را امضا کرد، اقدامی که پس از چندین ماه تبلیغات شدید و سیاه نمایی گسترده و جنگ روانی پردامنه، جامه عمل پوشید، حال سئوال اینجاست که امروز ۱۹ اردیبهشت و پس از این اقدام ترامپ چه اتفاقی افتاده و نسبت به روز گذشته که آمریکا از برجام خارج نشده بود، چه اتفاقی رخ داده است؟ اساسا مهم ترین هدف ترامپ از این اقدام هزینه ساز و بی سابقه در نظام بین الملل، چه بوده است؟

واقعیت آنست که پس از حصول توافق هسته ای، آمریکا هیچ گاه به شکل تام و تمام به تعهدات خود پایبند نبوده و با اظهارات خصمانه و شمشیر داموکلسی که بر سر برجام نگه داشته بود، هیچ گاه نگذاشت ایران به شکل تمام عیار و مقرر شده در برجام از منافع آن منتفع شود، تحریم های هسته ای در زمینه نقل و انتقالات پولی و دریافت درآمدهای نفتی و ارزی و انتقال بخشی از پول های بلوکه شده ایران به انجام رسیده بود اما هیچ گاه بانک های بین المللی و نیز سرمایه گذاران خارجی عطف به تحریم های اولیه و عدم شفافیت حدود و ثغور آن و نیز تهدیدات کلامی و لفاظی مقام های آمریکایی به عادی سازی روابط با ایران و کنش گران اقتصادی آن نپرداختند.

حال ترامپ،آمریکا را به طور رسمی از برجام خارج ساخته است، معنای ساده و عادی آن این است که آمریکا تحریم هایی که بر اساس توافق هسته ای از سوی رئیس جمهوری این کشور هر سه ماه یکبار تعلیق می شد و از سوی کنگره وضع شده و یا تحریم های ایالتی بود، بازگردانده است که مهم ترین آنها میزان فروش نفت ایران و نیز انتقال درآمدهای نفتی و ارزی به داخل ایران را هدف می گیرد.

خروج آمریکا به معنای این نیست که تحریم های هسته ای ایران باز می گردد چرا که آن تحریم ها بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ تعلیق شده و از آن مهم تر ۵ کشور دیگر در توافق هسته ای متعهد به انجام تعهدات خود هستند و تحریم های یکطرفه آمریکا به هنگامی موثر خواهد بود که این کشورها و بالطبع آن جامعه جهانی با آن همراهی کنند، در واقع فروش نفت ایران و انتقال درآمدهای ارزی آن با تحریم یکطرفه آمریکا مخدوش نمی شود و تنها چیزی که در این میان اثر گذار خواهد بود، همان ماجرای سرمایه گذاری خارجی و همکاری بانک های بین المللی با ایران است که دیروز و ماه گذشته نیز همین وضعیت را داشت و اکنون شاید کمی بر حجم آن افزوده شود که در کلیت ماجرا تغییر چندانی ایجاد نمی کند.

این نکته ای است که ترامپ و تیم محافظه کاران در کاخ سفید به خوبی آن را می دانند، همانگونه که می دانند سیرک چند روز پیش نتانیاهو نیز تا چه حد مسخره و باسمه ای بود، آنچنان که پمپئو رئیس سابق سیا و وزیر خارجه فعلی در کنگره آمریکا همین دو هفته پیش اذعان کرد که ایران به دنبال سلاح هسته ای نبوده است، پس چرا آنان دست به چنین اقدامی آنهم با این حد از بلاهت زده و آنگونه که دیدیم دنیا را در برابر خود قرار داده و اعتبار ایالات متحده و هژمونی آن در نظام جهانی را با چالش جدی روبرو ساختند؟

شاید باید کمی دورتر رفت و به سخنان چندی پیش ولیعهد سعودی رجوع کرد که گفته بود ما می خواهیم بحران را به داخل ایران بکشانیم، سعودی هایی که در کنار عربستان محرک اصلی ترامپ در این اقدام بوده اند، آنان می خواهند با جمهوری اسلامی حساب های چند دهه ای را تسویه کنند و دم دست ترین اقدام همین بهانه جویی در ماجرای برجام آنهم به این شکل مفتضحانه بود.

آنان می خواهند با جنگ روانی ایجاد شده و تبلیغات پیامدی، فضای اقتصادی ایران را مشوش و از طرف دیگر سیاستمداران ایرانی را به واکنش های هیجانی رهنمون کرده و به بهانه آن قطعه های دیگر پازل مخاصمه با ایران را بچینند، البته مسئله دومی مربوط به درایت و هوشمندی سیاستمداران است اما در خصوص نوبه اولی باید گفت ما ایرانیان که مدعای عرق ملی و وطن دوستی داشته و فارغ از جهت بندی و گرایش های سیاسی و فکری خود در خصوص تمامیت ارضی ایران و منافع ملی با احدی شوخی نداریم و بدان فخر می فروشیم ، می توان گفت که در آزمونی مهم قرار گرفته ایم.

اینکه نشان دهیم فارغ از شعارهای همیشگی و فیگورهای پیامدی آن در میدان عمل چگونه وطن دوستی خود را به رخ جهانیان می کشیم، البته نیازی هم نیست که کار شاق و عجیب و غریبی انجام دهیم، تنها کافی است از هیجان زدگی و شتاب زدگی پرهیز کرده و هوشیارانه به استقبال تله های انحرافی برای افکار عمومی برویم، اسیر بازی طرف مقابل نشده و به خودمان فارغ از گرایش و نگرش های سیاسی بیش از دشمنان بیرونی و القائات رسانه ای آنان توجه کنیم.

باور کنیم که اقتصاد ایران ظرفیت عبور از چالش های اینچنینی را داشته و پس از چهل سال در برابر تحریم ها و تحدیدات و تهدیدات بیرونی ایزوله شده است، البته این مسیر ، خالی از چالش و دست انداز نبوده و قصد شعار دهی هم نداریم اما اینکه اقدام تازه ترامپ بیش از هر چیزی برآمده و زائیده یک جنگ روانی و برای تشویش اذهان عمومی است و آنها روی ارتعاشات بعدی و تکانه های پیرامونی آن بیش از هر چیزی حساب کرده اند و ما می توانیم؛ اسیر این بازی مغرضانه و این سیاست کثیف نشده و واکنش منطقی و معقول نشان دهیم که البته کار سخت و شاقی نیز نیست، همینکه آرامش خود را حفظ و اسیر بازی های روانی نشویم، این مسیر با درایت و هوشمندی سیاستمداران و تصمیم گیران قابل ریل گذاری منطقی است، به امید نکته سنجی هم در میان لایه های مختلف و متکثر مردمی و هم درایت و هوشمندی مقامات سیاسی تا اسیر افراط و تفریط چه در میان عموم مردم و چه از سوی سیاستمداران نشده و یکبار دیگر نشان دهیم که بازی با گربه ملوس ایرانی کار سهل و آسانی برای هیچ یک از قدرت مدران جهان نیست.