آمریکا » اخبار مهم » اخبار ویژه » بین الملل » ویژه
کد خبر : 43636
پنجشنبه - ۱۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹:۰۱
سفیر سابق برزیل در گفت و گو با آرمان شرق:

فساد سیاستمداران،بن بست دموکراسی و قهر انتخاباتی مردم پوپولیست‌ها را در جهان به قدرت می‌رساند/بالسونارو در فقدان کاندیدای قوی راست؛ اقبال عمومی یافت/برای لولا پرونده سازی شد و حصرش کردند/برزیل اهمیت راهبردی برای آمریکا دارد

آرمان شرق-جواد مرشدی:اوایل هفته بود که دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل برگزار شد و «ژایر بالسونارو» از افسران سابق برزیل و نماینده مجلس این کشور توانست ۴۷ در صد آرا را به خود اختصاص  دهد و از رقیب حزب کار گر خود «فرنانودو حداد »پیشی گیرد .این نامزد راست افراطی که او را ترامپ دوم […]

فساد سیاستمداران،بن بست دموکراسی و قهر انتخاباتی مردم پوپولیست‌ها را در جهان به قدرت می‌رساند/بالسونارو در فقدان کاندیدای قوی راست؛ اقبال عمومی یافت/برای لولا پرونده سازی شد و حصرش کردند/برزیل اهمیت راهبردی برای آمریکا دارد

آرمان شرق-جواد مرشدی:اوایل هفته بود که دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل برگزار شد و «ژایر بالسونارو» از افسران سابق برزیل و نماینده مجلس این کشور توانست ۴۷ در صد آرا را به خود اختصاص  دهد و از رقیب حزب کار گر خود «فرنانودو حداد »پیشی گیرد .این نامزد راست افراطی که او را ترامپ دوم و یا هیتلر کوچک نیز لقب داده اند با وعده ایجاد نظم و قانون و کاهش جرم وجنایت توانست حد بالایی از آرا را نصیب خود کند و حتی رای عده ای را هم که نگران روی کار آمدن چپ ها دربرزیل بودند به خود اختصاص دهد .بالسونارو دیدگاه هایی ضد زن و ضد همجنس گرایان دارد ،همچنین به او انگ نژاد پرستی هم می زنند ،اتهاماتی که او زیر بار آن نرفته و آنها را رد می کند .گفتنی است از آن‌جایی که هیچ‌کدام از این دو نامزد به حد نصاب دست‌کم ۵۰ درصد آرا نرسیده‌اند، انتخابات به دور دوم کشیده شده و در روز ۲۸ اکتبر برگزار خواهد شد.اگر چه شاید در دور دوم اتفاق دیگری بیافتد و فرناندو حداد پیشی گیرد، ولی با فرض روی کار آمدن ترامپی دیگر در جهان سیاست این سوال پیش می آید که مگر چه تغییر و تحولی در جهان رخ داده که چندی است آدم های افراطی از این سو و آن سو به قدرت می رسند.از سوی دیگر سال هاست اقتصاد برزیل روند رو به رشدی داشته و در حال حاضر ششمین اقتصاد بزرگ دنیا محسوب می شود ،اینکه انتخاب این شخص افراطی چه تاثیر و تبعاتی می تواند بر اقتصاد این کشور و دیگر کشور های امریکای جنوبی داشته باشد سوالی بود که آرمان شرق از دکتر محسن شاطر زاده یزدی سفیر سابق ایران در برزیل پرسید که در پی می آید.

