آرمان شرق– رضا رئیسی: ستاره بلامنازع مناظرات انتخاباتی و یکی از علت های اصلی تهییج افکار عمومی به حمایت مجدد از روحانی در انتخابات اردیبهشت ماه ۹۶، پس از آغاز به کار دولت در میان بهت و حیرت افکار عمومی از جایگاه راهبردی خود در دولت روحانی بازمانده و به نوعی با میدان داری برخی چهره های سیاسی و نزدیک به رئیس جمهوری در دولت با آنچه که از او و نقش آفرینی اثر گذارش انتظار می رفت، فاصله گرفت، نتیجه هم البته مشخص و معلوم بود، افول اعتبار دولت در میان بدنه حامیان و نیز نوعی نابسمانی در رتق و فتق امور حساس و کلیدی دولت که در چند بحران پیش آمده در ماه های اخیر خود را جلوه گر ساخت.

به گزارش آرمان شرق، اسحاق جهانگیری هر چند در مناظرات انتخاباتی طوفانی به پا کرده و چون سدی سترگ در برابر هجمه های بی امان طرف مقابل آرایشی تهاجمی – تدافعی به خود گرفت اما فراتر از این کارکرد مقطعی و مورد اقبال عمومی، در طول چهار دهه حضور خود در سمت های مختلف اجرایی در ادوار متفاوت، او نشان داده که فارغ از حواشی سیاسی یک مدیر توانمند و کاربلد برای سامان دهی به امور حساس و پیش برد امور اجرایی و عملیاتی دولت ها در حوزه محوله و به خصوص در نقطه کانونی و راهبردی در دولت یازدهم بود.

دولت یازدهمی که میراثی بس ناخوشایند و البته نابسمان را میراث دار بوده و با توجه به تحدیدات بیرونی ،عبور از این گردنه سخت و سامان بخشی آن کاری بس سخت و طاقت فرسا بود و البته جهانگیری چهره ای بود که در مرکزیت رتق و فتق امور اجرایی در دولت یازدهم توانست از پس این مهم به حد وسع و توان و ظرفیت های ممکن و امکانات محدود برآید. سپس همانگونه که اشاره رفت او در تداوم این مسیر توانست در انتخابات ۹۶ نیز نقشی بسزا ایفا کند اما مع الاسف برخی رویکردهای غیر سازنده در دولت دوازدهم و صاحب منصبان آن، او را از این نقش آفرینی های کلیدی به دور داشت اما این روزها شاهد آن هستیم که دوباره جهانگیری به آن جایگاه مهم و کلیدی خود بازگشته است و مقتدرانه در نقطه کانونی به مدیریت بحران ها می پردازد.

تلاطم ارزی اخیر با همه تبعات و هزینه های نامطلوب آن، یک نتیجه مثبت و بسیار مهم در پی داشت، بازگشت جهانگیری به نقطه کانونی مدیریت کلان کشور، شاید وقوع چنین بحرانی لازم بود تا مشخص شود که هر کسی مرد نقش آفرینی های مهم و حساس در مقاطع تاثیر گذار نیست. مدعیان متوهم در دولت نشان دادند که فراتر از سیاسی کاری از ظرفیت های لازم برای ایفای مدیریت استراتژیک برخوردار نیستند و اینجا بود که جهانگیری به آن جایگاه کلیدی خود بازگشته و دیدیم که در ماجرای تلاطم ارزی با ورود مستقیم و اظهارات حساب شده خود توانست هم به کمک بدنه متخصصان دولت بازار را سامان بخشد و هم در موقعیتی مهم تر افکار عمومی را تسلی و آنان را مطمئن به نقش آفرینی درست دولت در مدیریت بحران کند.

اظهارات امروز وی در جلسه شورای عالی استان ها نیز مهر تاییدی بر بازگشت مرد مقتدر دولت بود به خصوص که او بی تعارف و فارغ از ملاحظات سیاسی و حزبی که نجفی را سال ها در کنار او در حزب کارگزاران قرار داده بود، در کنایه ای جالب توجه تاکید کرد: «اگر نجفی نمی‌خواست استعفا دهد هیچکس نمی‌توانست او را وادار به استعفا کند. برخی می‌گویند نجفی به علت فشارها استعفا داد اما همه مدیران تحت فشار هستند. نجفی به واقع خودش از سمت شهرداری کناره‌گیری کرد و علت آن کسالت و بیماری جدیدش بود.»

هر چند جهانگیری هم دلیل استعفای نجفی را بیماری او عنوان کرده اما غیر مستقیم و در لفافه البته با پالس های مشهود می گوید که همه مدیران تحت فشار هستند و قرار نیست که کسی بر اساس فشار استعفا کرده و از مسئولیت شانه خالی کند. نکته ای که با توجه به جایگاه جهانگیری و معذورایت معطوف به او، پیام لازم را به مخاطب عرضه می کند. او همچنین تاکید می کند که اعضای شورای شهر می بایست مدیری قوی و توانمند را بر راس امور بلدیه انتخاب کنند و دولت نیز از وی حمایت خواهد کرد.

شاید بزرگترین ضعف اصلاح طلبان و دولت مورد حمایت آنان در چند ماه اخیر و پس از آن شور و شعف بی نظیر و حمایت تمام عیار در انتخابات که منجر به یاس و ناامیدی در بخشی از بدنه حامی دولت شده است، رویکردهای منفعلانه و عدم استحکام و استقرار لازم برای عمل به وعده ها و مطالبات انتخاباتی بوده است و برای عبور از این پرتگاه و احیای همذات پنداری بدنه حامیان با دولت که در بزنگاه های حساس پیش رو بسیار به کار دولت و البته نظام می آید، زدودن این ذهنیت و پندار در افکار عمومی یک ضرورت است و البته چهره ای که در نقطه کانونی و سپهر رسانه ای چنین جلوه گری به منصه ظهور رساند نیز یک نکته خطیر و مهم است و شاید بتوان گفت در برهه فعلی بهترین گزینه برای چنین امری شخصی چون اسحاق جهانگیری باشد.