پیروزی آقای ژایر بالسونارو در دور اول انتخابات برزیل ناشی از چه مولفه هایی است ؟

آقای بالسونارو عملا یک فرد سیاسی نیست و عوامل مختلفی را در بالا آمدن ایشان می توان مطرح کرد ،یکی از اینها این است که آمریکا یی ها و خصوصا اسراییلی ها میل دارند که  بعد از سقوط خانم دیلمیا روسف دیگر کسی از جناح چپ روی کار نیاید  ،خصوصا آقای لولا.آقای لولا با توجه به اینکه می توانست حمایت مردمی داشته باشد به شدت او را محدود کردند تا بلکه کاریزمای ایشان در انتخابات تاثیر نگذارد چون قطعا اگر آقای لولا داسلوا می آمد می توانست رای غالب مردم را کسب کند .منتهی در حزب کارگر برزیل بعد از اقای لولا که دارای کاریزما هست بقیه افراد خیلی این کاریزما را ندارند و شاخص نیستند و با توجه به مفاسدی که از حزب کارگر فاش شد، عملا افراد دیگر حزب کارگر خیلی نمی توانسنند گزینه مناسبی باشند . لذا آقای  فرناندو حداد هر چند که دیر آمد اما توانست خودش را یک حدی بالا بکشد و البته آن جایگاه آقای لولا را نمی تواست باز کند . از آن طرف در جناح راست که دو سه طیف هستند ،یک طیف روشنفکران جناح راست برزیلی به رهبری رئیس جمهور اسبق شان آقای کاردوسو که عملا آدم هایی  راست هستند اما خیلی وابسته به جریان آمریکایی نیستند .یک جریان راست دیگری در برزیل وجود دارد به رهبری آقای میشل تمر رئیس جمهور کنونی که این جریان در برزیل تقریبا یک جریان مطرود است و علیرغم اینکه در مجلس نمایندگانی دارند، منتهی هیچ وقت بطور مستقل نتوانسته اند رای مردم را بگیرند و بالا بیایند .جریان سومی که این آقای بالسونارو توانست روی آن سوار شود و موج سواری کند و بالا بیاید دقیقا شبیه ترامپ در آمریکا بود که روی یک موج پوپولیست سوار شد با شعار مخالفت با همه شعار ها و مسئولین موجود بزریل و توانست؛ رو این موج بالا بیاید .این موج اصلی بود که به تعبیری می شود گفت که پوپولیسم برزیلی به تدریج آمد ،چون آقای بالسونارو خیلی معوج بوده و دارای یک تفکر سیاسی منسجم خاص و استراتژی مشخصی نیست .تنها حرف های که ایشان میزند حمایت از اسراییل است ،حمایت از آمریکا  و مخالفت با چپ هاست.یک سری مواردی هم هست که به اصطلاح قشر شاید مذهبی برزیل را با خودش اورده و اینها مخالفت با همجنس بازی است و مخالفت با یک سری مسائل است ،مسائلی که توانسته آن جریان را هم حفظ کند . منتهی در پای رای گیری آن چیزی که باعث شد که رای آقای بالسونارو تا ۴۷ درصد بالا بیاید عدم وجود یک کاندیدای قوی در جناح راست بود که عملا باعث شد کلیه کسانی که با جناج چپ مخالف بودند از ترس اینکه جناح چپ بالا بیاید مجبور شدند به سمت آقای بالسونارو بیایند . به عبارتی شاید حدود ۱۷ درصد آرا بخاطر خود آقای بالسونارو نبود بلکه ترسیدند و نمی خواستند به حزب چپ رای بدهند و به همین جهت به ایشان رای دادند.به هر حال ممکن است در دور دوم آرا متفاوت باشد ،با توجه به اینکه الان آقای السونارو و فرناندو حداد ۳۰ در برابر ۴۶ هستند ممکن است که در دور دوم با ائتلافی که آقای حداد با بعضی از این احزاب بکند بتواند رای آن احزاب را به دست بیاورد و رقابت خیلی از این نزدیک تر باشد.

با توجه به اینکه ایشان نژاد پرستی و زن ستیزی و اینها را مطرح کرده ،صرف نظر از آن عده ای که گفتید از ترس روی کار آمده چپ ها به ایشان رای دادند چطور توانسته حجم بالایی از آرا را به دست بیاورد ؟انتخاب ایشان چه تاثیر و تبعاتی می تواند در آمریکای جنوبی و دیگر کشور ها داشته باشد ؟

من خودم اعتقادم این است که آمریکایی ها و اسراییلی ها برای آقای بالسونارو خرج کردند ،چون ایشان کسی نبود که با کارکتر شخصی خودش بتواند بالا بیاید . کشور و جامعه برزیل برای آمریکایی ها یک جامعه خیلی مهمی است ،یعنی یک کشور ۲۰۸ میلیونی است و بزرگترین کشور امریکای جنوبی است  ،تقریبا ۶۰ تا ۷۰ درصد همه شاخص های اقتصادی آمریکای جنوبی در برزیل است وششمین اقتصاد بزرگ دنیا و پنجمین کشور بزرگ دنیاست .در هر حال کشور برزیل در امریکای جنوبی بسیار کشور مهمی است و آمریکا یی ها به هر حال نقشه بلند مدتی را برای برزیل داشتند که اولش با آن کودتای کذایی با خانم روسف شروع شد و بعد پرونده سازی برای اقای لولا ،چون آقای لولا واقعا مجرم نبود  .یک پرونده پاپوشی برای ایشان درست کردند و او را تقریبا به حبس و حصر کشیدند تا نتواند تکان بخورد .جامعه برزیل یک جامعه ای است که بسیار از فساد رنج دیده و خصوصا چه درحزب کارگر که ترور صورت گرفت و چه در حزب میشل تمر که به شدت حزب فاسدی است .حزب آقای میشل تمر که الان رئیس جمهور است در برزیل یک حزب بد نامی است .آقای بالسونارو آمد در همین موج ضد فساد حرکت خود را شروع کرد و توانست آن قشری که دنبال جریانات و فضای غالب جامعه و به تعبیری ما بگوییم فوتبالیست سوار شد و از فشار های اقتصادی مردم بهره برد .در کنار این قطعا آن هزینه ای که آمریکا یی ها و اسراییلی ها برای تبلیغ ایشان کردند تا به ریاست جمهوری برسد هزینه کمی نبود و توانستند ایشان را در فضای رسانه ای مطرح کنند .خصوصا فضای مجازی که ایشان استفاده کرد خیلی قوی بود .از ایشان حمایت کردند و ایشان توانست در فضای مجازی عملا روی آن فرهنگ عامیانه تاثیر بگذارد و این موج درست شد و ایشان را بالا کشید.تصور من این است که حتی اگر فردا روزی آقای بالسونارو پیروز شود این ترکیبی که وی را حمایت کردند یک ترکیبی است که خیلی زود از هم می پاشد و ترکیب یک پارچه ای نیست.

اساسا چه شد و چه تغییر و تحولی در جهان اتفاق افتاده که آدم هایی از این دست مثل ترامپ و بالسونارو روی کار می آیند ،افراطی ها یی که قدرت می گیرند .در نهایت اینکه سرنوشت سیاست ورزی در جهان به کدام سمت می رود ؟

بیش از ده سال است که مشکلی در جهان سیاست به وجود آمده و آن هم بن بست دموکراسی است .دموکراسی ها در همه جای دنیا به دموکراسی حداقلی رسیده ،یعنی حداقل مردم شرکت می کنند و بعد هم بر اساس یک رای حداقلی رئیس جمهور انتخاب می شود .کما اینکه در آمریکا هم می بینیم رئیس جمهور با یک رای ۲۶ ،۷ درصدی انتخاب می شود و کلی از مردم در انتخابات شرکت نمی کنند . حتی در برزیل که رای گیری اجباری است باز خیلی از مردم غایب هستند حتی در فرانسه و اروپا هم همینطور است . قشر زیادی از مردم دیگر از سیاست مداران مایوس شده اند و در انتخابات شرکت نمی کنند و در نتیجه در خلا نیروهای متفکر و یا نخبگانی که می خواهند جامعه را اداره کنند عملا نیرو های عوام فریب و کسانی که با پول می خواهند همه چیز را درست کنند و نیرو های پوپولیسم و یا شعار زده روی کار می آیند . این یک طرف قضقیه است و طرف دوم فساد سیاست مداران است .متاسفاه فساد سیاست مداران به گونه ای شده که مردم از سیاست مداران در خیلی از جاها به عنوان یک فاسد های اجتماعی نام می برند .خیلی از جاها و حتی آماری که در فرانسه من دیدم ،طبق رای گیری در میان  اقشار مختلف اجتماعی چه کسانی محبوبیت بالاتر و چه کسانی محبوبیت پایین تر ی دارند سیاست مداران جزو کسانی بودن که پایین ترین سطح محبوبیت را در میان مردم داشتند . چون امروز سیاست شغل شده است، یعنی به جای اینکه برای تدبیر امور باشد شده یک شغلی که کاسبی کنند  وبه قدرت برسند و از قبال قدرت زدو بند کنند،  از قبال آن اختلاس کنند و به پول برسند و از قبال آن ارتباطات مختلف داشته باشند . در دنیا هم الان شاهد هستیم که افرد مختلفی بعد از قدرت دچار زندان و گرفتاری و دادگاه و اینها می شوند بخاطر استفاده از قدرت ،در پرو ،در کره جنوبی الان چهار تا رئیس جمهور به همین جرم در زندان هستند و مجوعا در جاهای مختلف . این فضا فضایی است که مردم را از سیاسیون عملا متنفر کرده و به سمت غوغا سالاران و یا به اصطلاح پاپیلیست هایی پیش می برد که فقط با شعار می آیند، امواج مردم را جمع می کنند و به صورت یکبار مصرف هم هستند .اینها تا وقتی که به مرحله پیروزی برسند، کاربرد دارند و بعد از آن حتی به مردم هم فکر نمی کنند .در هر حال یک آفتی است که چسب دموکراسی است و الان ده سالی هم هست که در مجامع علمی بحث دارد می شود که چطور با این بن بست دموکراسی بتوانند مقابله کنند .